گزارش «روزان» از تبعات سیاسی بحران ارزی: راز سکوت دلاری رئیس‌جمهور

گزارش «روزان» از تبعات سیاسی بحران ارزی: راز سکوت دلاری رئیس‌جمهور

22 فروردین 1397 12:25

 
گروه سیاسی- افزایش ثانیه به ثانیه قیمت دلار مهم ترین خبر این روزهای ایران است. خبری که البته به کام تقریبا همه گروه‌های اجتماعی ناخوشایند است. سقوط قیمت ریال البته از قبل از عید آغاز شده بود، در آن زمان دلایل مختلف و متعددی از جمله تهدیدات برجامی ترامپ و همزمانی آن با بالا رفتن تقاضا در روزهای پایانی سال برای این افزایش شدید قیمت‌ها ذکر می‌شد. با این حال بازگشایی بازار بعد از تعطیلات طولانی نوروزی نشان داد روند سقوط ارزش ریال موقتی نبوده و این ماجرا با شدت بسیار زیادی ادامه یافت. نقطه اوج ماجرا شاید روز یک‌شنبه بود که در آن دلار به سرعت کانال 5 هزار تومان را طی کرد تا حوالی ظهر روز بعد به رقم عجیب و غریب 6 هزار تومان برسد. درست چند دقیقه بعد از رسیدن دلار به این نرخ افسانه‌ای اعلام شد که خرید و فروش در بازار هم متوقف شده است و دیگر نه ارزی از سوی بانک مرکزی به صرافی‌ها ارائه می‌شود و نه دلالان ریز و درشت بازار ارز حاضر به فروش هستند. 
عصر دیروز با همین خبرهای ضد و نقیض از بازار ارز گذشت. در حالی که گروه‌های تلگرامی و شبکه‌های اجتماعی انباشته از تحلیل‌های مختلف در مورد قیمت ارز  و سقوط ناگهانی ارزش پول ملی بود. تحلیل‌ها و گپ و گفت‌هایی که در همه آنها نگرانی و بیم کارشناسان، فعالان اقتصادی و سایر گروه‌های مردم از سقوط ناگهانی اقتصاد کشور موج می‌زد و یادآور سال‌های 90 و 91 و اوج تحریم‌های هسته‌ای بود. 
*سقوط ارزش ریال‌: سیاسی یا اقتصادی؟
نظرات کارشناسان اقتصادی در مورد دلایل سقوط ارزش ریال متفاوت است. گروهی این مسئله را متاثر از پارامترهای اقتصادی می‌دانند و سیاست‌های دولت در 4 سال گذشته برای پایین نگه‌داشتن مصنوعی نرخ ارز را عامل اصلی این وضعیت قلمداد می‌کنند.
 گروه دیگر در این میان بر نقش مهم سیاست خارجی و تهدیدات برجامی دولت ترامپ انگشت نهاده‌اند. آنها معتقدند اقدامات خصمانه دولت ترامپ علیه برجام و حضور چهره‌های جنگ طلب در آن را عامل اصلی سقوط ارزش ریال می‌دانند. به نظر این تحلیلگران بیم از بازگشت تحریم‌ها موجب افزایش شدید تقاضا برای ارز در بازار شده است و تامین ارز لازم برای ثابت نگه‌داشتن قیمت‌ها از توان دولت بیرون است. البته کم نیستند کارشناسان روابط بین‌الملل که مدام هشدار می‌دهند که آرایش جنگی در دولت ترامپ را نباید چندان جدی گرفت. این گروه تاکید دارند که ترامپ با چنین انتصاباتی بیش از هر چیز در پی آن است که فضایی روانی در داخل کشور شکل گیرد و ایران به این ترتیب و بدون خروج این کشور از برجام یا اقدامات خصمانه واقعی دچار بحرانی سخت شود. 
گروه سوم بر نقش دلال‌ها و احتمال اقدامات گروه‌های سیاسی رقیب دولت برای افزایش نرخ ارز سخن می‌گویند. تحلیلی که البته شایعات و شنیده‌های زیادی در مورد آن وجود دارد بدون آنکه خبر دقیقی در مورد آن بتوان یافت. هر چند سایه سنگین این تحلیل را می‌توان در موضع‌گیری‌های برخی فعالان سیاسی و حتی نزدیکان دولت روحانی هم مشاهده کرد.
*تبعات سیاسی سقوط ارزش ریال
ثبات اقتصادی مهم‌ترین دستاورد دولت حسن روحانی در چهار سال اول بود. ثباتی که خود را در ثابت باقی ماندن نرخ ارز هم نشان می‌داد.  این ثبات اگرچه از رونق تهی بود اما یکی از مهم‌ترین دستاوردهای دولت به شمار می‌رفت و بارها و بارها در تبلیغات انتخابات اردیبهشت ماه 1396 توسط حامیان دولت تکرار شد. 
حسن روحانی به فاصله کوتاهی بعد از پیروزی در انتخابات از شعارهای سیاسی خود در آن انتخابات فاصله گرفت و با چرخاندن سکان هدایت دولت به سمت راست کوشید تا با رقیبان سرسخت خود تنش‌زدایی کند. این رویه البته اصلا به کام بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان- مهم‌ترین گروه اجتماعی حامی دولت روحانی- خوش نیامد و با طعنه و کنایه‌های سخت آنها همراه شد. 
تشکیل کابینه هم بر این شکاف و افتراق افزود. ابقای عبدالرضا رحمانی فضلی در سمت وزارت کشور علی‌رغم مخالفت شدید اصلاح‌طلبان، بدنه اجتماعی و سیاسی این جریان را حتی بیش از قبل ناراضی کرد. ابقای رحمانی فضلی به آن معنا بود که دولت در عرصه سیاست داخلی هیچ برنامه تحولی ندارد و بازی بر مدار همان 4 سال قبل به کام راست میانه و بوروکرات‌های همه فن حریف دولتی خواهد گذشت.
با این اوصاف به سرعت فاصله میان بدنه اجتماعی و دولت دوازدهم گسترده شد. دیگر خبری هم از موضع‌گیری‌های کلامی تند و تیز رئیس جمهور هم نیست و روحانی به نظر بازی را کاملا به پشت پرده منتقل کرده است. در این شرایط توفیق دولت در اقتصاد یا حداقل حفظ وضع موجود به نظر تنها دستاوردی بود که ممکن بود بتواند وضعیت دولت در افکار عمومی و سپهر سیاسی کشور را ثابت نگه دارد.اتفاقات روزهای پایانی سال 96 و آغاز سال 97 اما به نظر نقطه پایان پررنگی بر این امید نهاده است. اوضاع اقتصادی کشور نه تنها خوب نیست که به نظر به شدت بی‌ثبات و آشفته است. تداوم این روند احتمالا بزرگ‌ترین ضربه را به جایگاه دولت در عرصه سیاسی و مقبولیت آن در میان لایه‌های اجتماعی وارد می‌کند. 
*دولتمردان کجا هستند؟
یکی از نکات عجیب در بحران اقتصادی اخیر، غیبت معنادار یا بی‌معنای دولتمردان مسئول است. نه شخص رئیس‌جمهور اظهار نظر مستقیمی در مورد نرخ ارز کرده است و نه تا لحظه تنظیم این گزارش خبری از مقامات مسئولی چون رئیس بانک مرکزی یا وزیر اقتصاد و دارایی و دیگر مقامات دولت مانند معاون اول رئیس جمهور و رئیس دولت او بوده است. 
این سکوت مزمن در افکار عمومی نه تنها به معنای بی‌اعتنایی دولت نسبت به سقوط اقتصاد کشور تلقی می‌شود که تصویری دولتی فلج شده در مقابل بحران را در افکار عمومی تداعی می‌کند. دیروز البته سخنگوی دولت در یک مصاحبه کوتاه تاکید کرد که دولت انتقادات در مورد عدم موفقیت در حفظ ثبات بازار را می‌پذیرد و اقداماتی را هم برای کنترل این بازار برنامه‌ریزی کرده است. لحن نوبخت در این مصاحبه اما به نظر هیجان زده می‌آمد و روشن بود که سخنگوی دولت خبر تازه‌ چندانی برای ارائه کردن ندارد. 
رویه سکوت دولت روحانی و بی ثباتی ها در بازار ارز به نظر دیروز صدای انتقاد متحدان اصلاح‌طلبش را هم بلند کرد. نه تنها سخنگوی حزب اتحاد ملت از سکوت مقامات مسئول در میان نگرانی مردم انتقاد کرد که برخی دیگر از تحلیلگران و فعالان سیاسی اصلاح‌طلب هم نسبت به تبعات منفی این رویه نه فقط برای دولت که برای اعتبار و جایگاه جریان اصلاح‌طلب هشدار دادند. 
*سکوت در بحران : راهکاری که به جایی نخواهد رسید 
حسن روحانی به نظر ذاتا از آن دست سیاستمدارانی است که حل و فصل مسائل در پشت پرده را بر علنی کردن آنها ترجیح می‌دهد. از نگاه این دسته از سیاستمداران موضع‌گیری‌های علنی بیش از هر چیز به کار استفاده در پشت میز چانه‌زنی مخفی می‌آید و فرایندهای سیاسی اصلی را باید در پشت پرده پی گرفت.
با این حال در شرایط فعلی به نظر دو پارامتر این رویه را به چالش گرفته است. نخست آنکه حل و فصل مسائل در پشت پرده بیشتر به کار روزهای معمول سیاسی می‌آید و در شرایطی که بحران فضای کشور را آکنده سازد چندان کارساز نیست. آن هم بحرانی مانند نرخ ارز که زندگی میلیون‌ها نفر را از خود متاثر می‌کند. و دوم آنکه با گسترش روز افزون شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی سیاست هر چه بیشتر به روی صحنه آمده است و تلاش برای مخفی کردن فرایندهای سیاسی یا موضع نگرفتن در شرایط بحرانی تنها صفرا می‌افزاید و اعتبار سیاستمداران را به باد می‌دهد. اعتباری که آقای رئیس جمهور و مشاورانش باید امروز و نه فردا برای آن فکری کنند.

shareاشتراک گذاری

نظرات شما