زلزله، مدارس فرسوده و دولت¬های بی¬خیال

کاهش 35 درصدی بودجه نوسازی مدارس در بودجه سال 97

زلزله، مدارس فرسوده و دولت¬های بی¬خیال

12 دی 1396 16:46

 در دورانی که آموزش‌و‌پرورش به‌عنوان مؤثرترین ابزار برای ورود به چالش‌های مبتنی بر توسعه پایدار مورد توافق جوامع دنیا قرار گرفته است، توسعه کمی و کیفی مدارس و مراکز آموزشی به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های اصلیِ توسعه پایدار پذیرفته شده است؛ موضوعی که روند دستیابی به آن، ضرورتا‍ حضور فعال و مستمر دولت‌ها را می­طلبد؛ توجه دولت‌ها به این موضوع را نیز باید در میزان رشد اعتبارات عمرانی در لوایح بودجه سالانه آنها جستجو کرد؛ اما کاهش حدود 40 درصدیِ اعتبارات عمرانی در لایحه بودجه سال 97 خصوصا در فصل‌هایی از بودجه که با توسعه پایدار مرتبط است، از‌ یک جریان بی‌توجه به این موضوع حکایت دارد.

شهرام جمالی، کارشناس آموزشی
 در دورانی که آموزش‌و‌پرورش به‌عنوان مؤثرترین ابزار برای ورود به چالش‌های مبتنی بر توسعه پایدار مورد توافق جوامع دنیا قرار گرفته است، توسعه کمی و کیفی مدارس و مراکز آموزشی به‌عنوان یکی از مؤلفه‌های اصلیِ توسعه پایدار پذیرفته شده است؛ موضوعی که روند دستیابی به آن، ضرورتا‍ حضور فعال و مستمر دولت‌ها را می­طلبد؛ توجه دولت‌ها به این موضوع را نیز باید در میزان رشد اعتبارات عمرانی در لوایح بودجه سالانه آنها جستجو کرد؛ اما کاهش حدود 40 درصدیِ اعتبارات عمرانی در لایحه بودجه سال 97 خصوصا در فصل‌هایی از بودجه که با توسعه پایدار مرتبط است، از‌ یک جریان بی‌توجه به این موضوع حکایت دارد.
 کاهش 35 درصدی بودجه نوسازی مدارس
در حالی که منابع عمومی بودجه دولت در لایحه بودجه 97 نسبت به لایحه سال قبل، رشد 16 درصدی را نشان می‌دهد، نگاهی به سرفصل بودجه سال آینده آموزش‌و‌پرورش نشان از یک کاهش چشمگیر دارد‌. مقایسه بودجه امسال سازمان نوسازی مدارس هم با اعتباری که برای این سازمان در لایحه بودجه سال آینده در نظر گرفته ‌شده است، نشان می‌دهد که سال آینده دولت در نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس باز‌ هم گامی به عقب خواهد گذاشت. ‌
 براساس اعداد و ارقام مندرج در جداول پیوست شماره یک لایحه بودجه 97 اعتبارات مربوط به «تخریب و بازسازی» و «مقاوم سازی» مدارس فرسوده و بدون استحکام 376 میلیارد تومان است که این رقم در لایحه سال گذشته معادل 585 میلیارد تومان بود؛ بر این اساس اعتبارات این بخش بیش از 35 درصد کاهش یافته است. همچنین، اعتبارات مربوط به تکمیل فضاهای آموزشی نیمه تمام 142 میلیارد تومان است که با توجه به اینکه این رقم نیز در سال گذشته 218/5 میلیارد تومان بوده این اعتبارات نیز بیش از 35 درصد نسبت به سال گذشته کاهش یافته است.
فرسودگی 30 درصد مدارس کشور
کاهش عجیب بودجه نوسازی مدارس در حالی صورت گرفته است که مهرماه امسال، رئیس سازمان نوسازی مدارس از فرسودگی 30 درصد مدارس کشور و ضرورت تخصیص اعتبار 11 هزار میلیارد تومانی برای تخریب و بازسازیِ 61 هزار کلاس درس و 5 هزار میلیارد تومان برای مقاوم‌سازیِ 96 هزار کلاس درس و همچنین نیاز به بیش از 2 هزار میلیارد تومان برای‌ استاندارد سازیِ سامانه گرمایشی و جمع‌آوری نزدیک به 3 هزار مدرسه کانکسی و خشت و گلی سخن گفت که به تعبیر وی به علت عدم تخصیص بودجه مورد نیاز «روی دستشان مانده ‌است».
به این ترتیب بودجه مورد نیاز آموزش‌و‌پرورش برای عملیات عمرانی یادشده 18 هزار میلیارد تومان برآورد شده است؛ یعنی چیزی بیش از 50 درصد کل بودجه پیشنهادی دولت برای سال آینده آموزش و پرورش!
