شکست آموزش‌و‌پرورش در یک برنامه دیگر

«طرح تعالی مدیریت» به نفع مدیران است یا مدارس؟

شکست آموزش‌و‌پرورش در یک برنامه دیگر

16 دی 1396 22:17

وقتی سند صد صفحه‌ای طرح تعالی مدیریت در مدارس را می‌خوانیم در نگاه اول چیز زیادی دستگیرمان نمی‌شود، زیرا مانند همه اسناد دیگر و از جمله سند طرح تحول، آن‌قدر کلی و مبهم و با عبارات سنگین و غیرقابل فهم نوشته شده که به نظر می‌رسد از جایی دیگر کپی یا از یک متن خارجی ترجمه کلمه به کلمه کرده‌اند. من فکر می‌کنم خود نویسندگان این اسناد هم برای توضیح جملاتی که نوشته‌اند دچار مشکل شوند!

مژگان باقری، دبیر
وقتی سند صد صفحه‌ای طرح تعالی مدیریت در مدارس را می‌خوانیم در نگاه اول چیز زیادی دستگیرمان نمی‌شود، زیرا مانند همه اسناد دیگر و از جمله سند طرح تحول، آن‌قدر کلی و مبهم و با عبارات سنگین و غیرقابل فهم نوشته شده که به نظر می‌رسد از جایی دیگر کپی یا از یک متن خارجی ترجمه کلمه به کلمه کرده‌اند. من فکر می‌کنم خود نویسندگان این اسناد هم برای توضیح جملاتی که نوشته‌اند دچار مشکل شوند!
بنابراین چاره‌ای نداریم جز اینکه یک راست به جداول پیوستی آخر کتاب مراجعه کنیم تا منظور طراحان را از طرح تعالی مدیریت دریابیم؛ اما در جداول پیوست هم چیزی نمی‌بینیم جز یک مدینه فاضله که تمامی وظایف مدیر را مو به مو بیان کرده و هیچ نکته‌ای را از قلم نینداخته است؛ اما اگر این جداول را به‌صورت دقیق و موشکافانه بررسی کنیم به نکات جالبی پی می‌بریم:
1) این مدینه فاضله فقط برای قشر مرفه شهری طراحی شده و مدارس روستایی یا مدارسی که در نقاط فقیرنشین شهرها قرار دارند از همان ابتدای ورود به این طرح محکوم به شکست هستند و از دور رقابت حذف می‌شوند. برای اثبات این ادعا بهتر است سراغ مدرسه‌ای برویم که به‌عنوان برگزیده طرح تعالی مدیریت در کشور معرفی شده است و به چند مورد از فعالیت‌های امتیازآور این مدرسه اشاره کنیم.
الف) امکانات رفاهی مدرسه
 مجهز کردن مدرسه به سیستم هوشمند، زیبا سازی مدرسه، تهیه فرم یکدست ورزشی برای زنگ تربیت‌بدنی، برطرف کردن مشکلات فیزیکی مدرسه و ده‌ها برنامه جنبی دیگر، همه و همه با پول اولیای این مدرسه میسر شده است.
ب)مسابقات هنری و ورزشی
 به‌دلیل وضعیت مناسب مالی خانواده‌ها، اکثر دانش‌آموزان در خارج از ساعات مدرسه به کلاس‌های ورزشی می‌روند و همین مسئله باعث شده که این مدرسه در تمام مسابقات ورزشی در سطح استان مقام اول یا دوم را به دست آورد. در این مدرسه دانش‌آموزانی هستند که در رشته‌های شنا، تنیس روی میز و حتی سنگ‌نوردی، دارای مدال‌های طلا و نقره کشوری هستند! در رشته‌های هنری نیز سالانه میلیون‌ها تومان هزینه مربی برای مسابقات سرود و نمایش و موسیقی شده و در نتیجه در این رشته‌ها هم هر سال صاحب مقامی هستیم.
ج) برگزاری اردوها
