جایگاه پایین معلم در آموزش و پرورش/ مزایای کارمندان دولت از فرهنگیان بیشتر است

جایگاه پایین معلم در آموزش و پرورش/ مزایای کارمندان دولت از فرهنگیان بیشتر است

23 اردیبهشت 1397 13:26

شهریار عبدالملکی - معلم

 

یکی از مشکلات ما معلمان این است که آن جایگاه و شانی را که باید در آموزش و پرورش داشته باشیم نداریم. سعی می‌کنم با ذکر نمونه‌هایی، درستی این ادعا را نشان دهم.

در بحث انتقالی، اگر همسر یک معلم زن، فرهنگی نباشد؛ در موقع انتقال از یک شهر به شهر دیگر، به نفعش است. همسر اگر نظامی باشد و حتی شغل آزاد داشته باشد امتیاز بیشتری دارد تا اینکه هر دو فرهنگی باشند!

در بحث واگذاری مسکن فرهنگیان، اگر خانم در اداره یا سازمان دیگری باشد؛ از آن طریق هم ممکن است مسکنی به او تعلق گیرد؛ ولی اگر هر دو در سیستم آموزش و پرورش باشند، محال است.

در خصوص سیستم امتیاز بندی سالیانه، زوج فرهنگی بودن آنقدر امتیاز پایینی دارد که حتی اگر خانم معلمی شوهر جانباز یا معلول داشته باشد، امتیازش بیشتر است.

در خصوص استفاده از مراکز رفاهی فرهنگیان، حتی اگر زوج فرهنگی باشید فقط یکی از شما دو نفر می‌تواند اتاقی را رزو کند. بارها تاکید کرده اند که یکی از زوجین حق رزو دارند.

در ثبت نام دانش آموزان در مراکز خاص، پدر و مادر فرهنگی باز هم امتیاز پایینی دارند. طرح جای گزینی فرزند که در سایر ادارت دولتی اجرا می‌شود، در آموزش و پرورش جایی ندارد. این روش درد بسیاری از بازنشستگان آموزش وپرورش را که دارای فرزندان بیکار هستند رفع می‌کند که اجرا نمی‌شود.

اما نکته مهم این است که خود سیستم با امتیازهایی که هیچ ارزش ریالی ندارد می‌تواند ارزش خانواده‌های فرهنگی را بالاتر ببرد تا اینکه آنها را از زوج فرهنگی بودن در آموزش وپرورش مایوس نکند.

بالا بردن‌شان فرهنگیان نیازی به هزینه هنگفت ندارد؛ از خود وزارت آموزش و پرورش می‌توان شروع کرد. آیا فرهنگیان می‌توانند در نظام مهندسی سهم و فعالیت داشته باشند یا در نظام پزشکی فعالیت کنند؟! در سازمانها، وزارتخانه ها، شهرداریها و در بانکها چطور؟!

این در حالی است که آموزش و پرورش به راحتی به مهندسان و پزشکان و حتی دانشجویان رشته‌های مختلف اجازه تدریس در دروس حتی غیر مرتبط را می‌دهد که می‌توان با ممنوع نمودن هر نوع فعالیت آموزشی برای غیر معلم اهمیت معلم بودن را بالا برد!

بارها شنیده ایم که مامور قلابی یا پستچی قلابی و... دستگیر شده اند؛ سوال من این است که این افراد به تعداد معدودی از افراد جامعه سرو کار دارند و پیگیری می‌شوند؛ در حالی که معلمان قلابی و مشاوران قلابی و کسانی که با روح و روان دانش آموزان سروکار دارند هیچ‌گاه دستگیر نمی شوند؛ حتی معیاری نداریم و حتی ناظری نداریم که در آموزش و پرورش به این موارد رسیدگی کند.

مهندس و دکتر و دانشجوی اخراجی تدریس می‌کنند و جذب مدارس غیر دولتی می‌شوند که حتی مدرک مرتبط ندارند؛ حتی تایید گزینش آموزش و پرورش را ندارند.

تمام معلمانی که سالیان سال در آموزش و پرورش زحمت کشیده‌اند؛ برای فعالیت‌های آموزشی خارج از مدارس دولتی باید بله قربان گوی موسسین مدارس غیرانتفاعی باشند؛ در حالی که یک پزشک بالاخره در خارج از بیمارستان‌ها مطب می‌زند و به اعتبار مدرکش کار می‌کند.

چرا نباید معلمان نظام آموزش و شماره نظام آموزشی داشته باشند؟ چرا هر کسی به راحتی در مدارس غیر دولتی تدریس می‌کند؟ چه می‌شود کادر مدارس غیر دولتی فقط از معلمان رسمی باشد؟ این کار فقط نیاز به یک دستور کتبی دارد و روی وضعیت معیشتی معلمان تاثیر زیادی دارد.

shareاشتراک گذاری

نظرات شما