با این حال مشخص نیست اعتبار در نظر گرفته شده براساس منابع قابل دسترس برای بخش تملک دارایی آموزش‌و‌پرورش در سال آینده، برای اجرای کدام فعالیت‌های مرتبط با توسعه مدارس تنظیم شده است چراکه این اعتبارات آن‌قدر ناچیز است که بعید به‌نظر می‌رسد کفاف هزینه‌هایی مثل تعمیرات جزئی و نگهداری مدارس را هم بدهد.
چالش ساخت مدارس جدید برای آموزش‌و‌پرورش
اما مشکل فقط به اینجا ختم نمی‌شود؛ چراکه نیاز به فضاهای آموزشی جدید همچنان اصلی‌ترین چالش آموزش‌و‌پرورش در این بخش است. براساس اظهارات اخیر رئیس سازمان نوسازی مدارس، برای دستیابی به سرانه استاندارد آموزشی به 250 هزار کلاس درس نیاز است که زیربنایی در حدود 37 میلیون مترمربع و اعتباری بالغ بر 46 هزار میلیارد تومان نیاز دارد؛ فقط در بخش مسکن مهر 25 هزار کلاس درس نیاز است و این در حالی است که آموزش‌و‌پرورش از سال آینده و با اضافه شدن پایه جدید تحصیلیِ دوازدهم با چالش مهم کمبود کلاس‌های درسی مواجه است.
این مشکل البته در هنرستان‌ها بسیار جدی‌تر است چراکه مسئله کمبود فضای آموزشی فقط منحصر به کلاس‌های درس و میز و نیمکت نبوده و توسعه کارگاه‌ها و افزایش تجهیزات فنی را نیز شامل خواهد شد که به مراتب به بودجه بیشتری نیاز دارد؛ این مسئله زمانی که قرار است نیمی از دانش آموزان متوسطه اول به هنرستان‌ها هدایت شوند به چالش جدی‌تری تبدیل خواهد شد. به این ترتیب در دسترس‌ترین راهکار ممکن برای مرتفع ‌کردن این مشکل، دونوبته کردن مدارس خواهد بود و در حالی که 20 درصد مدارس کشور همچنان دونوبته‌ هستند، این هم یعنی یک گام دیگر به عقب.
 با این‌حال به‌نظر می‌رسد مشکل اصلی بیش از آنکه به عدم تصویب بودجه لازم مربوط باشد، به عدم تخصیص اعتبارات مورد نیاز برمی‌گردد؛ چراکه تقریباً هیچ‌گاه صددرصد اعتبارات مصوب عمرانی آموزش‌و‌پرورش تخصیص پیدا نکرده است. دلیل آن هم عمدتا کمبود منابع و کسری بودجه عنوان شده است. بنا بر گفته‌های رئیس سازمان نوسازی مدارس، در سال 95 به‌دلیل محدودیت منابع، فقط 39 درصد اعتبارات ملی و 28 درصد اعتبارات استانی در حوزه نوسازی مدارس تخصیص پیدا کرد.
وزیر آموزش‌و‌پرورش هم اخیراً اعلام کرده که تا اواخر آذرماه کمتر از 35 درصد و در بعضی جاها حتی کمتر از 20 درصد اعتبارات عمرانی تخصیص گرفته است.
نقش خیرین مدرسه‌ساز در نوسازی مدارس
واقعیت این است که آموزش‌و‌پرورش براساس رویه‌ای مرسوم برای تأمین اعتباراتی که در بخش تملک دارایی‌های خود نیاز دارد، بیش از آنکه به منابع قابل دسترس در بودجه بیندیشد، روی منابعی از بودجه حساب باز می‌کند که نه‌تنها در اختیارش نیست بلکه احتمال تحقق اعتبارات لازم از آن بخش‌ها نیز به نوبه خود، منوط به شرایط متغیر دیگری است.
یکی از مهم‌ترین منابع نوسازی مدارس، کمک‌های خیرین مدرسه‌ساز است که بنا بر اظهارات مسئولان آموزش‌و‌پرورش تاکنون یک‌سوم مدارس کشور توسط خیرینِ مدرسه ساز احداث شده است و سهم مشارکت خیرین ‌در تکمیل پروژه‌های نیمه تمام عمرانی آموزش‌و‌پرورش نیز به 50 درصد رسیده است؛ اما این موضوع هم با چالش‌هایی مواجه است.
با توجه به اینکه امکان کمک‌های مردمی برای مشارکت در ساخت واحدهای آموزشی در مناطق محروم وجود ندارد، لازم است برای این موضوع تدبیری اندیشده شود که افزایش اعتبارات ملی و استانی سازمان نوسازی از این جهت حائز اهمیت است.
منابع نوسازی مدارس، روی هوا
منابع صندوق ذخیره ارزی مانند ‌بودجه 3 میلیارد دلاری که در برنامه ششم توسعه برای ایمن‌سازی مدارس در نظر گرفته شده بود نیز نمونه دیگری از این منابع غیرقابل دسترس است که بنا به گفته مسئولان آموزش‌و‌پرورش تاکنون تأمین اعتبار نشده و با توجه به وضعیت اقتصادی کشور، مشخص نیست که برای سال آینده تا چه اندازه قابل وصول باشد.
