شهودی از یک خواب بلند و لحاف چهل تکه

شهودی از یک خواب بلند و لحاف چهل تکه

6 دی 1396 2:33

انسان همواره در جهان با مسائل و مصائبی زیست می‌کند که این خود گستره معنایی برای مطرح شدن در عالم هنر به وجود می‌آورد. مرگ هم از آن مباحثی است که می‌تواند پایان بخش این همه فراز و نشیب در جریان زندگی باشد.

رضا آشفته
منتقد
انسان همواره در جهان با مسائل و مصائبی زیست می‌کند که این خود گستره معنایی برای مطرح شدن در عالم هنر به وجود می‌آورد. مرگ هم از آن مباحثی است که می‌تواند پایان بخش این همه فراز و نشیب در جریان زندگی باشد.
«منو نمی‌بره» عنوان نمایشی است برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال که به نویسندگی و کارگردانی زهرا صبری در تالار گلستان مرکز تولیدات نمایش و نمایش عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اجرا شده است. نمایشی که می‌خواهد بستر ساز تفکر برای نوجوانان و کشفی تازه برای بزرگسالان باشد. نوجوانان در آغاز بلوغ جنسی و تفکرند و می‌طلبد که در این دوره بحرانی در مواجهه با موضوعات خاص این دوران به راحتی بتوانند در حل و فصل آنها بکوشند. در این سن قابلیت‌های بسیاری برای تفکر کردن در آنان ایجاد خواهد شد چون بلوغ جنسی مواجهه با عقل و استدلال را فراهم خواهد کرد. اما بزرگسالان از این دوره عبور کرده‌اند و حالا با تجربه‌هایی تلخ و شیرین در روال عادی زندگی دست به گریبان هستند اما مشاهده یک روال رو به پایان که تداعی‌گر مرگ نیز باشد می‌تواند انسان را با نسبت‌های اشتباه و خطاهای بزرگش آشناتر کند و این‌گونه مخاطب می‌تواند با دانستگی مسیر بهتری را در زندگی تجربه کند.
مضمون «منو نمی‌بره»، درباره‌ رها شدن از تمام حسرت‌ها، دروغ‌ها، حسادت‌ها، جدایی‌ها و خاطره‌های تلخ و شیرین روزهای گذشته است و این دقیقا همان روال عادی‌ای است که هر آدمی آمیخته با خوب و بد چنین چیزهایی است. همیشه هم نمی‌توان خوب بود؛ چون گاهی ناخواسته یا خواسته انسان دچار خطاها و چالش‌های بی‌مورد خواهد شد اما زمانی ضریب خطاها کمرنگ‌تر خواهد شد که انسان بر وجوه انسانی‌اش آگاه‌تر شود و بنابر اصرار به انجام آن همواره این مسیر به زیستن را برای یک عمر تدارک ببیند. ما انسانیم و انسان جایز الخطاست و این همه دین و فلسفه و اخلاق برای پرهیز از خطاها و نگریستن درست به زندگی است و انسان در این مسیر همواره رستگاری‌اش را جستجو می‌کند.
زهرا صبری به‌دنبال ایجاد یک وضعیت فراذهنی است و در این مسیر خواب را بسترساز چنین تحول و دگرگونی‌ای قرار داده است. بنابراین نوع تئاترش می‌تواند بیشتر تئاتر شهودی باشد و در آن درون انسان و انتزاع واقعیت محور مسائل مطروحه شده است.
این شهودی بودن باعث درک متافیزیکی از انسان و همه جوانب و ابعاد وجودی‌اش خواهد شد. می‌دانیم که انسان همواره در طول زندگی با خاطرات تلخ و شیرینی مواجه می‌شود و همه این داستان‌ها و رویدادها بیانگر یک شخصیت است که ماهیت درونی یا روحانی هر انسانی را می‌سازد. بنابر باورهای متافیزیکی هر انسان همواره حضور دارد و با از بین رفتن بدن پس از مرگ، انسان ماهیت روحانی خود را در هستی حفظ می‌کند و همچنان امکان حضور دارد.
نمایش «منو می‌بره» از جمله نمایش‌های متکی بر فضاسازی و مبتنی بر ارائه تصاویر است که در قاب‌های متعدد ترکیب‌های درست تصویری از تلفیق بازی و عروسک ارائه می‌شود. بنابراین زمینه‌های فرم گرایانه با نوعی مفهوم سازی و ارائه نشانه‌ها سر سازگاری دارد و هدف این است که این روایت چندگانه در ارائه فضا بتواند تاثیرگذار باشد.
رهبانو (با بازی بهناز مهدیخواه) خواب خان دایی (سعید ابک که یک صورتک بزرگ و یک قوز بزرگ بر پشتش دارد) را می‌بیند. این زن باید از قوز سایه‌اش رهایی یابد و این مهم زمانی محقق می‌شود که خروسی به نام آق کاکل بیاید و او را به سفر ذهنی در گذشته‌های دور و نزدیکش ببرد و تمام آن خاطرات و شخصیت‌هایی را که باعث بزرگ شدن این قوز سایه شده‌اند و از قوز خان دایی هم بسیار مشکل سازتر است، ببیند و در گفتگو با آنان خود را از آنها پاک گرداند.
سعید ابک حالا با عروسک خروس که سرش در یک دست، و بدن و دمش در دست دیگر قرار دارد، به دنبال یادآوری خاطرات ریز و درشت این زن از کودکی تاکنون است که در جاهایی هنوز تلخی آنها باقی‌مانده است و یکی از آنها حسادت‌های رهبانو به خواهر زیبایش تاج بانو است که در این شب از او حلالیت می‌خواهد. یکی دیگر هم خاطرات دوران عاشقی اوست که بین او و یحیا گذشته است و حالا باید این عشق هم دوباره یادآوری شود بلکه بداند در زندگی چه فرازهایی هم داشته است.
این مسیر که حالت هزارتویی دارد، با بازی‌ها و عروسک‌ها مسیر درستی را طی طریق می‌کند و در نهایت رهبانو متوجه تمام اشتباهات و خطاهای بزرگش در زندگی خواهد شد و با گذر از این نابسامانی‌ها انگار روحش تازه و بلند مرتبه می‌شود و می‌تواند از قید و بندها در گذرد و خود را به مرحله‌ای والاتر سوق دهد که در آن یک خواب بلند چون مرگ متصور است.
شاید طنز در نوشتار و گفتارها می‌توانست به لحنی گویاتر و جذاب‌تر برای نوجوانان تبدیل شود؛ یعنی هنوز می‌شود این موقعیت را بهتر از اینها و شاداب‌تر از اینها هم نوشت و در اجرا به کار گرفت. به هر روی اگر قرار است که نوجوانان سهم خواهان اصلی این متن باشند، این ترازمندی با طنز یک امکان پیروزمندانه برای چنین سن و سالی است.

shareاشتراک گذاری

نظرات شما