اصلاح‌طلبی» زیر منگنه

گزارش تحلیلی «روزان» از وضعیت بغرنج اصلاح‌طلبان در سپهر سیاسی ایران

اصلاح‌طلبی» زیر منگنه

13 دی 1396 18:58

گروه سیاسی- اعتراضات خیابانی با شدت و ضعف در برخی نقاط کشور ادامه دارد. اعتراضاتی که البته روز دوشنبه به نظر تا حدودی فروکش کرده، اما همچنان در برخی شهرها ادامه داشت. شورش‌های خیابانی اما تنها بخش کوچکی از ماجرایی است که این روزها در کشور می‌گذرد.

گروه سیاسی- اعتراضات خیابانی با شدت و ضعف در برخی نقاط کشور ادامه دارد. اعتراضاتی که البته روز دوشنبه به نظر تا حدودی فروکش کرده، اما همچنان در برخی شهرها ادامه داشت. شورش‌های خیابانی اما تنها بخش کوچکی از ماجرایی است که این روزها در کشور می‌گذرد. به موازات درگیری‌ها در خیابان در فضای مجازی و در شبکه‌های اجتماعی هم غوغایی برپاست. از گروه‌های تلگرامی سیاسی و خانوادگی تا توئیتر می‌توان رد پای بحث‌ها و گفتگوها در مورد دلایل وقوع این اعتراضات، سهم نهادهای مختلف در نارضایتی معترضان و البته چرایی بروز پدیده خشونت در میان آنها برقرار است. این بحث‌ها در تلگرام البته به‌دلیل فیلتر شدن موقت آن چندان جدی نیست. توئیتر اما روایت خود را دارد. سیاسی‌ترین شبکه اجتماعی در ایران که البته فیلترینگ برای آن خبری جدیدی نیست و به‌رغم آنکه سال‌هاست این شبکه اجتماعی در ایران فیلتر است، سیاسیون همه جناح‌ها در آن حضوری فعال دارند و البته کاربران این فضا هم به سیاست بسیار بیشتر از کاربران اینستاگرام و فیس بوک علاقه دارند. هم از این روی است که از همان آغاز این اعتراض‌ها بحث طولانی و البته تند و تیز – به سنت همه بحث‌های توئیتر- بین کاربران با گرایش‌های مختلف شکل گرفته است.
*اصلاحات در کانون بحث‌های مجازی
این درگیری در توئیتر البته یک تمایز مهم با بحث‌های سیاسی رایج در این فضا در سال‌های اخیر دارد. معمولا در بحث‌های سیاسی در توئیتر دو طرف بحث کاىبران نزدیک به اصول‌گرایان و کاربران نزدیک به اصلاح‌طلبان یا تحول خواهان نیستند. این بار نوک پیکان بحث‌ها به سوی اصلاح‌طلبان هم برگشته است.
در واقع این اصلاح‌طلبان هستند که در مقابل بخشی از جریان دیگری که خود را تحول‌خواه می‌داند قرار گرفته‌اند. البته حجم بزرگی از حساب‌های کاربری بی‌نام و نشان در این حملات مداوم به اصلاح‌طلبان دخیلند با این حال بخشی از شهروندان عادی در فضای مجازی که معمولا با اصلاح‌طلب‌ها همدلی دارند هم در این انتقادات تند و تیز شرکت دارند.
مطالب و محتوای مطرح شده در نقد اصلاحات در این فضا را هم می‌توان به دو بخش تقسیم کرد. نخستین سخن شکایت از کندی روند جریان اصلاحات در ایران است. امری که به گمان برخی از منتقدان باعث شده است که معترضان برای بیان خواسته‌های خود روانه خیابان شوند. این انتقادات البته بخش کوچک‌تری از ماجرا را به خود اختصاص می‌دهند و دسته دوم عمدتا حملاتی هستند به اصلاح‌‌طلبان که آنها را به عدم همدلی با معترضان و حتی توهین به آنها متهم می‌کنند. این حملات بر این نکته تکیه دارند که اصلاح‌طلبان تنها در زمان انتخابات به مردم روی خوش نشان می‌دهند و در سایر موارد خود را کنار می‌کشند یا حتی با سایر نهادهای حاکمیت و رقیب اصول‌گرا همراه می‌شوند.
دسته دوم این حملات البته بر گزاره‌ای نادرست و حتی دروغ تکیه دارند. در روزهای اخیر تقریبا هیچ توهینی به معترضان از سوی اصلاح‌طلبان صورت نگرفته است. اصلاح‌طلبان حتی در اکثریت قریب به اتفاق موضع‌گیری‌های خود بر حق معترضان تاکید کرده‌اند. با این حال تکرار مکرر و پرخاش‌گونه این اتهام باعث شده است که فضای مجازی انباشته از نوعی بی‌اعتمادی و حتی خشم نسبت به اصلاح‌طلبان باشد. در به راه افتادن این فضا دو عامل هم موثرند: اول گروه‌های مختلف مخالفت گفتمان اصلاح‌طلبانه که در این فضا به تسویه حساب سیاسی و گفتمانی با اصلاح‌طلبی مشغولند و دوم سکوت و انفعال بسیاری از فعالان مجازی اصلاح‌طلب در این مورد است. سکوتی که البته دلایل مختلفی دارد اما به غلبه فضای تند بر علیه اصلاح‌طلبان منجر شده است.
*گفتمان اصلاح‌طلبی در منگنه
با این حال بحران در فضای مجازی بخشی از مسئله‌ای است که این روزها زیر پوست سیاست در ایران می‌گذارد. مسئله اصلی را احتمالا باید در یک بحران گفتمانی برای اصلاح‌طلبی جستجو کرد. چیزی که شاید با موج پشیمانیم در هفته‌های گذشته به تدریج قابل مشاهد بوده است.
صورت مسئله چندان پیچیده نیست. اصلاح‌طلبان با تکیه بر آرای مردم به نهادهای انتخابی راه یافته‌اند. در هنگامه‌ای که بحران‌های بزرگی گریبانگیر جامعه ایران است. در این شرایط به نظر می‌رسد که توان و پتانسیل اصلاح‌طلبان و دولت روحانی تا حدود بسیار زیادی مصروف مدیریت این بحران‌ها شده است. این مسئله را باید در کنار قدرت بسیار زیاد اصول‌گرایانی دید که معمولا با برآورده شدن هر مطالبه‌ای از مطالبات بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان به شدت مخالفت و در برابر آن با توانی خارق‌العاده مقاومت می‌کنند. توان این گروه در سیاست ایران به حدی است که اگر بر موضوعی تمرکز و روی آن اجماع داشته باشد با انواع ابزارهای سیاسی و رسانه‌ای مانع از تحقق آن خواهد شد. این برآورده نشدن مطالبات باعث به وجود آمدن فضایی از خشم و سرخوردگی در میان بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان شده است و خواهد شد.
از سوی دیگر اصلاح‌طلبان به‌عنوان یک جریان سیاسی مبانی، مفروضات و دیدگاه‌هایی دارند. از آن جمله پایبندی به قانون و مسالمت و حرکت تدریجی است. این مبانی و مفروضات بخشی از بنیاد هویتی اصلاح‌طلبی است و به نظر به هیچ عنوان قابل عدول نیست. در چنین شرایط اصلاح‌طلبان به‌عنوان یک جریان مسئول سیاسی نمی‌توانند با اتفاقاتی نظیر شورش‌های رخ داده همدلی نشان دهند. همین امر هم می‌تواند   دست‌مایه حملاتی متعدد به آنها در بدنه اجتماعی‌ای شود که این روزها سخت مستعد پیام‌های فرسوده‌کننده است.
از سوی دیگر مخالفان اصلاحات هم به نظر قصدی برای تغییر رویه ندارند. به‌رغم زمزمه‌های گفتگو در میان بخش‌های از اصول‌گرایان بخش موثر و قدرتمند این جریان هیچ تمایلی به کوچک‌ترین عدولی از دیدگاه‌های خود ندارد. مقاومت همه جانبه در مقابل خواسته‌های کوچکی چون ورود زنان به ورزشگاه نمونه‌ای از این موارد است.
بحران‌های عمیق اقتصادی، زیست محیطی و اجتماعی ایران هیچ راه حل کوتاه مدتی ندارند. تازه راه حل‌های دراز مدت هم غیرقطعی هستند و نیازمند استمرار والبته همراهی نهادهای قدرتمند در اختیار اصول‌گرایان که معمولا از همراهی در این موارد پرهیز می‌کنند. ساختار بوروکراتیک فربه و فاسد دولت هم به کار خود مشغول است و بی‌اعتنا به نظرات دولتمردان در اینرسی سالیان خود فرو رفته است.
به همه این موارد باید اختلافات و کندی‌ها در درون جریان اصلاحات را اضافه کرد. پراکندگی تشکیلاتی، اختلافات درونی، محافظه کاری بوروکرات‌ها، عدم ارتباط ارگانیک با بدنه اجتماعی و.‌.. . شرایطی بسیار بغرنج را برای این جریان پدیده آورده است. بروز برخی فسادهای هر چند خرد یا اظهاراتی مانند ژن خوب به شدت در بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان بازتاب می‌یابد. دو گروه مخالف اصلاح طلبان یعنی اصول‌گرایان از یک سو و تحول خواهان غیر اصلاح‌طلب که طیف گسترده از سرنگونی طلبان تا..‌. را در بر می‌گیرند از سوی دیگر به شدت روی این نقاط ضعف متمرکز می‌شوند.
تمام این مسائل گفتمان اصلاح‌طلبی و جریان اصلاح‌طلب را در منگنه‌ای سخت قرار داده است. این البته اولین بار نیست که این مقوله رخ می‌دهد. در دولت دوم اصلاحات هم همین وضعیت کم و بیش گریبانگیر اصلاح‌طلبان شده بود، با این تفاوت بزرگ که آن سالها اوضاع اقتصادی و اجتماعی و زیست محیطی کشور این‌گونه بحرانی نبود و فضای بین‌المللی و منطقه‌ای هم برای ایران مساعدتر بود.
این بحران در آن سال‌ها هیچ گاه حل نشد، بلکه باقی ماند تا آواری از پوپولیسم در خرداد 84 بر سر اصلاح‌طلبان خراب شود. آواری که البته بعدها معلوم شد بر سر اصول‌گرایان و اساسا کل کشور ریخته است و شده است آنچه نباید. یافته نشدن پاسخ به این بحران و راه رهایی از این منگنه را نه فقط در ضعف اصلاح‌طلبان که در بغرنجی این معادله جستجو کرد که گویی کسی به حکمت آن را نگشوده است و نگشاید!

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما