درام‌نویسی که در هیچ ادباری قلم خود را بر زمین ننهاد

به یادبود خاطره و هنر اکبر رادی در سالروز درگذشتش؛

درام‌نویسی که در هیچ ادباری قلم خود را بر زمین ننهاد

6 دی 1396 2:33

روژا پیران ــ در تاریخ نمایش در ایران، می‌توان هنرمندان یگانه‌ای را به‌یاد آورد که نقشی تعیین‌کننده در سیر این هنر در این سرزمین ایفا کردند و اگر تاریخ نمایش اعتبار و ارجی دارد، به‌واسطه کارها و کارنامه درخشان آنان است. اکبر رادی یکی از همین نام‌آوران تئاتر ایران است که می‌توان حتی سبکی منحصر و مختص به او را برشمرد. رادی در مقام نویسنده و کارگردان تئاتر، نگاهی واقعیت‌گرا نسبت به این هنر داشت و همین مسئله وجوهی اجتماعی به آثارش داده است. دامنه تاثیر رادی بر هنر نمایش در ایران تاحدی است که بسیاری از کارگردانان و نمایشنامه‌نویسانی که امروز در نمایش ایران حضور دارند، خود را وامدار و شاگرد او دانسته و بر نقش تاثیرگذار رادی بر کار خود صحه می‌گذارند. پنجم دی‌ماه سالروز درگذشت این هنرمند بی‌بدیل تئاتر ایران است؛ از این‌رو نگاهی انداخته‌ایم به زندگی و هنر او.

روژا پیران ــ در تاریخ نمایش در ایران، می‌توان هنرمندان یگانه‌ای را به‌یاد آورد که نقشی تعیین‌کننده در سیر این هنر در این سرزمین ایفا کردند و اگر تاریخ نمایش اعتبار و ارجی دارد، به‌واسطه کارها و کارنامه درخشان آنان است. اکبر رادی یکی از همین نام‌آوران تئاتر ایران است که می‌توان حتی سبکی منحصر و مختص به او را برشمرد. رادی در مقام نویسنده و کارگردان تئاتر، نگاهی واقعیت‌گرا نسبت به این هنر داشت و همین مسئله وجوهی اجتماعی به آثارش داده است. دامنه تاثیر رادی بر هنر نمایش در ایران تاحدی است که بسیاری از کارگردانان و نمایشنامه‌نویسانی که امروز در نمایش ایران حضور دارند، خود را وامدار و شاگرد او دانسته و بر نقش تاثیرگذار رادی بر کار خود صحه می‌گذارند. پنجم دی‌ماه سالروز درگذشت این هنرمند بی‌بدیل تئاتر ایران است؛ از این‌رو نگاهی انداخته‌ایم به زندگی و هنر او.
کودکی و روزگار جوانی
اکبر رادی 10 مهر 1318 در شهر رشت و در خانواده‌ای به‌نسبت پرجمعیت دیده به جهان گشود. او فرزند سوم بین 6 برادر و خواهر بود. چهار سالِ اول ابتدایی را در دبستان عنصری رشت گذراند و در سال 1329 به‌علت ورشکستگی پدر که یک کارخانه کوچک قندریزی داشت، به‌همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد. همین مهاجرت به تهران نقش مهمی در روحیه رادی داشت و کندن از محیط آشنا و دوستان و رفقایش در سنین کودکی، برای او بسیار تلخ و اندوه‌بار بود. دو کلاس آخر ابتدایی را در دبستان صائب تهران گذراند و دوره متوسطه را در دبیرستان فرانسوی رازی در سال 1338 به اتمام رساند. شاگردی مستعد و درس‌خوان بود و دامنه مطالعاتش تنها محدود به درس و مدرسه نبود و مجلات و روزنامه‌های آن عصر از جمله خوانده‌های او بود.
رادی در همین سال یعنی در سال 1338 توانست در میدان رقابت دانشگاه موفق شده و در رشته علوم اجتماعی در دانشگاه تهران پذیرفته شود. برخلاف نگرش عمومی که تحصیل در رشته‌های مرتبط با هنر امری الزامی برای موفقیت در این عرصه است، می‌توان گفت تحصیل در رشته جامعه‌شناسی چنان اشراف و آگاهی به اکبر رادی داد که بعدها در کار هنری‌اش نقشی انکارناپذیر ایفا کرد. شناخت آسیب‌ها و مشکلات جامعه، او را نسبت به مباحث اجتماعی و حتی سیاسی حساس کرد و همین مسئله رویکردی نقادانه به کارش بخشید. بعد از اخذ مدرک کارشناسی، تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد را در همان دانشگاه آغاز کرد، اما پس از مدتی آن را نیمه‌کاره گذاشت و پس از طی دوره تربیت‌معلم در سال 1341 به معلمی روی آورد.
عشق و اشتیاق به نمایش
رادی شغل معلمی را دوست داشت و آن را از کلاس سوم دبستان مدرسه بامشاد و سپس ششم دبستان مدرسه شهرام در جنوب شهر تهران آغاز کرد. سر و کله زدن با دانش‌آموز و دانشجو مسئله‌ای بود که با روحیه مردمی و اجتماعی رادی کاملا هماهنگ بود و براساس شخصیتی که داشت آن را می‌پسندید. او در طی 32 سال، به تدریس ادبیات در دبیرستان، ادبیات نمایشی انستیتو مربیان امور هنری، نمایش‌نامه‌نویسی مقطع کارشناسی دانشگاه تهران و نمایش‌نامه‌نویسی پیشرفته کارشناسی ارشد دانشگاه هنر تهران پرداخت و در نهایت در سال 1373 بازنشسته شد. اشتغال به کار هنری در همه این سال‌های درس و تدریس جریان داشت و عشق و اشتیاق نسبت به هنر چنان در جان و روح رادی حاضر بود که یک دم او را رها نکرد. با این همه و به گفته خودش، نخستین‌بار با دیدن تئاتر «خانه عروسک» اثر یگانه هنریک ایبسن در دهه 30 بود که به عرصه تئاتر و نمایشنامه‌نویسی علاقه‌مند شد. رادی نخستین نمایشنامه خود را در سال 1338 باعنوان «روزنه آبی» نوشت که تا به امروز اثری درخشان در کارنامه اوست و در همان زمان هم مورد تحسین و توجه بزرگان تئاتر همچون شاهین سرکیسیان قرار گرفت. با این حال دو سال طول کشید تا توانست آن را منتشر کند.
این نمایشنامه همچنین موردِ توجه احمد شاملو قرار گرفت و پیشتر قرار بود جلال آل‌احمد چاپ این نمایشنامه را به عهده بگیرد، اما چون قائل به تغییراتی در متن اثر بود، رادی با آن مخالفت کرد و انتشارش به‌دست آل‌احمد منتفی شد. رادی در سال 1343 نمایشنامه «افول» را با سرمایه گروه ادبی «طرفه» منتشر کرد که رویداد مهمی در عرصه تئاتر ایران به‌شمار می‌آید. با انتشار «روزنه آبی» و «افول» منتقدان و مخاطبان با چهره یکی از نویسنگان توانای تئاتر ایران آشنا شدند و کم‌کم رادی هنرمندی شناخته‌شده محسوب شد. خسرو هریتاش، یکی از کارگردانان موج نوی سینمای ایران که در عرصه تئاتر هم تجربیات موفقی داشت، به ساخت فیلمی براساس نمایشنامه‌های رادی علاقه‌مند شد و حتی فیلمنامه‌ای هم برمبنای نمایشنامه «افول» نوشت، ولی از سوی وزارت فرهنگ و هنر پروانه ساخت نگرفت و به سد ممیز و سانسور برخورد.
تانگوی تخم‌مرغ داغ
رادی در سال 47 یکی از مهم‌ترین نمایشنامه‌های دهه چهل ایران یعنی «ارثیه ایرانی» را نوشت. اهمیت این اثر تا جایی بود که 15 سال بعد در دهه 60، ورژن دیگری از همین اثر را با عنوان «تانگوی تخم‌مرغ داغ» به رشته تحریر درآورد؛ این اثر نمایشنامه‌ای مهم در تاریخ تئاتر ایران است و برای دانشجویان هنرهای نمایشی اثری مرجع و مهم به‌شمار می‌آید. نمایش، تنها دلبستگی رادی نبود، او در جوانی داستان کوتاه هم می‌نوشت و جالب اینکه نخستین اثری که از او چاپ شد داستان «موش مرده» بود که در هفده‌سالگی در روزنامه کیهان به طبع رساند. مهم‌ترین داستان او «باران» نام داشت که در اطلاعات جوانان انتشار یافت و توانست مقام نخست مسابقه داستان‌نویسیِ همان نشریه را از بین بیش از 1000 شرکت‌کننده به خود اختصاص دهد. در سال 1349 مجموعه داستان‌های کوتاه وی با عنوان «جاده» منتشر شد که نشانه‌ای از قدرت بیان و سبک خاص رادی را در خود دارد و هم‌امروز هم بدیلی برایش نمی‌توان یافت.
او در زمینه نقد و یادداشت ادبی و مقاله‌نویسی نیز چیره‌دست بود و نقدها و تحلیل‌های بسیاری بر نویسندگان ایرانی و خارجی از جمله صادق هدایت و آخوندزاده تا چخوف و آرتور میلر نوشته است. نامه‌نگاری قالب ادبی دیگری به شمار می‌رفت که دلمشغولی رادی محسوب می‌شد. اهمیت نامه‌های رادی به حدی بود که گاه همچون تکانه‌ای فضای فرهنگی و گفتمانیِ تئاتر ایران را متأثر می‌ساخت. در این خصوص می‌توان به «نامه سرگشاده به آدینه» اشاره کرد که در کتاب «انسان ریخته» انتشار یافته است.
پاس‌دار حرمت نمایش
به‌طور کلی رادی را می‌توان هنرمندی جامع‌الطراف دانست که در عرصه‌های گوناگون صاحب‌ حرف و نقد بود و زبان برنده و انتقادی‌اش در هر حوزه‌ای می‌توانست مشکلات و مصائب مردمان این سرزمین را به تصویر بکشد. محمد رضایی‌راد به‌درستی و شایستگی درباره او می‌نویسد: «درام‌نویسی که در هیچ ادباری قلم خود را بر زمین ننهاد. نه نان به مظلمه فروخت و نه به دام سخافت مضحکه‌نویسی برای جعبه جادوی سیما افتاد. بدین‌رو رادی تنها کسی است که به تمامی شایسته عنوان نمایشنامه‌نویس است. ما می‌توانیم آثار او را دوست داشته یا نداشته باشیم، برخی را بپسندیم و برخی را نپسندیم - به هر حال این حق ماست - اما نمی‌توانیم او را به عنوان تنها کسی که پاس حرمت نمایش را داشته است، بزرگ و عزیز نداریم.»
 
 
 

shareاشتراک گذاری

نظرات شما