یاد مردی که در همه قاب‌های سیاست ایستاد!

نگاهی به زندگی سیاسی آیت‌الله هاشمی

یاد مردی که در همه قاب‌های سیاست ایستاد!

20 دی 1396 19:27

گروه سیاسی- تاریخ معاصر ایران نام‌های بزرگ و قهرمانان بنام کم نداشته است. وقوع دو انقلاب در 110 سال گذشته و البته چند نهضت اصلاحی، فضای تاریخ معاصر ایران را سرشار از مردان و زنانی کرده است که هر یک در دوران خود اهل حماسه بوده‌اند. انقلاب ایران هم مردان بزرگ و اثرگذار بسیاری داشته است. از امام خمینی که یک تنه رهبری آن انقلاب را به دست گرفت تا نام‌هایی چون مطهری، بهشتی، خامنه‌ای، مفتح و... فهرست بلند بالایی از انقلابیون پیروز. آنها که شاهی را ساقط کردند و خود بنیان‌گذاران نظامی نوین شدند. نظامی که مهم‌ترین متغیر اثرگذار بر سرنوشت ایران 40 سال اخیر بوده است.

گروه سیاسی- تاریخ معاصر ایران نام‌های بزرگ و قهرمانان بنام کم نداشته است. وقوع دو انقلاب در 110 سال گذشته و البته چند نهضت اصلاحی، فضای تاریخ معاصر ایران را سرشار از مردان و زنانی کرده است که هر یک در دوران خود اهل حماسه بوده‌اند. انقلاب ایران هم مردان بزرگ و اثرگذار بسیاری داشته است. از امام خمینی که یک تنه رهبری آن انقلاب را به دست گرفت تا نام‌هایی چون مطهری، بهشتی، خامنه‌ای، مفتح و... فهرست بلند بالایی از انقلابیون پیروز. آنها که شاهی را ساقط کردند و خود بنیان‌گذاران نظامی نوین شدند. نظامی که مهم‌ترین متغیر اثرگذار بر سرنوشت ایران 40 سال اخیر بوده است.
این تراکم نام‌های بزرگ و شخصیت‌های بنام اما مانع از آن نیست که اکبر هاشمی رفسنجانی شخصیتی بی‌نظیر در تاریخ معاصر ایران باشد. مردی که حالا یک سال است دامن از حال برچیده و به گذشته پیوسته و روزگار از او و شعبده‌های سیاسی‌اش خالی شده است.
هاشمی مرد سیاست بود. در همه قاب‌هایی که یک سیاستمدار می‌تواند در طول عمرش بایستد، ایستاد. مبارزه با شاه فصل اول زندگی سیاسی او بود. فصلی که از روزگار طلبگی در قم شروع شد. از همان زمان که رفیق مصطفی فرزند امام خمینی بود. طلبه جوان مبارز اما در همه سال‌های بعد از خرداد 42 محور اصلی جناح مذهبی مخالف با رژیم شاه بود. با سابقه بارها بازداشت و زندان. با چنین سابقه و جایگاه، عجیب نبود که او در فصل هدایت انقلاب و یک سال پایانی عمر رژیم سابق در کانون هدایت انقلاب بایستد.
هاشمی اما بعد از پیروزی انقلاب خیلی زود به محور جناح مذهبی‌ای مبدل شد که در سال‌های پرتلاطم پایان دهه پنجاه و ابتدای دهه 60 در مبارزه‌ای جدی و گاه خون‌بار با دیگر گروه‌های سیاسی درگیر شده بود. مبارزه‌ای که با پیروزی انقلابیون مذهبی در آن شمای نظام جمهوری اسلامی و مختصات بلوک قدرت آن ترسیم شد. ترور مبارزان بزرگی چون مطهری و بهشتی جایگاه هاشمی را باز هم بالاتر بود و به او نزدیک‌ترین جایگاه را به رهبر انقلاب داد. از آن نسل مبازران بزرگ پیش از انقلاب حالا او مانده بود و آیت‌الله سید‌علی خامنه‌ای. هاشمی رئیس مجلس شد و آیت‌الله خامنه‌ای رئیس‌جمهور.
هاشمی در دهه شصت و در جایگاه مدیریت پارلمان خیلی زود به محور اصلی اداره کشور مبدل شد. دو جناح راست وچپ آن دوران اختلافات شدیدی با هم داشتند و هاشمی حالا نقشی را یافته بود که گویی برای آن ساخته شده بود. او محور تعادل کشور بود و هر منازعه بزرگ جناحی سرانجام در دفتر او به جایی می‌رسید.
