بحران هویت یا تمایل به رنگی دیگر

بحران هویت یا تمایل به رنگی دیگر

12 دی 1396 16:46

«ساناز بیان» همان‌طور که هر نویسنده و کارگردانی باید نسبت به دردهای جامعه‌اش واکنش نشان دهد؛

رضا آشفته
منتقد
«ساناز بیان» همان‌طور که هر نویسنده و کارگردانی باید نسبت به دردهای جامعه‌اش واکنش نشان دهد؛ در نمایش آبی مایل به صورتی به بریده‌ای از زندگانی چند تراجنسی (ترنسکشوال) نظر انداخته است و اینها بخشی از مظلومیت به ناچار برخی از خانواده‌ها و خودشان هستند که بنابر اراده طبیعت چنین می‌شوند که اگر نگاه اجتماعی رشد یافته باشد و پذیرنده چنین روالی در طبیعت باشد تا حد زیادی نیز این مسئله قابل حل و هضم شدن خواهد بود و البته جامعه نیز تا مادامی که غرق ندانستگی‌ها باشد، همیشه سخت‌ترین و شاید هم بدترین رفتار و واکنش را نسبت به آنها نشان خواهد داد. اما بدیهی است که هنر و فرهنگ می‌تواند بسیار مشکل گشا باشد و در دانستگی انسان‌ها نسبت به این نوع مسائل، افکار عمومی را واکسینه کند و باید هم چنین بشود چون انسان‌ها نسبت به هم کنش مند هستند و در غیر این صورت باید به روابط اجتماعی و انسانی شک کرد چون بی‌تفاوتی خود نیز دردی بزرگ است.
ساناز بیان برای این کار دستکم 4 سال پژوهش و جستجوگری را به خود زحمت داده و لاجرم این حرکت هم قابل تامل هست و هم قابل تحسین و این خود می‌تواند یک راه سخت و پیچیده برای به نتیجه رساندن متن و اجرا باشد اما چنین روالی باید که برای انجام کارهای جدی و دقیق یک روال عادی باشد و اگر چنین نباشد حتما مشکلات و نواقصی در ارائه متن و اجرا مشهود خواهد شد.
«آبی مایل به صورتی» یک نمایش شبه مستند است. ساناز بیان سعی کرده که با تکنیک‌های برگرفته از تئاتر مستند و القای بسیاری از داستانها از طریق تک گویی نمایشی مخاطب را دچار تحول یا شناختی ژرف نسبت به مسئله گرداند. اگر بپذیریم که او می‌خواهد به تراجنسی‌ها بپردازد و این شخصیت‌ها محور و موضوعیت کلی نمایش آبی مایل به صورتی هستند، آنگاه پذیرش کودک کار و زن کارگر جنسی زیر سوال می‌رود و تا اندازه‌ای مسیر داستان را متفاوت می‌کند و اگر از چنین شخصیت‌هایی پرهیز می‌شد حتما داستان یکدست‌تر و مسیر دراماتیک پویاتر و قابل درک‌تر می‌شد چون هر پراکندگی از هماهنگی (هارمونی) بنیادین اثر هنری می‌کاهد. چنانچه تراجنسی‌ها خودشان مسائل حاد و قابل مطرح شدنی دارند که با کودک کاری که دختر هست و خود را پسر معرفی می‌کند یا زنی که می‌خواهد خود را خبرنگار بشناساند اما کارگر جنسیتی است؛ مسائل متفاوتی دارند چون این کودک و زن فقط رابطه‌ای با شهرزاد – مجید یا مردی که زن شده- داشته‌اند و حالا در دل این نمایش بیشتر هم به مسائل و خرده موقعیت خود نیز می‌پردازند و این ذهنیت متفاوتی با آن موضوع اصلی دارد و در جهان تئاتر این تمرکز و همگرایی موضوعی و خط و ربط و پیوند ارگانیک و هارمونی استقرار عناصر را بر هم خواهد ریخت و حضور اشخاص همسو به برایندی مطلوب‌تر ذهن و روان را نزدیک‌تر می‌کند وگرنه هر کس می‌تواند موضوع خودش را داشته باشد که اینها نیز مسائل خود را به صحنه می‌افزایند و این چندگانگی موضوعی باعث پراکندگی و ابهام بیش از حد خواهد شد.
از سوی دیگر باید توجه داشت که ساختارهای نوین ریشه در ساختارهای کلاسیک دارند و باید که هنرمندان امروز نوآوری‌های خود را بسیار ریشه دار انجام دهند و باری به هر جهت بودن همیشه هم گویای مطلب تازه‌ای نخواهد بود. این ساختارها از گذشته ضمن آزمون و خطاها به باورهای انسانی و الگوهای نمایشی منجر شده‌اند و درک راستین هنرمندان و اندیشمندان ما را در مسیر چنین منطق و ساختارهای قابل درکی قرار داده است. هر چه موضوع منسجم‌تر باشد، نتیجه هم معلوم‌تر و مسشخص‌تر خواهد بود و حتی نگره ضد موضوع واحد نیز باید اصل و اساس و شاکله خودش را داشته باشد و با هدفی ضد این روال عادی باید به کار گرفته شود که به نظر می‌رسد «ساناز بیان» به دنبال چنین چیزی نیست و فراتر از دغدغه شکل و ساختار همانا مسئله محور است و می‌خواهد در این مسیر با آوردن چند تک گویی و ارائه دردهای چندگانه یک تصویر قابل تامل تری از این انسان‌های بلاتکلیف در مسئله هویت جنسی مطرح کند.
مونولوگ یا شکل مستقیم روایی معنایش نمایش رادیویی نیست، و اگر کسانی نخواهند با این تکنیک کنار بیایند این مشکل خودشان هست. اتفاقا این مونولوگ‌ها اگر به درستی نوشته و بازی شوند خود زمینه ساز درام‌های بسیار نوین هست که تا حدی نیز در آبی مایل به صورتی چنین چیزی محسوس است و البته اگر همچنان از احساسات دوری شود و مهار حس‌ها می‌تواند اهداف و معقولات اثر را بارزتر کند و این همخوانی‌های موضوعات مشترک همانا یادآوری تفکرات و هماهنگی و همگرایی‌ها برای درک مسائل مد نظر هست وگرنه هیچ ضرورتی در بودن چند مونولوگ در کنار هم احساس نمی‌شود. این همان تفکر چیره است که می‌خواهد همفکری و شورایی شدن انسان‌ها نسبت به دردهای مشترک را به شکل بارزی از راه تئاتر مسئله محور نمایان سازد.

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما