در جستجوی زمان از دست‌رفته؛ رستاخیز واژه و تصویر

گزارش «روزان» از شب بخارا و رونمایی از آخرین اثر داریوش شایگان؛

در جستجوی زمان از دست‌رفته؛ رستاخیز واژه و تصویر

13 دی 1396 18:57

گروه فرهنگ‌‌و‌هنر ــ داریوش شایگان از جمله نویسندگان و پژوهشگران مهم و تاثیرگذاری است که هر اثر تازه او با استقبال گسترده مخاطب و منتقد روبه‌رو می‌شود و تاثیری عمیق در فضای ادبی و فرهنگی معاصر برجای می‌گذارد. از همان نخستین آثار پرسرو صدای شایگان همچون «آسیا در برابر غرب» که می‌توان با آن نگرش و رهیافت فکری یک نسل را جهت داد و هدایت کرد، همچنان نوشتارهای این نویسنده و محقق در متن فضای فکری قرار دارد. این روزها آخرین اثر تالیفی او به دست مخاطبان و دوستدارانش رسیده که شاید بتوان گفت از جمله کتاب‌های مهم این فصل در بازار کتاب به‌شمار می‌آید. این اثر که «فانوس جادویی زمان» نام دارد، به بررسی مارسل پروست با محوریت رمان جادویی‌اش؛ در جستجوی زمان از دست‌رفته است؛ کتابی که به اذهان آگاهان و مطلعان ادبیات، از جمله مهم‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین رمان‌هایی است که تاکنون نگاشته شده است.

گروه فرهنگ‌‌و‌هنر ــ داریوش شایگان از جمله نویسندگان و پژوهشگران مهم و تاثیرگذاری است که هر اثر تازه او با استقبال گسترده مخاطب و منتقد روبه‌رو می‌شود و تاثیری عمیق در فضای ادبی و فرهنگی معاصر برجای می‌گذارد. از همان نخستین آثار پرسرو صدای شایگان همچون «آسیا در برابر غرب» که می‌توان با آن نگرش و رهیافت فکری یک نسل را جهت داد و هدایت کرد، همچنان نوشتارهای این نویسنده و محقق در متن فضای فکری قرار دارد. این روزها آخرین اثر تالیفی او به دست مخاطبان و دوستدارانش رسیده که شاید بتوان گفت از جمله کتاب‌های مهم این فصل در بازار کتاب به‌شمار می‌آید. این اثر که «فانوس جادویی زمان» نام دارد، به بررسی مارسل پروست با محوریت رمان جادویی‌اش؛ در جستجوی زمان از دست‌رفته است؛ کتابی که به اذهان آگاهان و مطلعان ادبیات، از جمله مهم‌ترین و در عین حال پیچیده‌ترین رمان‌هایی است که تاکنون نگاشته شده است.
* شب بزرگان ادب و هنر
در همین راستا شب‌های بخارا سیصدوبیست‌و سومین نشست خود را به معرفی این اثر اختصاص داد و در شبی که چهره‌های مهم و شناخته‌شده ادبی و فرهنگ ایران حضور داشتند، از انتشار این اثر رونمایی نیز شد. این نشست که با حضور مولف کتاب؛ داریوش شایگان و جمعی دیگر از نویسندگان و هنرمندان نظیر محمود دولت‌آبادی، کامران فانی، حامد فولادوند، محمدمنصور هاشمی، ژاله آموزگار، نصرالله پورجوادی و محمدرضا باطنی برپا شد، عصر دوشنبه، یازدهم دی در تالار فردوسی خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. در ابتدای این مراسم علی دهباشی، سردبیر مجله بخارا گفت: «از سال 1369 که چاپ اول کتاب «در جستجوی زمان ازدست‌رفته» با ترجمه زنده‌یاد مهدی سحابی توسط نشر مرکز منتشر شد و سرانجام دوره کامل ترجمه آن در سال 1378 منتشر شد، 27 سال می‌گذرد و این رمان در هفت جلد و یازده بار منتشر شده است. بسیاری از خوانندگان این رمان در همان جلد اول، دوم یا سوم متوقف شدند یا اگر به اتمام رساندند، پرسش‌ها و ابهامات بسیاری برای آنها پیش می‌آمد.»
پس از معرفی کوتاه و مدخلی که علی دهباشی ارائه کرد، نخستین سخنران این شب، محمود دولت‌آبادی روی سن رفت. این نویسنده مهم ادبیات معاصر سخنان خود را این‌گونه آغاز کرد: «در پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم، اروپا سه کتاب مهم از خود عرضه کرد که این سه کتاب در سه زبان مهم اروپایی یعنی زبان انگلیسی (جویس)، زبان آلمانی (موزیل) و فرانسه (پروست) همه به گونه‌ای جامعه‌نامه و تاریخ‌نامه هستند و اینها مصداق سخن بزرگی هستند که می‌گفت: «آثار بزرگ وقتی پدید می‌آیند که دوره واقعی زندگی تاریخی آنها رو به زوال می‌گذارد». من تا به حال در زبان فارسی ندیده بودم که به این مثلث ادبیاتی اروپا در پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم توجهی کرده باشند که چرا این سه نویسنده باعث پدید آمدن چنین آثاری می‌شوند. کاش «فانوس جادویی زمان» وقتی منتشر شده بود که من کتاب «طرف خانه‌سوان» را می‌خواندم، چون این کتاب به پیچیدگی‌های رمان پروست کمک می‌کند که با چشم بازتری آن را بخوانیم ولی خود شایگان بهتر از ما گفته است که ما نابجاهنگام هستیم، یعنی یکی از مقولات فکری دکتر شایگان همیشه این بوده است که ما بجاهنگام نیستیم.»
* فرزندان انزوا و سکوت
 دولت‌آبادی ضمن خواندن بخشی از رمان در جستجوی زمان ازدست‌رفته ادامه داد: «مدعی نیستم که بتوانم فهمی بیفزایم بر ارزیابی و تبیین آنچه در کتاب «فانوس جادویی زمان» جناب دکتر شایگان گشوده شده؛ خاصه آنکه شخصا فقط مجلد نخست این کتاب را خوانده‌ام و آن سالیان مرا تشویق نکرد به خواندن و ادامه آن، اما از برکت کتاب «فانوس جادویی زمان» شاید بتوانم روی دو نکته به یاری تجربه‌های تخصصی‌ام درنگ کنم. اجازه می‌خواهم بگویم مفهوم عمیق این عبارت «کتاب‌ها فرزندان انزوا و سکوتند» را عمیقا درک می‌کنم. 14 سال انزوای پروست، فراهم آوردن مصالح کار پیش از آغاز نوشتن، گرته‌برداری و تقلید از گذشتگان ماست و این یادداشت‌ها و آزمون‌های خود در این زیستن و کار نوشتن، آرایه‌های پیش از شروع و نظم و سامان دادن به تکه‌های مجرد کاری بسیار فرساینده است و به راستی می‌توان این را فهمید و پذیرفت که در پایان کار و در پایان عمر آقای پروست بگوید: «اثرم مانند فرزندم شده است و مادر محتضرش عمرش را صرف نگهداری فرزندش می‌کند.»
دولت‌آبادی در بخش دیگری از سخنانش با اشاره به درون‌مایه و مضامینی که پروست به آن پرداخته، افزود: «‌در مقابله پروست با زمان، او یک راه بیشتر ندارد و آن غرق شدن در زمان است و به نحوی فراموشی در کاری که بدان همت کرده است و این یکی از جنبه‌های آگاهانه نوشتن، اراده به جدال با مانعی که باید از سر راه برداشته شود، یعنی برآوردن شارسانی از اکنون با مصالح و معماری بی‌سال‌ها یعنی چیزی که به درستی در همین کتاب از قول والتر بنیامین نقل شده است: «استغراق عارفانه» و این عمیقا درست است و در چنان استغراقی کجا می‌توان به زمان متوالی فکر کرد، چه رسد به در قید آن ماندن! پیش‌تر کلمات در دسترس پروست بوده‌اند ولی کلمه آغاز نشده بود، رستاخیز آن لحظه است که آغاز می‌شود و اثر ادبی از آن نقطه‌ای آغاز می‌شود که نخستین تصویر با نخستین کلمه آغاز می‌شود و چون آفتاب، خود دلیل آفتاب است، سرانجام فهم می‌شود که چنین کتابی درست در همان لحظه باید آغاز می‌شده، نه دیرتر و نه زودتر و درست در پایان عمر تقویمی مارسل پروست به پایان می‌رسیده است. شاید من نتوانم چنان که کارلایل آورده است، بگویم «نویسندگان نور جهانند» اما می‌توانم بگویم هر اثر مهم ادبی مثل جستجوی چراغی در جهان است.»
* زندگی مرتاضانه پروست
پس از پایان سخنان محمود دولت‌آبادی، کامران فانی و حامد فولادوند دیگر سخنرانان این شب بودند که ‌نظرات خود را راجع‌به پروست، در جستجوی زمان از‌دست‌رفته و نگرش و رهیافت‌های داریوش شایگان به این اثر را مطرح کردند. داریوش شایگان نویسنده کتاب «فانوس جادویی زمان» آخرین سخنران این نشست بود که ضمن تشکر از سخنرانان پیشین جلسه گفت: «رمان خیلی مهم است و متاسفانه در ایران این قضیه را جدی نمی‌گیرند. می‌بینیم که از قرن 16 به بعد تمام اتفاقات مهم در رمان افتاده است و رمان هم زمانی شروع می‌شود که خدایان گریخته باشند، یعنی اگر حماسه دوران کودکی انسان است، در تراژدی با مرگ مواجه هستیم، ولی در رمان با بلوغ انسان مواجهیم، بنابراین مسئله رمان مسئله مهمی است. در اینجا مایلم به مسئله‌ای اشاره کنم که در کتابم به آن نپرداخته‌ام، آن هم شباهت مفهوم استمرار متحرک پروست با برداشت آیین بوداست. آیین بودا تنها طریقی است که هستی در آن نیست، یعنی نه مسئله خدا، نه آخرت و نه وجود در آن مطرح نیست بلکه تنها چیزی که در آن مطرح است، «سان سارا» است که در فارسی هم‌جریانی زندگی معنی می‌شود.»
شایگان در ادامه گفت: «جالب این است که شش‌هفتم کتاب هفت جلدی پروست درباره اندوه و یأس است. گاهی جرقه‌هایی از زمان بازیافته به‌صورت تذکارهایی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آید ولی این تذکارها سایه ابدیت است نه خود ابدیت. به پایان رمان که می‌رسیم، اوضاع مثل آخرالزمان است و همه چیز به یک‌باره تغییر می‌کند. تذکارها مسلسل‌وار و پشت سر هم حمله می‌کنند و اینجاست که پروست می‌فهمد که همین زمانی که تا به حال همراه او بوده است. عجیب اینجاست که خود پروست هم همین الگو را انتخاب کرد و هفت یا هشت سال آخر عمرش را خلوت گزید و واقعا زندگی مرتاضانه کرد. پروست می‌خواست هستی‌اش را فدای کار خودش کند و همه هستی خود را به پای اثرش ریخت و رمانی نوشت که امروز بزرگ‌ترین رمان قرن بیستم و شاید یکی از بزرگ‌ترین رمان تمام زمان‌هاست.»
* قربانی شدن خالق و مولف
شایگان در بخش پایانی سخنانش بیان کرد: «هیچ اثری به اندازه رمان «در جستجوی زمان ازدست‌رفته»، قالبش از عصاره هستی تغذیه نکرده و موجب نابودی نشده است. می‌توان گفت رمان جستجو قربانگاه پروست است که در آن خالق خود را قربانی مخلوقش می‌کند. بی‌سبب نیست که این اثر از هر لحاظ استثنایی بوده و حتی برای برخی به نوعی مسلک و طریقت تلقی شده است. سخنم را با این جمله والتر بنیامین به پایان می‌رسانم که مترجم بخشی از رمان «در جستجوی زمان ازدست‌رفته» به زبان آلمانی است و خطاب به ادورنو، فیلسوف می‌نویسد: دیگر یک کلام بیش از آنچه برای کار ترجمه‌ام ضرورت دارد از پروست نخواهم خواند از بیم اینکه سخت معتادش شوم و این اعتیاد سرچشمه خلاقیتم را بخشکاند!»

shareاشتراک گذاری

نظرات شما