 هزینه هر اردو برای یک دانش‌آموز از کرایه اتوبوس گرفته تا تهیه خوراک و تنقلات و بلیت وسایل بازی؛ چیزی در حدود شصت تا هفتاد هزار تومان می‌شود و به‌همین‌دلیل است که فقط چنین مدارسی می‌توانند در طول سال، دانش‌آموزان را هشت بار به اردو ببرند. ما در این مدرسه دانش‌آموزانی داریم که برای یک اردوی نیم‌روزه در باغ بانوان، مبلغ 250 هزار تومان لباس نو می‌خرند تا به دوستان خود نشان دهند!
د) مشارکت اولیا
 همان‌طور که در بخش (الف) گفته شد، کاری در این مدرسه وجود ندارد که هزینه آن از جیب اولیا پرداخت نشود. علاوه بر آن، چون اکثر اولیا از قشر صاحب‌قدرت هستند؛ از رئیس بانک گرفته تا بخشداران و دندان‌پزشک و روان‌پزشک و بازرگان و بساز و بفروش، بنابراین هر یک از مشکلات مدرسه به دست توانای یکی از این اولیای محترم قابل حل خواهد بود.
ه) وضعیت آموزشی
 به‌دلیل وضعیت مناسب مالی، بیشتر دانش‌آموزان علاوه بر کلاس مدرسه، در کلاس‌های خصوصی و نیمه‌خصوصی خارج از مدرسه هم شرکت می‌کنند. آنهایی هم که نمره خیلی پایینی دارند با فشار مدیر مدرسه، نمره قبولی می‌گیرند و بنابراین همیشه آمار قبولی مدرسه بالاتر از حد متوسط است.
این چند مورد برای نمونه آورده شده است. خوانندگان محترم می‌توانند کل سند طرح تعالی مدیریت را مطالعه کرده و بگویند آیا واقعا انجام تمام مواردی که به‌عنوان شرح وظایف مدیر مطرح شده است بدون اختصاص بودجه مالی امکان‌پذیر است یا خیر؟ صد البته چون آموزش‌و‌پرورش کوچک‌ترین نقشی در تامین چنین هزینه‌هایی ندارد در نتیجه بار تمام هزینه‌های مالی به دوش اولیا خواهد بود و در نتیجه مدارسی که در مناطق فقیر شهری قرار دارند، اساسا نمی‌توانند وارد چنین برنامه‌هایی شوند.
طرح تعالی، فرصت اصلاح مدارس یا خودنمایی مدیران؟
2) شاید تا اینجا خواننده گمان کند چنین مدارسی، صرف نظر از اینکه در مناطق بالای شهر قرار دارند یا پایین شهر، باید کعبه آمال دانش‌آموزان و معلمان باشند؛ اما واقعیت چیز دیگری است و آن اینکه اولا تمام مشکلات یک مدرسه با پول حل نمی‌شود؛ ثانیا مدیرانی که بدون هیچ توانمندی و خلاقیتی در پی اجرای مو به موی فرامین هستند، فقط می‌توانند با سندسازی و تولید انبوهی از گزارش و عکس، رضایت روسای مافوق خود را جلب کنند. چنین مدارسی نمی‌توانند محیط شاداب و جذابی برای دانش‌آموزان و معلمان فراهم کنند. شوراهای دبیران در چنین مدارسی به‌جای اینکه فرصت بحث و گفتگو برای دبیران به وجود آورد، محلی شده برای خودنمایی مسئولان اداره آموزش‌و‌پرورش منطقه و استانی و تقدیر و تشکر از مدیریت مدرسه.
 اگر بگویم مدیر برگزیده کشوری هنوز نتوانسته مشکل آشغال ریختن دانش آموزان در کلاس‌ها را حل کند، قطعا فکر می‌کنید مبالغه کرده‌ام، اما بهتر است درستی این گفته را از دبیران این مدرسه جویا شوید که به هنگام ورود به کلاس با چنان حجم انبوهی از زباله روبه‌رو می‌شوند که حقیقتا نمی‌دانند فاصله بین درب کلاس تا میز معلم را چگونه طی کنند؛ البته چنین مدیرانی به خوبی یاد گرفته‌اند که چگونه روز قبل از بازدید یک مقام استانی یا وزارتی چند کارگر استخدام کرده و مدرسه را مانند یک هتل پنج‌ستاره برق بیندازند.
معلم در طرح تعالی یک روبات کارگر است
3) در طرح تعالی مدیریت، معلم به‌عنوان یک عامل انسانی مهم که باید راحتی و آرامش او در نظر گرفته شود به‌طور کلی فراموش شده است وگرنه چگونه ممکن است که در مدرسه برگزیده کشوری، معلم حتی فرصت استفاده از ده دقیقه زنگ تفریح را نداشته باشد؟ چه کسی باور می‌کند که معلم به‌دلیل پاسخگویی به سوالات بی‌پایان دانش‌آموزان و اولیای آنان، فرصت خوردن صبحانه را هم پیدا نمی‌کند؟ چرا در این طرح، مدیر موظف نشده یک اتاق مجهز به وسایل رفاهی و آرام دور از سر و صدای دانش آموزان برای زمان استراحت معلمان فراهم کند؟ پاسخ روشن است: معلم یک روبات کارگر است که باید بی‌هیچ اعتراضی در خدمت این طرح قرار بگیرد. داستان بهره‌کشی از معلم در نظام آموزش‌و‌پرورش ما آن‌قدر غم‌انگیز است که خود مقاله‌ای مستقل می‌طلبد و من به همین اندازه بسنده می‌کنم.
مصائب کار در مدارس «برند» برای معلم‌ها
4) یک خیر ثروتمند، مدرسه‌ای بسیار شیک و با رعایت تمام استانداردها در یک منطقه مرفه شهری ساخته است؛ اولیای دانش‌آموزان با واسطه قراردادن پارتی و آوردن نامه از اداره و واریز مبالغ هنگفتی پول به حساب مدرسه، نام فرزند خود را نوشته‌اند. مدیر هم با وارد آوردن فشار مضاعف بر معلمان و دانش آموزان توانسته تمام نکات ذکر شده در طرح تعالی مدیریت را اجرا کرده و در کشور برگزیده شود. در این میان معلوم نیست که نقش اداره آموزش‌و‌پرورش منطقه یا استان در این طرح دقیقا چه بوده است؟!
آن‌قدر که مسئولان آموزش‌و‌پرورش اداره از انتخاب این مدرسه به‌عنوان مدرسه نمونه کشوری پز می‌دهند و به خود می‌بالند، ما معلمان و دانش‌آموزان احساس افتخار نمی‌کنیم. شاید به این دلیل که معلمان و دانش‌آموزان نتایج ملموس چنین انتخابی را در مدرسه نمی‌بینند و همچنان درگیر مشکلات ریز و درشت مدرسه هستند، ولی مسئولان احتمالا از رهاورد چنین انتخابی به مدارج بالاتر دست پیدا می‌کنند! بی‌سبب نیست که ما هر روز شاهد تشریف‌فرمایی یکی از مقامات منطقه یا استان به مدرسه خود هستیم و شنونده صحبت‌های تکراری و خسته‌کننده آنان که با اعتماد‌به‌نفس تمام این مدرسه را «برند» آموزش‌و‌پرورش منطقه معرفی می‌کنند؛ گویی رسیدگی به مدارس دیگر، از شرح وظایف آنان پاک شده است.
 اما ما معلمان که همه در دهه سوم خدمت خود قرار داریم، تنها نصیبمان از این «برند» فقط یک تقدیر و تشکر زبانی است و نه حتی یک تشویق کتبی که به درد ارزشیابی بخورد. مسئولان، سرمست از داشتن چنین برندی، سعی می‌کنند این باور را در ما تلقین کنند که کار کردن در چنین مدارسی از افتخارات یک معلم است؛ اما معلمان این مدرسه که از نزدیک، پشت پرده این افتخارات را هم دیده‌اند، آن‌قدر خسته و ناامیدند که حتی توان اعتراض را هم از دست داده‌اند و فقط زیر لب برای یکدیگر واگویه می‌کنند:
از طلا بودن پشیمان گشته‌ایم
مرحمت فرموده ما را مس کنید
 
 
 
 

shareاشتراک گذاری

نظرات شما