اقدامات مدیریت بحران به‌موقع نیست

اقدامات مدیریت بحران به‌موقع نیست

20 دی 1396 19:27

 همان‌طور که می‌دانید ما نزدیک به 63 هزار روستا‌ و آبادی در کشور داریم. در گذشته خانه‌های روستایی‌ها و آبادی‌ها عمدتاً خشت و گلی بوده است، زیرا قدمت روستاها طبعاً از شهرها بیشتر است. در ابتدا جایی به‌عنوان شهر نبود و از محل گسترش روستاها، شهرها نیز شکل گرفتند. البته شاید برخی از افراد بخواهند به 500 سال قبل برگردند و بگویند ما جاهایی مانند شهرری یا اصفهان، قزوین و غیره را داشتیم، بله اما بحث من مربوط به چند قرن گذشته است. به همین خاطر بیشترین آثار تاریخی را می‌توانید در روستاها ببینید، قدیمی‌ترین قلعه‌ها و کاروانسراها در روستاها و بین روستاها قرار دارد. حتی در سفرنامه‌های بزرگانی مانند ناصر خسرو، در نوشته‌هایشان می‌آورند که مثلاً از قریه فلان گذر کردیم.  

ابوالفضل رضوی
معاونت توسعه روستایی
 همان‌طور که می‌دانید ما نزدیک به 63 هزار روستا‌ و آبادی در کشور داریم. در گذشته خانه‌های روستایی‌ها و آبادی‌ها عمدتاً خشت و گلی بوده است، زیرا قدمت روستاها طبعاً از شهرها بیشتر است. در ابتدا جایی به‌عنوان شهر نبود و از محل گسترش روستاها، شهرها نیز شکل گرفتند. البته شاید برخی از افراد بخواهند به 500 سال قبل برگردند و بگویند ما جاهایی مانند شهرری یا اصفهان، قزوین و غیره را داشتیم، بله اما بحث من مربوط به چند قرن گذشته است. به همین خاطر بیشترین آثار تاریخی را می‌توانید در روستاها ببینید، قدیمی‌ترین قلعه‌ها و کاروانسراها در روستاها و بین روستاها قرار دارد. حتی در سفرنامه‌های بزرگانی مانند ناصر خسرو، در نوشته‌هایشان می‌آورند که مثلاً از قریه فلان گذر کردیم.  
 
طبیعی بود که از ابتدا فکر می‌کردیم بعداز انقلاب نیاز مردم روستاها، آب شرب، برق، روشنایی فقط نه به معنای روشنایی صنعتی، فضای آموزشی و خانه‌های بهداشت و درمان است. لذا بیشترین وقت خود را صرف آسفالت کردن جاده‌های روستاها، صرف روشنایی روستاها، خانه بهداشت و فضای آموزشی کردیم. فارغ و غافل از این بودیم که این موارد شاید نیازهای دسته چندم روستاها باشد. با توجه به اینکه به‌اتفاق آرای جهانی، ایران بر روی دو کمربند عظیم و عجیب «خشکسالی» و «زلزله» قرار دارد، این دو کمربند می‌تواند برای کشور ما هم به فرصت تبدیل شود و هم به تهدید،‌که البته این دو به نوع نظام برنامه‌ریزی کشور بستگی دارد.
 
متأسفانه آن توجه اولیه به روستاها، نشان داد که نظام برنامه‌ریزی ما همزمان با نظام سیاسی و نظام فرهنگی متحول نشد. باید وضعیت درآمدی، وضعیت آموزشی و نه فضای آموزشی را، بحث خشکسالی و آموزش در برابر زلزله را به مردم روستا آموزش می‌دادیم. از سوی دیگر ما آمدیم به مردم شهر آموزش دادیم که خانه‌هایتان را با روش‌هایی بسازید که در قبال زلزله مقاوم باشد، اما به مردم روستا آموزش ندادیم. برای شهرها آیین‌نامه گذاشتیم و بر روستاها نظارت کمتری انجام دادیم. ضمن اینکه بنیاد مسکن در این رابطه تلاش‌های بسیاری را انجام داد، اما این تلاش‌ها کافی نبود. از این جهت بحث زلزله بحث بسیار مهمی برای ما بوده و هست.
در زلزله کرمانشاه، متأسفانه اقدامات مدیریت بحران به‌موقع نبوده است، به‌همین‌دلیل امروز با گذشت نزدیک به دو ماه از زلزله کرمانشاه، متأسفانه علیه دولت مظلوم که خدمات فراوانی را به مردم زلزله‌زده ارائه کرده است، همچنان جوسازی وجود دارد. آن‌هم به‌دلیل این است که مدیریت بحران در لحظه ورود به بحران، تأخیر زیادی داشت.
 
من در بحث زلزله مطالعات بسیاری داشتم،‌ موضوع پایان‌نامه ارشد من گسل اشتهارد - دماوند است. به نظر من گسل سرخ حصار، گسل عباس‌آباد، گسل فرحزاد، گسل ونک و.‌.. همه و همه شاخه‌های یک تنه قدرتمند به اسم گسل اشتهارد - دماوند است. ما باید همواره دعا کنیم که انرژی گسل اصلی اشتهارد- دماوند از طریق گسل‌های فرعی آزاد شود، زیرا اگر این انرژی از طریق گسل‌های فرعی آزاد شود، انرژی اصلی باقیمانده در گسل اصلی، کمتر می‌شود و زمانی که گسل اصلی اشتهارد-دماوند فعال شد، خسارات احتمالی تهران نیز کمتر خواهد بود.
مدیریت بحران و بخش‌های مربوطه به آن باید از حرکت دقیق گسل‌ها اطلاعات صحیح و به‌موقع داشته باشند. گسل ماهدشت بالاخره تهران را اکنون تکانی داده است. متأسفانه هیچ‌گونه آموزشی برای چنین شرایطی به مردم داده نمی‌‌شود. از همان زمان که تهران لرزید تاکنون چه آموزش‌هایی به مردم داده شده است؟ آیا شهروندان می‌دانند که همین «لوسترها» خود عامل کشنده هستند؟ بارها به مردم اعلام شده که فکری برای این لوسترهای خود کنید، اما متأسفانه هیچ توجهی به این قبیل هشدارها نمی‌شود. «سرامیک‌ها» عامل کشنده دیگری در زمان زلزله هستند. زمانی که زلزله رخ می‌دهد این سرامیک‌ها خرد می‌شوند و به‌دلیل تیز و برنده بودن آنها، تبدیل به یک آلت قتاله می‌شوند. باید اعلام شود که جلوی استفاده از سرامیک‌ها در ساختمان سازی یا ممنوع شود و یا اینکه سرامیک‌ها را با روش و فناوری جدیدی بسازند که به‌جای تکه‌تکه شدن، مثلاً به‌طور کامل پودر شوند. نمای سنگ و شیشه هم خود عامل دیگری برای افزایش خطرات در زمان زلزله است. متأسفانه هیچ‌گونه آموزشی برای شرایط بحرانی مانند زلزله به مردم داده نمی‌شود.
جالب است که بدانید زمانی که زلزله تهران رخ داد برخی از نهادها و مجموعه‌های باشگاهی، اجازه نمی‌دادند مردم وارد این سرپناه‌ها شوند و فقط به کارکنان خود اجازه ورود به مکان امن را می‌دادند. در این شرایط که دیگر هیچ فرقی میان مردم وجود ندارد؛ اما متأسفانه این قبیل برخوردها هم از سوی برخی از افراد مشاهده می‌شود. معتقدم یکی از مکان‌هایی که می‌تواند برای مواقع بحرانی آموزش و تجهیز شوند، باغ‌هایی است که در اطراف تهران و عمدتاً به‌صورت رستوران در حال فعالیت هستند. مدیریت بحران تهران باید صاحبان این باغ‌ها را  آموزش دهند. می‌توان در این باغ‌ها لوازم ضروری مانند لوازم بهداشتی، چادر، مواد غذایی جامد و.‌.. را در آنها برای مواقع بحرانی جاسازی کرد.

shareاشتراک گذاری

نظرات شما