هاشمی اما نه فقط سیاست‌ورزی پارلمانی که مدیر مهم‌ترین مسئله آن سال‌های ایران، یعنی جنگ بود. او در جایگاه قائم‌مقام فرمانده کل قوا جنگی طولانی را با عراق هدایت کرد و سرانجام همو بود که به این تصمیم رسید که جنگ باید پایان یابد و در تصمیم نهایی امام خمینی بیشترین نقش را داشت. آنچه بعدها مخالفانش از آن به خوراندن جام زهر تعبیر می‌کردند و موافقانش به فداکاری بزرگ.
هاشمی مرد اول الیگارشی سیاسی بود. شاید به همین دلیل بود که نقش بزرگی در تعیین جانشین امام خمینی بازی کرد و بعد از آن پیروز انتخابات ریاست جمهوری‌ای شد که در آن هیچ رقیبی نداشت. پس این بار دیگر نقش مهم یک سیاستمدار را بر عهده گرفت‌: مدیر اجرایی کشور شد و در جایگاه ریاست جمهوری نشست.
هاشمی مرد تصمیم‌های بزرگ بود و چرخش‌های سیاسی. پس در آن دوران 8 ساله از چپ به راست چرخید. دولت دوم او محل حضور راست‌گرایانی بود که با نامزد کردن علی‌اکبر ناطق نوری قصد یک کاسه کردن قدرت را داشتند. هاشمی اما در سال‌های پایانی به چپ چرخید و گروهی از وفادارانش زمینه ساز اصلی پیروزی جناح چپ در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 شدند.
هاشمی اما بر خلاف نظر چپ‌ها سال 78 سودای ریاست دوباره مجلس کرد و البته در موج پیروزی جناح جپ به سختی شکست خورد. شکست خورد تا دوره‌ای از سختی  و شکست‌های شدید آغاز شود. آن چنان که هشت سال بعد او در قامت نامزد که بخش چپ ومیانه طیف سیاسی بر او اجماع داشتند بازنده بزرگ رقابت با محمود احمدی‌نژاد شد. کسی که آمده بود که بنیاد هاشمی را براندازد که هاشمی نماد اصالت بود و او و یارانش میانه‌ای با هیچ اصالتی نداشتند.
هاشمی در 4 سال نخست آن دوران به فعال‌ترین مخالف احمدی نژاد مبدل شد تا دیگر نقش مهم یک سیاستمدار را بر عهده بگیرد و رهبر اپوزیسیون باشد.  در انتخابات پرماجرای سال 88 هم ابایی از مخالفت با احمدی‌نژاد نداشت و بعد از آن انتخابات احتمالا سخت‌ترین و پرفشارترین دوره عمر سیاسی او آغاز شد. رسانه‌های حامی احمدی نژاد به او لقب ساکت فتنه دادند و خانواده‌اش مورد تهاجم قرار گرفت. حمله به او انگار تنها محور اتحاد اصول‌گرایانی بود که از پس زلزله 88 حالا به تدریج به‌عنوان یک جناح سیاسی فرو می‌پاشیدند.
نام او اما آن‌قدر بزرگ بود که در مقام رهبر مخالفان وضع موجود همه بر نامزدی مجدد او اجماع کنند. نامزدی پرماجرایش اما به سد مخالفت شگفت‌‌آور شورای نگهبان خورد که یار نزدیک امام و رئیس‌جمهور سابق و رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را واجد صلاحیت برای ریاست جمهوری ندانست. در گرد یاسی که بعد از آن بر فضای سیاست ایران پاشیده شد هاشمی به انتظار ماند و در لحظه لازم برگ برنده را رو کرد و آرای خود را به صندوق نزدیک‌ترین یارش یعنی حسن روحانی فرستاد.
حالا هاشمی رهبر اعتدال‌گرایان و اصلاح‌طلبان بود. تریبون‌هایش در مجمع تشخیص مصلحت نظام حالا بار دیگر کانون تحولات سیاسی ایران بود. او در مقام رهبر این جناح‌های سیاسی پیروز مطلق انتخابات پنجمین دوره خبرگان در تهران بود جایی که او در آن برای فردای نظامی برنامه‌ریزی می‌کرد که دیروز و امروزش را بر آن نهاده بود.
مرگ اما ناگهانی از راه رسید و هاشمی را از عرصه به در برد. مردی که مخالف کم نداشت، منتقد هم همین‌طور و البته اشتباهات بسیار درکارنامه او بود. اشتباهاتی به بزرگی شخص و شخصیت او. هاشمی اما به تمامی مرد سیاست بود با همه خوبی‌ها و بدی‌هایش.
دیروز و در اولین سالگرد فقدان او خانواده و سیاستمداران همراهش در سالن کنفرانس سران به یاد او نشستند. یاد او که به یاد می‌آورد که سیاست هم پاره‌ای از زندگی است و به کسی وفا نمی‌کند حتی اگر او اکبر هاشمی‌رفسنجانی باشد.

shareاشتراک گذاری

نظرات شما