گزارش تحلیلی «روزان» از پرداخته نشدن به مسئله زنان در اردوگاه اصلاح‌طلبی/ اصلاح‌طلبی در چنته سیاست مردانه؟!

گزارش تحلیلی «روزان» از پرداخته نشدن به مسئله زنان در اردوگاه اصلاح‌طلبی/ اصلاح‌طلبی در چنته سیاست مردانه؟!

24 بهمن 1396 19:5

گروه سیاسی- حضور روزافزون زنان در عرصه اجتماع و موفقیت‌های آنها در عرصه‌هایی مانند تحصیلات دانشگاهی و حتی عرصه ورزش از جمله واقعیت‌های ایران کنونی است. با این حال نارضایتی فزاینده از برخی محدودیت‌ها و تبعیض‌ها در عرصه اجتماعی در میان زنان روی دیگر این سکه است.

مسئله زنان البته اختصاص به جامعه ایران ندارد و سال‌هاست که تقریبا در همه جوامع مسئله برابری حقوقی زنان و مردان موضوع بسیار مهم و مجادله برانگیز در عرصه اجتماعی است. مسئله زنان را می‌توان یکی از جلوه‌های مهم مدرنیته دانست. مدرنیته‌ای که در همه جا در چالشی مدام با سنت به پیش می‌رود و حوزه‌های گوناگون اجتماعی را متاثر کرده است. در امروز که نزدیک به چهار دهه قبل انقلابی اسلامی را تجربه کرده است مسئله مطالبات و حقوق زنان پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. گزارش حاضر اما کوشیده است مسئله زنان را از زاویه‌ای سیاسی بررسی کند و ردپای آن را در منازعه بی‌امان جناح‌های سیاسی ایران تعقیب کند.
*مسئله زنان در منازعات جناحی ایران
چهار دهه بعد از انقلاب اسلامی در ایران، همچنان تمامی جناح‌های سیاسی رسمی بر این موضوع تاکید دارند که به اصل انقلاب و اسلامی بودن آن وفادار هستند. با این حال در مورد مسئله زنان هم مانند سایر موضوعات اختلاف نظرهای زیادی بین دو جناح اصلاح‌طلب و اصول‌گرا وجود دارد. علاوه بر قرائت متفاوت دو جناح از اسلام به عنوان مبنای هویتی آنها،  این اختلافات را باید به‌خصوص با توجه به ماهیت پایگاه‌ اجتماعی این دو گروه مورد توجه قرار داد. در حالی که پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان را احتمالا باید بیشتر در طبقه متوسط شهری و شهرهای بزرگ جستجو کرد_ طبقه متوسطی که یکی از مهم‌ترین شاخص‌های شناسایی آن در ایران بهره‌مندی اعضایش از تحصیلات دانشگاهی است-، اصول‌گرایان معمولا کوشیده‌اند مطالبات لایه‌های سنتی‌تر جامعه ایران را نمایندگی کنند. البته در میان اصول‌گرایان کوشش‌های بسیاری جدی هم برای جذب طبقات پایین شهری هم صورت گرفته است. کوشش‌هایی که جز دورانی که محمود احمدی‌نژاد نماینده تمام قد جناح اصول‌گرا بوده است، چندان قرین توفیق نبوده است. 
این تفاوت در دیدگاه و پایگاه اجتماعی دو جناح طبعا در نظرات آنها در مورد مقوله زنان هم موثر بوده است. مسائلی مانند میزان سختگیری نسبت به مقوله حجاب و حد دخالت حکومت در حوزه پوشش زنان و نیز برخوردهای قانونی و انتظامی با مسئله پوشش زنان از جمله این مسائل بوده است. قوانین مربوط به خانواده و مسائلی مانند حق حضانت فرزندان و طلاق و حتی سن ازدواج از دیگر مسائلی است که دو جناح در مورد آن اختلاف نظرهای جدی دارند.
این اختلاف نظرها البته دیرینه است و در دوران اصلاحات در مواردی مانند تصویب پیوستن ایران به کنوانسیون منع تبعیض علیه زنان و نیز مقوله خروج دختران از کشور برای تحصیل به موضوعی برای بحث و مجادله جدی دو جناح مبدل شد.
علی‌رغم این سابقه به‌نظر می‌رسد که مسئله زنان در تراکم منازعات دو جناح معمولا کمتر مورد توجه قرار گرفته است و در بسیاری موارد به یک اولویت فرعی برای آنها مبدل شده است. این مسئله البته در جریان اصول‌گرایی چندان عجیب نیست. به دلیل نفوذ گسترده این جناح و جریان سیاسی در نهادهای قدرتمند حکومتی آنچه امروز در مورد مسائل مختلف زنان در عرصه‌های مختلف به اجرا در می‌آید بیشتر به دیدگاه آنها نزدیک است. در مقابل اما کم‌توجهی اصلاح‌طلبان به مسئله زنان به نظر چندان قابل توجیه نمی‌رسد. این مسئله در پایگاه اجتماعی آنها مورد توجه بیشتری است و البته نارضایتی زیادی در مورد آن وجود دارد و انباشتی از مطالبات در این حوزه شکل گرفته است. 
*کم‌توجهی اردوگاه اصلاح‌طلبی به مسائل زنان
اینکه چرا علی‌رغم این مطالبه رو به رشد در بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان در گفتمان رسمی سیاسی آنها کمتر به این مسئله پرداخته شده است، می‌تواند دلایل متعددی داشته باشد. یک دلیل احتمالا بیم اصلاح‌طلبان از تحریک شدید بدنه اجتماعی رقیب است. لایه‌های سنتی جامعه ایران به شدت نسبت به مسائل مربوط به زنان حساسیت دارند و مانور روی این مسائل می‌تواند جریان اصلاح‌طلب را به شدت آسیب‌پذیر نماید.
یک دلیل دیگر را می‌توان در فضای مردانه سیاست ورزی در ایران جستجو کرد. واقعیت این است که تمایل زنان برای فعالیت رسمی سیاسی در ایران هنوز اندک است. در حالی که تعدادی از فعالان سیاسی زن به‌خصوص در جریان اصلاح‌طلب سال‌هاست که در این عرصه فعالند و بعضا سمت‌های مهم حزبی را هم در اختیار دارند، حضور زنان در بدنه و راس احزاب سیاسی اصلاح‌طلب هنوز محدود است. زنان در گعده‌های بسیار مهم جناحی هم حضوری بسیار کمرنگ‌تر از مردان دارند و احتمالا این مسئله هم در محدودیت پرداختن اصلاح‌طلبان به مسائل زنان موثر است.
*سرمایه‌گذاری گسترده رقیبان اصلاح‌طلبی
فهرست دلایل احتیاط اصلاح‌طلبان در پرداختن به مسائل زنان احتمالا طولانی‌تر از آن چیزی است که در بالا به آن اشاره شد، با این حال این دلایل هر چه که باشد، عقب افتادن اصلاح‌طلبان از مطالبات روزافزون زنان احتمالا عواقب ناخوشایندی برای این جریان سیاسی به‌دنبال خواهد داشت.
در کنار واقعیت رشد روزافزون  مطالبات زنان که ریشه در دگرگونی‌های اجتماعی از جمله تغییر در سبک زندگی و البته الزامات جامعه شیشه‌ای و شبکه‌ای امروز دارد، یک واقعیت دیگر سرمایه گذاری گسترده رقیبان گفتمان اصلاح‌طلبی در این عرصه است. رقیبانی که میانه چندانی با مشی کلی حرکت اصلاح‌طلبان بر مدار قانون و مسالمت ندارند و بیشتر در پی تشدید شکاف‌ها در جامعه ایران هستند. در تسویه حساب گفتمانی و سیاسی‌ای که این روزها جریان‌های تندرو با اصلاح‌طلبان به راه انداخته‌اند، مسئله مطالبات زنان جایگاه ویژه دارد و مدت‌هاست که سرمایه‌گذاری رسانه‌ای بسیار گسترده‌ای از سوی آنها در این عرصه صورت گرفته است. این پرداخت از سوی این جریانات تندرو و عمدتا خارج نشین به مطالبات زنان در کنار غفلت جریان اصلاح‌طلب از پرداختن به این مسئله می‌تواند در دراز مدت نه فقط عواقب ناخوشایندی برای جریان اصلاح‌طلبی در ایران و رابطه آن با پایگاه و بدنه اجتماعی‌اش در پی داشته باشد که می‌تواند مشکلاتی برای کشور نیز ایجاد کند.
*لزوم خلاقیت سیاسی اصلاح‌طلبان در مورد مسائل زنان
اصلاح‌طلبان معمولا تاکید دارند که در مورد مسائل زنان نباید به سراغ مسائلی رفت که بدنه اجتماعی رقیب را به شدت تحریک و خشمگین سازد. چنین دیدگاهی البته با مشی کلی اصلاح‌طلبان که پرهیز از قطبی کردن جامعه است، تطابق دارد. با این حال این دغدغه زمانی می‌تواند به درستی برآورده شود که جریان اصلاح‌طلبی در ایران بتواند اولویت‌های دیگری را  در این عرصه شناسایی کرده و البته روش‌ها و راهکارهایی برای حرکت دراین مسیر بیابد. این امری است که به نظر در سیاست‌گذاری کلان اصلاح‌طلبان غایب است و این غیبت را عرصه برای رقیبان تندروتر فراهم می‌آورد.
اقدامات مهمی چون سهمیه‌بندی لیست شوراهای شهر و مجلس شورای اسلامی و اختصاص 30 درصد از کرسی‌های این نهادها به زنان از سوی شورای عالی سیاست‌گذاری در سال‌های اخیر البته اقدامی مهم و ارزشمند بوده و در دراز مدت می‌تواند نتایج مثبتی را به‌دنبال داشته باشد. با این حال مسئله زنان را نه تنها در سطح اختصاص سهمیه در کرسی‌های سیاسی که در سطح گفتمانی و تشکیلاتی هم باید تعقیب  شود.

چنین اقدامی البته آسان نیست و چالش‌های بزرگی در مسیر آن وجود دارد. با این حال هنر اصلاح‌طلبی همواره ساختن پل بر شکاف‌های عمیق و خلاقیت‌ در عمل سیاسی بوده است. خلاقیتی که به‌نظر این‌روزها به شدت درمورد مسئله زنان در اردوگاه اصلاح‌طلبی به آن نیاز است.  

shareاشتراک گذاری

نظرات شما