صلح در سوریه؛ ماموریت دشوار ثبات در خاورمیانه

گزارش «روزان» از موانع پیش‌رو در حل بحران سوریه و ایجاد توافق میان جناح‌های درگیر

صلح در سوریه؛ ماموریت دشوار ثبات در خاورمیانه

7 دی 1396 2:49

گروه دیپلماسی: بحران سوریه را می‌توان گرانیگاهی بزرگ در تاریخ خاورمیانه ارزیابی کرد که برای سال‌ها تحولات منطقه را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در حقیقت، متعاقب آغاز بحران سوریه در سال 2011 این کشور که در گذشته همواره به‌عنوان نماد آرامش و ثبات در منطقه غرب آسیا شناخته می‌شد، درگیر در نزاعی بزرگ شد که در یک سوی آن گروههای تکفیری و تروریست قرار دارند و در سوی دیگر ارتش و حکومت مرکزی سوریه. در نتیجه طولانی شدن بحران در سوریه، بازیگران و قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای درگیر در منازعات شدند و هریک با حمایت از طیفی از جریان‌های داخلی درگیردر بحران ائتلافی مستقل را در عرصه منازعات میدانی تشکیل دادند. در این میان، روسیه و ایران ائتلاف و حمایت با حکومت مرکزی را در پیش گرفتند؛ آمریکا در قالب ایجاد نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) حمایت از کردهای سوریه و برخی کشورهای دیگر همچون عربستان و ترکیه با حمایت از ایجاد جیش الفتح، حمایت از نیروهای موسوم به اپوزیسیون ولی در اصل همان جریان‌های تکفیری و رادیکال را در پیش گرفتند. مجموع این روند در سال 2014 عرصه بحران در این کشور را به شکلی جدی بحرانی‌تر کرد و به‌نظر می‌رسید که آینده‌ای کوتاه مدت برای پایان بافتن بحران وجود ندارد.

گروه دیپلماسی: بحران سوریه را می‌توان گرانیگاهی بزرگ در تاریخ خاورمیانه ارزیابی کرد که برای سال‌ها تحولات منطقه را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در حقیقت، متعاقب آغاز بحران سوریه در سال 2011 این کشور که در گذشته همواره به‌عنوان نماد آرامش و ثبات در منطقه غرب آسیا شناخته می‌شد، درگیر در نزاعی بزرگ شد که در یک سوی آن گروههای تکفیری و تروریست قرار دارند و در سوی دیگر ارتش و حکومت مرکزی سوریه. در نتیجه طولانی شدن بحران در سوریه، بازیگران و قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای درگیر در منازعات شدند و هریک با حمایت از طیفی از جریان‌های داخلی درگیردر بحران ائتلافی مستقل را در عرصه منازعات میدانی تشکیل دادند. در این میان، روسیه و ایران ائتلاف و حمایت با حکومت مرکزی را در پیش گرفتند؛ آمریکا در قالب ایجاد نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) حمایت از کردهای سوریه و برخی کشورهای دیگر همچون عربستان و ترکیه با حمایت از ایجاد جیش الفتح، حمایت از نیروهای موسوم به اپوزیسیون ولی در اصل همان جریان‌های تکفیری و رادیکال را در پیش گرفتند. مجموع این روند در سال 2014 عرصه بحران در این کشور را به شکلی جدی بحرانی‌تر کرد و به‌نظر می‌رسید که آینده‌ای کوتاه مدت برای پایان بافتن بحران وجود ندارد.
در نتیجه این روند، سوریه به عرصه‌ای بزرگ برای نزاع در خاورمیانه تبدیل شد که بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی در آن درگیر شدند و روند پیشرفت بحران برای هر یک از این نیروها، به معنای کسب پیروزی بزرگ بود. با این وجود، تدابیر و مدیریت مثبت کشورهای روسیه و ایران از اواخر سال 2015 به شکلی جدی موثر واقع شد؛ در نهایت با پیروزی‌های میدانی بزرگ نیروهای ارتش سوریه، بخش عظیمی از مناطق اشغال شده از کنترل داعش و دیگر جریان‌های رادیکال، خارج شد و با بازپس‌گیری شهر ابوکمال در 19 نوامبر 2017 (28 آبان 1396) آخرین ضربه بر پیکره گروه تروریستی داعش وارد شد. در میانه این روند از منازعات میدانی، در سوی دیگر تلاش‌ها برای حل بحران سوریه و ایجاد صلح میان نیروهای درگیر در قالب دو جریان نشست‌های ژنو و آستانه در جریان بوده است. به‌ویژه این روند، متعاقب پیروزهای‌ بزرگ میدانی ارتش که به نوعی آینده معادلات را روشن کرد، بیشتر نیز شده است. برای نمونه می‌توان به برگزاری دور هشتم مذاکرات آستانه در 21 دسامبر 2017 (30 آذر 1396) و دور هشتم نشست ژنو با نظارت استفان دی‌میستورا نماینده سازمان ملل متحد در 23 آذر 1396 (14 دسامبر 2017) اشاره کرد. اما آنچه در ارتباط با این نشست‌ها و مذاکرات صلح مهم به‌نظر می‌رسد این است که تاکنون اکثر این نشست‌ها، به‌ویژه نشست‌های ژنو با هیچ نتیجه‌ای همراه نبوده است. تنها در نشست‌های آستانه بوده که در ارتباط با ایجاد مناطق آتش‌بس و کاهش سطح تنش‌ها توافقاتی شده است. با این وجود، به‌نظر می‌رسد فرایند ایجاد صلح و حل بحران در سوریه، با موانع جدی مواجه خواهد شد و امکان حصول توافق سریع در شرایط کنونی بعید به‌نظر می‌رسد.
عدم توجه نیروهای معارض دمشق به پیروزی‌های میدانی ارتش سوریه
یکی دیگر از موانع تحقق صلح را می‌توان خواسته‌های غیرمنطقی و نامعقول بازیگران معارض حکومت مرکزی دانست که در مذاکرات به نوعی نمایندگی تریبون محمد بن سلمان ولیعهد عربستان سعودی را برعهده دارند. در واقع، خواست نیروهای اپوزیسیون، برای کنار رفتن بشار اسد از قدرت و ایجاد نظام سیاسی جدید، درخواستی است که از سوی سعودی‌ها مطرح می‌شود و برخی از جریان‌های اپوزیسیون در مذاکرات آن را دنبال می‌کنند. این درخواست به شکل جدی در تعارض با واقعیت‌های میدانی و پیروزهای بزرگ محور مقاومت با حمایت ایران و روسیه است و می‌تواند به شکل جدی روند مذاکرات را از بنیان مخدوش کند.
زیاده‌خواهی‌آمریکا در کشور سوریه
یکی از مهم‌ترین موانع در به نتیجه رسیدن فرایند صلح در سوریه را می‌توان تداوم حضور نظامی آمریکا در این کشور دانست. در حقیقت، آمریکایی‌ها به بهانه تداوم مبارزه با داعش قصد دارند به اشغالگری خود در سوریه ادامه دهند و یکی از مهم‌ترین برنامه‌های آنها این است که با ایجاد چند پایگاه نظامی در شمال، جنوب و شرق سوریه، به حضور خود در سوریه ادامه دهند. این مسئله در شرایطی است که با پایان داعش در این کشور، نیروهای روسیه به فرمان پوتین از سوریه خارج خواهند شد. در تایید این موضوع سرگئی لاوروف تداوم حضور غیر قانونی آمریکا در سوریه را به‌عنوان مانعی بزرگ برای تحقق صلح معرفی می‌کند. علاوه بر این، میخائیل بوگدانف معاون وزیر خارجه روسیه در زمینه حضور نیروهای خارجی در خاک سوریه اعلام کرد که مسکو تمامی توجیهات واشنگتن برای حضور نیروهایش در سوریه به‌ویژه پس از نابودی داعش را نمی‌پذیرد. همچنین، معاون وزیر خارجه روسیه خطاب به نظامیان آمریکایی گفت: ما پیروزی بر داعش را اعلام کردیم به همین علت هیچ دلیل و هیچ توجیه قانونی برای حضور شما در سوریه وجود ندارد. وی در ادامه افزود: آمریکایی‌ها دلایل جدیدی می‌آورند که برای ما قابل قبول نیست و ما آنها را رد می‌کنیم برای مثال می‌گویند قبل از اینکه روند سیاسی آغاز شود که منافع مخالفان را در برداشته باشد، هرگز از خاک این کشور بیرون نمی‌رویم و این مسئله باعث به وجود آمدن سوالات زیادی می‌شود.
نبود وحدت نظر در میان نیروهای اپوزیسیون
دیگر مانع موجود در تحقق و پیشبرد فرایند صلح در سوریه را می‌توان عدم انسجام و نبود وحدت‌نظر در خواسته‌های معارضین سوری دانست. آنها به هیچ عنوان در بیان خواسته‌های خود هیچ گونه وحدت‌نظر ندارند و هریک از آنها خواسته‌های مختلفی را بیان می‌کنند. این موضوع موجب شده که حکومت مرکزی در مواجهه با خواسته‌های معارضین با مشکل مواجه باشد و در روند مذاکرات اختلال ایجاد شود.
تنش بر سر منطقه فدرال تحت کنترل کردها
دیگر عاملی که می‌تواند مانعی مهم در برابر تحقق صلح در سوریه باشد در ارتباط با کنترل بخشی از مناطق سرزمینی سوریه توسط نیروهای دموکراتیک سوریه یا به عبارت دیگر نیروهای وابسته به حزب اتحاد دموکراتیک (PYD) است. کردهای سوریه در قالب نظام کانتونی مناطقی مهم و استراتژیک از جمله در استان‌های حسکه، رقه، حلب و دیرالزور را در کنترل خود دارند و با توجه به حمایت‌های نظامی آمریکا حاضر به بازگشت کنترل این مناطق به حکومت مرکزی نیستند. این موضوع، از یک سو موجب نگرانی بیش از اندازه کشور ترکیه شده که کردهای سوریه را وابسته به حزب کارگران کردستان (PKK) می‌داند و به شکل جدی با خودمختاری یا قانونی شدن منطقه فدرال خودخوانده آنها مخالف است. از سوی دیگر، احاطه کردهای سوریه بر این مناطق موجب نارضایتی دیگر بازیگران و پیچده‌تر شدن فرایند صلح در سوریه خواهد شد.
اختلافات آمریکا و روسیه در ارتباط با محور بودن نشست‌های آستانه و ژنو
یکی دیگر از عوامل مهم در دشوار بودن به نتیجه رسیدن فرایند صلح در سوریه را می‌توان در ارتباط با اختلافات بنیادین و قابل توجه قدرت‌های خارجی نسبت به روند صلح دانست. در واقع، قدرت‌های ایران، روسیه و ترکیه بر اهمیت نشست‌های آستانه و سوچی تاکید دارند. در مقابل، آمریکا و کشورهای اروپایی بر محوریت نشست‌های ژنو تاکید می‌کنند. این مسئله موجب شده که هریک از این قدرت‌ها تلاش کنند تا روند فرایند صلح را براساس خواسته‌های خود مدیریت کنند. مجموع این عوامل موجب شده که تحقیق و به نتیجه رسیدن فرایند صلح با مشکلات بنیادین مواجه باشد و حداقل در کوتاه مدت به نتیجه رسیدن مذاکرات تا حدودی دشوار به نظر برسد.

shareاشتراک گذاری

نظرات شما