فقدان برنامه اصلاح‌طلبانه برای کشور؛ پاشنه آشیل «اتحاد و انتقاد»

گزارش تحلیلی «روزان» از دشواری‌های اجرای تاکتیک «اتحاد و انتقاد» اصلاح‌طلبان در قبال دولت

فقدان برنامه اصلاح‌طلبانه برای کشور؛ پاشنه آشیل «اتحاد و انتقاد»

23 دی 1396 18:43

گروه سیاسی- مدت‌هاست که در محافل سیاسی و رسانه‌ای، فعالان سیاسی اصلاح‌طلب تاکید دارند که تاکتیک آنها در قبال دولت حسن روحانی تاکتیک «اتحاد و انتقاد» است.

گروه سیاسی- مدت‌هاست که در محافل سیاسی و رسانه‌ای، فعالان سیاسی اصلاح‌طلب تاکید دارند که تاکتیک آنها در قبال دولت حسن روحانی تاکتیک «اتحاد و انتقاد» است. طرح این مسئله از سوی این فعالان سیاسی احتمالا بدان معناست که این گروه ضمن آنکه دولت حسن روحانی را در شرایط فعلی موازنه قوای سیاسی کشور به دولت اصول‌گرایان ترجیح داده و در سطح کلان سیاسی از آن حمایت می‌کنند، اما نسبت به تمام سیاست‌ها و برنامه‌های این دولت نگرش تدافعی نداشته و در مواردی هم به انتقاد از این سیاست‌ها و برنامه‌ها می‌پردازند.
با این حال آنچه این روزها در فضای سیاسی کشور روشن است اینکه اجرای متوازن این تاکتیک برای اصلاح‌طلبان با دشواری‌های عمیقی مواجه گردیده است. از یک سو رهبران اصلاح‌طلب به‌صورت عمده بر وجه اتحاد با دولت پای می‌فشارند و در مصاحبه‌های خود از حسن روحانی و دولتش به‌خصوص در مقابل هجمه‌های شدید و سنگین رقیب اصول‌گرا حمایت می‌کنند و از سوی دیگر بدنه سیاسی و اجتماعی این جریان به‌خصوص در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی معمولا با زبانی تند و تلخ به انتقاد از رویکردها، برنامه‌ها و عملکرد دولت دوازدهم مشغولند. امری که به خودی خود نوعی شکاف را میان راس و بدنه جریان اصلاحات نشان می‌دهد. در روزهایی که اصلاح‌طلبان و گفتمان سیاسی اصلاح‌طلبی به‌شدت در افکار عمومی زیر فشار و هجمه است، چنین شکافی در حال مبدل شدن به یک مشکل بزرگ و جدی برای این جناح سیاسی است. به عبارت دیگر بدنه سیاسی و اجتماعی اصلاح‌طلبان تشکل‌های سیاسی و رهبران این جریان را به محافظه‌کاری، عافیت‌طلبی و حتی استفاده از رانت‌های سیاسی در مقابل سکوت در برابر مشکلات دولت متهم می‌کنند.
*دشواری‌های تاکتیک «اتحاد و انتقاد»
اجرای تاکتیک «اتحاد و انتقاد» اساسا کاری دشوار و پیچیده است؛ حفظ توازن میان دو جزء این تاکتیک که ماهیتی چندان سازگار ندارند، برای هر جریان سیاسی مشکلات و پیچیدگی‌هایی را به بار می‌آورد. این مسئله به خصوص در فرهنگ سیاسی و عرف سپهر سیاست در ایران که زبان تلخ و تند و گزنده در انتقاد، سکه رایج است، بسیار دشوارتر هم می‌شود. چه اینکه جامعه به لحن گزنده در انتقاد علاقه دارد و بیش از محتوای نقد بر لحن آن تمرکز دارد. به این ترتیب معمولا انتقاداتی با لحن ملایم از سوی بدنه سیاسی و اجتماعی چندان به حساب نقد نمی‌آید و حتی گاه با عباراتی ناخوشایند!!توصیف می‌شود از سوی دیگر رقیب اصول‌گرا هم با امکانات بسیار گسترده رسانه‌ای آماده است تا هر نقد کوچکی را دستمایه عملیات روانی گسترده علیه دولت و اصلاح‌طلبان قرار دهد و برای ایجاد یاس در بدنه سیاسی و اجتماعی این جریان بکوشد. ناامیدی‌ای نه فقط از دولت که از مجموعه جریان اصلاح‌طلب و مهم‌تر از آن مسیر انتخابات و صندوق رای که رگ حیات اصلاح‌طلبی در ایران امروز است.
*فقدان برنامه برای اداره کشور،پاشنه آشیل «اتحاد و انتقاد»
با این حال ضعف جریان اصلاحات در اجرای تاکتیک «اتحاد و انتقاد» را باید در یک مشکل مهم دیگر هم جستجو کرد. مسئله‌ای که شاید بتوان آن را ضعف «برنامه محوری» در کل سپهر سیاست ایران دانست. شمای کلی این ضعف مهم را می‌توان این‌گونه توصیف کرد : جناح‌های سیاسی در ایران (اصلاح‌طلب و اصول‌گرا) به لحاظ مبانی نظری، ارزش‌های هنجاری و رویکردهای اساسی اداره کشور با یکدیگر تمایزات بنیادینی دارند. تمایزاتی که تاثیرات بسزایی در روندهای اصلی اداره کشور در دوران زمامداری هر یک از این جناح‌ها به بار می‌آورند. با این حال مختصات سیاست‌ورزی جناحی (عدم شفافیت، شخص‌محوری، مرکزیت داشتن نهادهای مختلف نظام برای جناح‌های مختلف و به‌خصوص ضعف مفرط احزاب و تشکل‌های سیاسی) مانع از آن شده است که این جناح‌ها برنامه‌های روشن و دقیقی برای اداره کشور در حوزه‌های مختلف داشته باشند. در غیاب احزاب قوی و سازمان یافته کار تهیه برنامه برای اداره کشور در حوزه‌های گوناگون عموما به دستگاه بوروکراسی دولتی سپرده می‌شود، -گذشته از آنکه برخی دولت‌ها مانند دولت احمدی‌نژاد اساسا علاقه‌ای به برنامه در معنای رایج برای اداره کشور نداشته‌اند. دستگاه بوروکراسی هم مشخصات خود را دارد، که کندی، شبکه پیچیده و ناشناخته منافع و فقدان خلاقیت از جمله آنهاست. به این ترتیب دستگاه بوروکراسی دولت یگانه مکان برای تدوین برنامه برای حوزه‌های مختلف کشور است، بدون آنکه هیچ رقیبی داشته باشد یا هیچ حزب و تشکل و حتی جناح سیاسی بتواند برنامه‌ای بدیل درحوزه مشخص ارائه کند یا حتی نقدی همه جانبه بر برنامه ارائه شده توسط بوروکرات‌ها وارد کند.
به نظر تنها نهاد با فاصله‌ای طولانی، کمیسیون‌های تخصصی مجلس شورای اسلامی است که البته هم ضعف و فقدان برنامه در نزد جناح‌های سیاسی، تاثیر خود را بر بهارستان هم گذشته است و هم  نمایندگان مجلس تحت تاثیر نظام انتخاباتی معیوب معمولا به کدخداهای دور از خانه حوزه‌های انتخابیه خود بدل شده‌اند و هر موضوع کلان کشوری را صرفا از منظر منافع کوتاه مدت رای‌دهندگان حوزه‌های انتخابیه خود می‌نگرند.
احزاب و تشکل‌های جناح‌های مختلف سیاسی در چنین شرایطی با تمرکز صرف بر امور کلی به مناقشه‌ای بی‌پایان با جریان رقیب مشغول می‌شوند. مناقشه‌ای که در آن بیش از هر چیز ردپای مسائل ایدئولوژیک و خرده حساب‌های گذشته برجسته است و شدت و حدتی کم نظیر هم دارد. این مناقشات و جدال بر سر کلیات البته بخشی از فرایند‌ها و روندهای سیاسی است، با این حال در غیاب احزاب قدرتمندی که توان ورود تخصصی به حوزه‌های مختلف اداره کشور و ارائه برنامه و یا حداقل نقد برنامه‌های دولت در این عرصه را ندارند.
این وضعیت در حالی که اصلاح‌طلبان تاکتیک «اتحاد و انتقاد» را در قبال دولت برگزیده‌اند به خوبی آسیب‌های خود را آشکار می‌سازد. اصلاح‌طلبان در سطح کلان سیاسی به خوبی از دولت در مقابل هجمه‌های شدید جناح رقیب حمایت می‌کنند. با این حال وقتی پای انتقاد به میان می‌آید دست پری برای ارائه نقدی محکم و در عین حال سازنده و همراه با راهکار در حوزه‌های مختلف ندارند. در این شرایط و در حالی که از هر حوزه مدیریت کشور فریاد مطالبه‌ای-درست یا نادرست- بر می‌آید، اصلاح‌طلبان به دلیل فقدان شناخت دقیق و برنامه بدیل در مقابل یک دوراهی قرار می‌گیرند : سکوت در برابر این مطالبه تا به دولت فشاری وارد نشود، یا همراهی غیرانتقادی با هر مطالبه درست یا نادرستی با انگیزه حفاظت از پایگاه اجتماعی و جلب رضایت بدنه.
چنین وضعیتی را بیش از هر زمان دیگری می‌شد در حواشی پیش‌آمده برای لایحه بودجه سال 97 مشاهده کرد. در حالی که افکار عمومی و شبکه‌های مجازی مطالباتی در مورد مسائلی چون افزایش عوارض خروج از کشور یا افزایش قیمت حامل‌های انرژی داشتند، اصلاح‌طلبان به دلیل فقدان برنامه و دیدگاه جمع‌بندی شده به همان دو راه پیش‌گفته رفته‌اند و بعید است که نتیجه مثبتی هم از این روند نصیب آنها شود. روزی سخن از تثبیت قیمت‌ها توسط نمایندگان اصلاح‌طلب مجلس مطرح می‌شود و فریاد دولت و برخی کارشناسان به هوا می‌رود و روز دیگر فریادها در شبکه‌های اجتماعی علیه اصلاح‌طلبان به دلیل همراهی با سیاست‌های ریاضت اقتصادی دولت بالا می‌گیرد و این همه در حالی است که احزاب اصلی اصلاح‌طلب حتی در ارائه یک نقد نظام‌مند به لایحه بودجه هم ناکام هستند.
این ضعف احزاب در ارائه برنامه‌های بدیل برای کشور البته که ریشه‌های عمیق دارد و تغییر یک‌باره آن ممکن نیست. با این حال شناخت این ضعف می‌تواند نقطه شروعی برای یافتن راهکارهای مناسب باشد. در سیاست هم مانند سایر عرصه‌های زندگی تغییرات معجزه‌آسا کمیاب و چه‌بسا نایابند و برای تغییر در عرصه سیاست هم باید بیشتر به بهبودهای مداوم و تدریجی دل بست. بهبودهایی که به نظر وقوع آنها در حوزه احزاب و تشکل‌ها نیاز ضروری جریان اصلاحات است.

shareاشتراک گذاری

نظرات شما