نقد فیلم «بزرگ‌ترین شومن»

نقد فیلم «بزرگ‌ترین شومن»

12 دی 1396 16:46

بزرگ‌ترین شومن (The Greatest Showman)، شاید نه در محتویات داستانی بلکه در شکل و سیاق شبیه به یکی از فیلم‌های «دیزنی» یعنی «اخبار»(Newsies) است. «بزرگ‌ترین شومن»(The Greatest Showman) در لحظاتی که شخصیت‌ها در حال آواز خواندن و رقصیدن هستند بسیار سرزنده و شاد است اما در این بین سکانس‌هایی نیز در میان هستند که فیلم در روایت خود به مشکل می‌خورد. فیلم در لحظات موزیکال خود به لطف نت‌ها و ترکیب‌های زیبای تولید شده توسط زوج معروف یعنی «بنج پاسک» و «جاستین پال»(که در «لالالند»(La la land) نیز با یکدیگر همکاری داشتند)، قوی عمل می‌کند اما در لحظات درام خود، به‌رغم اینکه قبل‌تر اعلام کرده است که براساس یک داستان واقعی ساخته شده است،

محمد کیومرثی
مترجم
بزرگ‌ترین شومن (The Greatest Showman)، شاید نه در محتویات داستانی بلکه در شکل و سیاق شبیه به یکی از فیلم‌های «دیزنی» یعنی «اخبار»(Newsies) است. «بزرگ‌ترین شومن»(The Greatest Showman) در لحظاتی که شخصیت‌ها در حال آواز خواندن و رقصیدن هستند بسیار سرزنده و شاد است اما در این بین سکانس‌هایی نیز در میان هستند که فیلم در روایت خود به مشکل می‌خورد. فیلم در لحظات موزیکال خود به لطف نت‌ها و ترکیب‌های زیبای تولید شده توسط زوج معروف یعنی «بنج پاسک» و «جاستین پال»(که در «لالالند»(La la land) نیز با یکدیگر همکاری داشتند)، قوی عمل می‌کند اما در لحظات درام خود، به‌رغم اینکه قبل‌تر اعلام کرده است که براساس یک داستان واقعی ساخته شده است، ملغمه‌ای از کلیشه‌های مختلف است که با نخ و سوزن به یکدیگر وصله شده‌اند تا داستانی فاقد جذابیت را روایت کند. بازیگر نقش اول فیلم یعنی «هیو جکمن» شخصیت کاریزماتیکی دارد و می‌داند که در طی صحنه‌های موزیکال چگونه باید چشم بینندگان را به پرده بدوزد اما به هر روی، عملکرد او در «بزرگ‌ترین شومن»(The Greatest Showman) فاصله زیادی با بهترین بازی‌‌هایش دارد.
علی رغم اینکه «بزرگ‌ترین شومن»(The Greatest Showman) ادعا می‌کند که قصد دارد داستان یک شومن به نام «پی. تی بارنام» را که در قرن 19 در سیرکی مشغول به فعالیت بود روایت کند، روایت فیلم به همان اندازه شعبده بازی‌های «بارنام» غیر واقعی و اغراق شده است. البته «بزرگ‌ترین شومن»(The Greatest Showman) سعی می‌کند که خودش را به دیگر وقایع مرتبط کند، برای مثال سعی می‌کند تا تشابهاتی بین کسانی که در گروه «بارنام» جدا افتاده هستند و کسانی که در سال 2017 در جامعه طرد می‌شوند و مورد تنفر قرار می‌گیرند پیدا کند.
شگفت انگیز است که لحظات موزیکال داستان تا چه حد قدرت بیشتری از لحظات دراماتیک و سکانس‌های این چنینی دارند. این اختلاف، باعث هر چه بیشتر دیده شدن نقطه قوت اصلی فیلم می‌شود، اما در عین حال نقطه ضعف اصلی آن را نیز پررنگ می‌کند. هر دفعه که «هیو جکمن» یا یکی از همراهان او شروع به آواز خواندن می‌کنند، شما دوست دارید که بر روی صندلی خود نشسته و از فیلم لذت ببرید. به محض اینکه صحنه موزیکال تمام می‌شود، احتمال ترجیح می‌دهد که برای خریدن خوراکی یا رفتن به دستشویی از سالن خارج شوید. داستان و روایت مسیر بسیار آشنایی را طی می‌کنند. «بارنام»، فرزند کوچک یک خیاط فقیر، عاشق دختری از طبقه بالاتر می‌شود و پس از اینکه مقدار کمی پول( با تاکید روی مقدار کمی پول) جمع می‌کند تصمیم به ازدواج با او می‌گیرد. پس از مشغول شدن به یکسری از شغل‌های معمول و رایج برای پشتیبانی کردن از همسر(با بازی «میشل ویلیامز») و دو دخترش، او تصمیمی بسیار ریسکی گرفته و یک موزه را خریداری می‌کند. وقتی که میزان استقبال از موزه بسیار پایین است( مردم علاقه زیادی به پیکر‌هایی از جنس موم و یا آثار ساخته شده از پوست ندارند)، او تصمیم می‌گیرد تا این محل را تبدیل به مکانی برای نشان دادن عجایب انسانی بکند؛ زنی که ریش دارد(کیالا ستل)، یک دورف(سم هامفری)، یک هنرمند بندبازی(سندایا) و دیگر نمونه‌های این شکلی. کار «بارنام» یک شبه رونق می‌گیرد و تماشاگران زیادی برای دیدن نمایش او می‌آیند. او سپس با فردی به نام «فیلیپ کارلایل»(با بازی زک افران) همکاری می‌کند که ارتباطات قوی‌ای دارد. «فیلیپ» ترتیب حضور ملکه ویکتوریا را در یکی از نمایش‌های او می‌دهد. زمانی که «بارنام» در انگلستان به سر می‌برد با خواننده‌ای به نام «جنی لیند»(ربکا فرگوسن) آشنا می‌شود که به لقب « شبگرد سوئیسی» می‌شناسندش و بارنام موفق می‌شود که جنی را قانع کند تا در توری که در ایالات متحده آمریکا خواهند داشت همراه آنها برود.

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما