نقد فیلم «تاریک‌ترین ساعت»

نقد فیلم «تاریک‌ترین ساعت»

6 دی 1396 2:33

امسال سال خوبی برای فیلم‌هایی است که درمورد حادثه 1940 تخلیه‌سازی «دانکریک» بوده است. «تاریک‌ترین ساعت» که درمورد یکی از تحسین‌شده‌ترین شخصیت‌های نظامی جنگ جهانی دوم است،‌ با ترکیب «دانکریک» (Dunkirk) «کریستوفر نولان» و بهترین آنها لونه شرفیگ مثلث خوبی را تشکیل داده است. فیلم «تاریک‌ترین ساعت (Darkest Hour) که ساخته کارگردان کار درست سینما «جو رایت» است و فیلمنامه آن هم «آنتونی مک‌کارتن» نوشته است، به حوادث می‌1940 از نقطه دید ماشین سیاسی بریتانیا «چرچیل» می‌نگرد. زمانی که ارتش هیتلر از خاک فرانسه رد می‌شود و وارد «وستمینستر» می‌شود و «نویل چمبرلین» (رونالد پیکاپ) در بحبوحه جنگ استعفا می‌کند، «وینستون چرچیل» (گری اُلدمن) غیرقابل پیش‌بینی و گاهی اوقات نه‌چندان دوست‌داشتنی بر سرکار می‌آید. تاریک‌ترین ساعت (The Darkest Hour) 21 هفته اول کاری «چرچیل» را بررسی می‌کند که طی آن اتحاد را روبه‌راه می‌کند و برای خود دشمن‌تراشی می‌کند. خیلی‌ها در آن زمان فکر می‌کردن که او آخر ماه رو نمی‌بیند، چه برسد به آخر جنگ را.

سمیر نعمتی‌نژاد

مترجم

امسال سال خوبی برای فیلم‌هایی است که درمورد حادثه 1940 تخلیه‌سازی «دانکریک» بوده است. «تاریک‌ترین ساعت» که درمورد یکی از تحسین‌شده‌ترین شخصیت‌های نظامی جنگ جهانی دوم است،‌ با ترکیب «دانکریک» (Dunkirk) «کریستوفر نولان» و بهترین آنها لونه شرفیگ مثلث خوبی را تشکیل داده است. فیلم «تاریک‌ترین ساعت (Darkest Hour) که ساخته کارگردان کار درست سینما «جو رایت» است و فیلمنامه آن هم «آنتونی مک‌کارتن» نوشته است، به حوادث می‌1940 از نقطه دید ماشین سیاسی بریتانیا «چرچیل» می‌نگرد. زمانی که ارتش هیتلر از خاک فرانسه رد می‌شود و وارد «وستمینستر» می‌شود و «نویل چمبرلین» (رونالد پیکاپ) در بحبوحه جنگ استعفا می‌کند، «وینستون چرچیل» (گری اُلدمن) غیرقابل پیش‌بینی و گاهی اوقات نه‌چندان دوست‌داشتنی بر سرکار می‌آید. تاریک‌ترین ساعت (The Darkest Hour) 21 هفته اول کاری «چرچیل» را بررسی می‌کند که طی آن اتحاد را روبه‌راه می‌کند و برای خود دشمن‌تراشی می‌کند. خیلی‌ها در آن زمان فکر می‌کردن که او آخر ماه رو نمی‌بیند، چه برسد به آخر جنگ را.

تاریک‌ترین ساعت  (The Darkest Hour) صحنه‌ای از جنگ را در خود جا نداده است، اما این به این معنا نیست که جنگی وجود ندارد. برای «چرچیل»، مجلس عوام بریتانیا میدان جنگ اوست. استراتژی جنگ او (برخلاف استراتژی صبر و دیپلماسی «چمبرلین») مخلوطی از دشمنی و بدبینی است. وقتی پادشاه درخواست صلح به هر قیمتی «هالیفاکس» و «چمبرلین» را رد می‌کند، «چرچیل» ترقی پیدا می‌کند، اما برای او همچنان موانع برقرار هستند.

«جو رایت» به نماهای طولانی و زوایای دوربین خلاقانه‌اش مشهور است. او این قوه خودش را با نمای فوق‌العاده آغازینش که از سقف می‌گیرد و به تدریج از زاویه کنار به سخنران مجلس عوام بریتانیا می‌رسد، یادآوری می‌کند. شاید در این نما، ما آخرین مرحله فیلمبرداری را ببینیم، اما این صحنه تنها صحنه‌‌ای نیست که ‌‌«رایت» با آن سکانس را مزین می‌کند. استایل او با تدوین سریع‌‌ریتم خیلی از کارگردانان در تناقض است. گاهی اوقات در صحنه، او دقایق زیادی را بدون حتی یک کات ادامه می‌دهد. او ترجیح می‌دهد با دوربین شعبده‌بازی کند تا با تدوین.

از نظر تاریخی، فیلم نسبتا دقیق است، اگرچه تنش بین «چرچیل»، «چمبرلین» و «هالیفاکس» برای درام بیشتر، افزایش پیدا کرده است. البته برخی معتقد هستند که در همان اوایل، موقعیت «چرچیل» متزلزل شده بود و چیزی نبود که پست نخست وزیری خودش را از دست بدهد. «دانکریک» همان‌قدر که موجب نجات ارتش بریتانیا شد، همان مقدار موجب نجات «چرچیل» هم شد. اگر آن بازمانده‌ها نجات پیدا نمی‌کردند، سرنوشت جنگ جور دیگری رقم می‌خورد.

اگرچه بخش بیشتر «تاریک‌ترین ساعت» (The Darkest Hour) بر سیاست‌های «چرچیل» تمرکز دارد، اما بخش کوچکی از داستان را هم به معرفی خود «چرچیل» اختصاص می‌دهد. او احتمالا سرسخت، جنگجو و پست بود. ما بخش بد او را در اولین ملاقات او و «الیزابت» می‌بینیم که با زخم‌زبان‌های نالایقانه‌‌اش او را می‌ترساند. رابطه او و همسرش «کلمنتاین» خراب نمی‌شود، چون همسرش می‌تواند با انرژی و تلخی‌اش کنار بیاید. درضمن، وقتی «چرچیل» به او نیاز پیدا می‌کند، او مثل همیشه با صداقت و حمایتش در کنارش است.

با نمایش تصویری قوی‌تر از تصویری که در کتاب‌ها از «چرچیل» داده شده است و با اتکا به واقعیت‌های تاریخی، «رایت» از تله‌هایی که فیلم دیگر او درمورد «چرچیل» بود دوری می‌کند. اگرچه موقعیت زمانی در این فیلم در مقایسه با فیلم پارسال یعنی فیلم «چرچیل» (Churchill) (آن فیلم درمورد حوادث بعد از جنگ بود) فرق می‌کند، اما بسیاری از اهداف یکی هستند. «تاریک‌ترین ساعت» (The Darkest Hour) مشخصا فیلم بهتری است. قطعا کسانی که جنگ جهانی دوم را مایه عبرت قرار داده‌اند، از نمایش این فیلم قدردانی خواهند کرد، زیرا این فیلم به خوبی نشان می‌دهد که حتی قبل از شروع توفان، چقدر جهان به دریافت فاجعه نزدیک شده بود. این فیلم برای فیلمبازها، سورپرایزهای خوبی در روایتش دارد. قطعا همه از بازی (گری الدمن) و تصویرسازی شخصیتش که بیش از پنج سال است که جان به جان آفرین تسلیم کرده است، لذت خواهند برد.

*نقدفارسی

shareاشتراک گذاری

نظرات شما