نگاهی به فیلم «قاتل اهلی»

نگاهی به فیلم «قاتل اهلی»

4 دی 1396 2:16

هنوز کارگردانان بزرگی در کشور ما وجود دارند که پس از سال‌ها فعالیت درخشانشان، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب‌، هنوز کار خود را فراموش نکرده‌اند و به آن می‌پردازند که یکی از آنها مسعود کیمیایی است. اما چه شده که این کارگردان موج نو و تا بدین حد جریان‌ساز‌، فیلم‌هایش جذابیت سابق را ندارد؟

هومن نشتایی
منتقد
هنوز کارگردانان بزرگی در کشور ما وجود دارند که پس از سال‌ها فعالیت درخشانشان، چه قبل از انقلاب و چه بعد از انقلاب‌، هنوز کار خود را فراموش نکرده‌اند و به آن می‌پردازند که یکی از آنها مسعود کیمیایی است. اما چه شده که این کارگردان موج نو و تا بدین حد جریان‌ساز‌، فیلم‌هایش جذابیت سابق را ندارد؟ در طی این دوره طولانی‌ای که مسعود کیمیایی در حوزه سینما فعالیت داشته است‌، مخاطبان جدیدی به سینما اضافه شده و سلیقه مخاطبان نیز تغییر کرده. اما فیلم‌های مسعود کیمیایی بستری ثابت را دنبال می‌کند که فقط علاقه‌مندان به سینمای خودش را جذب می‌کند. قاتل اهلی‌، یک فیلم سیاسی با رگه‌های عاشقانه است. اما این سیاستی که مسعود کیمیایی به نمایش می‌گذارد‌، پر از شعار است. شعار‌هایی بزرگ‌تر از دهان شخصیت ها. تمام شخصیت‌ها بسیار قدرتمند هستند با صدا‌هایی نخراشیده که در گفتن آرام ترین حرف‌هایشان داد می‌زنند. فیلم پر از دیالوگ‌های بزرگ و فراموش نشدنی است. اما چرا دیالوگ‌ها از ذهن‌ها پاک می‌شود؟ دیالوگ‌ها بسیار بزرگ‌تر از دهان شخصیت‌ها است‌، شخصیت‌ها دیالوگ‌های خود را درک نکرده‌اند و نمی‌توانند با آن ارتباط بگیرند. دیالوگ‌ها چه در نوشتار و چه در بیان اغراق بیش از حد دارند و سر‌تا‌سر فیلم پر است از این دیالوگ‌های غلو آمیز. روایت غیر منطقی به نظر می‌رسد. از طرفی «سروش» را داریم که از جایی به جای دیگر می‌رود و شعار می‌دهد. از طرفی سیاوش را داریم که معلوم نیست دقیقا دنبال چیست. در این بین برای استراحت مخاطبان کنسرتی هم به نمایش گذاشته می‌شود که کاملا اضافی است. این روند غیر منطقی به نظر می‌رسد و انگار در کار‌های مسعود کیمیایی نوعی باور کردن اجباری به مخاطب القا می‌شود. چگونه در عرض چند دقیقه سیاوش خودش را به استخر می‌رساند و خود را در آب مخفی می‌کند؟ اینها غیر قابل باور است و به قصه آسیب می‌زند. انگار از ابتدا تا انتها فقط به دنبال شعار دادن هستند و همه می‌خواهند در تاریخ ثبت شوند. ولی بدلیل سیاسی بودن‌، فیلم می‌تواند افراد سیاسی را به خود جذب کند و این نشان می‌دهد که مسعود کیمیایی هنوز می‌تواند جریان‌ساز باشد. اما برای عده‌ای معدود. وجود قهرمان در فیلم‌های کیمیایی به شدت ملموس است. قهرمان‌هایی که در نهایت بدلیل خرابکاری‌های ضد قهرمان‌ها نابود می‌شوند و قرار است که در نهایت یک صحنه حماسی را بیافرینند. اما به این سبک پروراندن قهرمان‌ها دیگر برای مخاطب جذابیتی ندارد. بلکه آنها را به ورطه کلیشه و تکرار می‌راند و مخاطب را زده می‌کند. این فیلم را نمی‌توان گفت فیلم ضعیفی است. به‌هر‌حال بعد از این همه سال فعالیت موفق در سینما، فیلم بد ساختن کمی عجیب است. اما این تیپ فیلم‌ها خسته کننده و تکراری است. چون مخاطب خسته می‌شود از شنیدن شعار‌های کلیشه ای. این فیلم برای اکثر مخاطبان نمی‌تواند جذاب باشد‌، اما شاید بتوان گفت که علاقه‌مندان سینمای مسعود کیمیایی عاشقش می‌شوند.

shareاشتراک گذاری

نظرات شما