در موارد دیگر هم وضع به همین گونه است. برای مثال تحقق سهم 5 درصدی آموزش‌و‌پرورش از شهرداری‌ها منوط به آن است که شهرداری‌ها هیچ پروانه‌ ساخت‌و‌سازی که در آن حق 5 درصدیِ آموزش‌و‌پرورش نادیده گرفته شود را صادر نکنند که البته اجرای آن کمی بعید به نظر می‌رسد؛ یا در مورد سایر منابع عمومی دولت و مواردی مثل سهم یک‌درصدی از کاهش هزینه‌های شرکت‌ها، بانک‌ها و بیمه‌های وابسته به دولت که گویا در لایحه بودجه 97 حذف شده است نیز وضعیت همین گونه است.
در همین ارتباط، سعید نمکی، معاون سازمان برنامه و بودجه اخیرا گفته است: «برای بخش بودجه عمرانی، دولت در نظر دارد از محل صندوقی که حاصل افزایش قیمت حامل‌های انرژی و حذف یارانه‌بگیران است، با مشارکت بانک‌ها و بخش خصوصی 300 درصد بودجه عمرانی دستگاه‌ها را افزایش دهد.» چنین اظهارات در حالی بیان می‌شود که براساس لایحه بودجه سال آینده، حدود 90 درصد از همین مقدار اندک بودجه عمرانی کشور، وابسته به انتشار اوراق قرضه است؛ البته افزایش 300 درصدیِ آن 10 درصد باقیمانده از بودجه عمرانی هم منوط به دستیابی دولت به درآمدهای یادشده است.
 اما یک سوی دیگر این ماجرا این است که معمولا در پی عدم قطعیت‌هایی که در تحقق منابع بودجه عمومی کشور به لحاظ شرایط اقتصادی، همواره وجود داشته است، در این‌گونه موارد قانون‌گذار به کمک دولت آمده تا از طریق سازوکارهایی که در ردیف‌های بودجه اِعمال می‌کند، این‌گونه مصارف از بودجه عمومی را تا وصول قطعیِ منابع به تأخیر بیندازد. به تدریج این تأخیرها آن‌قدر طولانی می‌شود که هر سال، مطالبات انباشته از سال‌های قبل به سال بعد منتقل می‌شود و‌ با اینکه کارهای بسیاری هم صورت می‌گیرد اما در مقایسه با مطالبات بر زمین‌مانده و نیازهای جدید چندان به چشم نمی‌آید و این هم یعنی گامی دیگر به عقب.
فوریت تخلیه مدارس فرسوده
 اما، فارغ از نگاه مبتنی بر تحلیل بودجه‌ای در ارزیابی توسعه مدارس کشور، آنچه در اولویت بالاتری قرار دارد، فوریت بالای تخلیه مدارس فرسوده از دانش آموزان و ایمن‌سازی مدارس غیرمقاوم است؛ از این رو مهم‌ترین نقد به سیاست‌گذاری‌های کلان در مورد ایمن‌سازی و مقاوم سازی مدارس را باید در رویکرد حاکمیت به حل این مسئله در برنامه‌های بلندمدت جستجو کرد؛ به‌طوری‌که به جرأت می‌توان گفت هیچ‌گاه حل این مسئله برای دولت‌ها و ‌مجالس مختلف در کوتاه‌مدت مطرح نبوده و فوریت نداشته است.
هرچند دلیل یا بهتر بگوییم بهانه این بی‌توجهی همواره کمبود اعتبارات مورد نیاز، ذکر شده است؛ اما با دنبال کردن رد پای افزایش هر ساله ارقام بودجه عمومی دولت‌ها در فصول مختلف بودجه و همچنین جابه‌جایی ارقام این بودجه در لوایح سالانه دولت‌ها که همواره به نفع گروه‌های واجد نفوذ و صدا تمام شده، می‌توان این نکته را دریافت که جدا از بحث آموزش‌و‌پرورش کودکان، هنوز موضوع تأمین امنیت جان کودکان زیر سقف کلاس‌های ناایمن و فرسوده در سیاست‌گذاری‌های کلان حاکمیتی، اولویتی ندارد‌ و چنانچه این واقعیت را نیز که براساس آمارهای جهانی، ایران جزء 10 کشور بلاخیز و ششمین کشور زلزله‌خیز دنیا معرفی شده است در نظر بگیریم، اهمیت موضوع دو چندان خواهد شد.
 بنابراین در تخصیص اعتبارات عمرانی از محل منابع ملی باید این نکته مد نظر قرار گیرد که ضرورت ایمن‌سازی و مقاوم سازی مدارس و تخلیه و تخریب مدارس فرسوده موضوعی با کارکرد صرفا آموزشی نیست که بر سر اهمیت و اولویت آن صرفا در فصل بودجه آموزش‌و‌پرورش لابیگری و چانه‌زنی شود بلکه اینجا موضوع اصلی، حفظ و تأمین امنیت جان دانش‌آموزان است و‌ با توجه به فوریت آن باید به هر نحو ممکن حداقل اعتبارات مورد نیاز برای کاهش خطرات جبران‌ناپذیر احتمالی و البته در حداقل زمان ممکن به این موضوع اختصاص یابد.

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما