مانیفستی علیه اربابان کلیسا

مانیفستی علیه اربابان کلیسا

8 آذر 1396 18:53

نمایشنامه «اعتراف» برگرفته از سریالی است آمریکایی که توسط خود نویسنده یعنی برد میرمن در سال 2010 کارگردانی شده. سریالی ده‌قسمته که هر قسمت آن بین هفت‌ تا 10 دقیقه بود. نمایش در مورد قاتلی مزدور است که یک‌شب برای اعتراف به کلیسا می‌آید. درروند ماجرا متوجه می‌شویم که پسر کشیش است و برای انتقام از پدری که در کودکی او را رها کرده و موجب کشته شدن مادرش شده، آمده است. 

سید‌علی تدین صدوقی
منتقد
نمایشنامه «اعتراف» برگرفته از سریالی است آمریکایی که توسط خود نویسنده یعنی برد میرمن در سال 2010 کارگردانی شده. سریالی ده‌قسمته که هر قسمت آن بین هفت‌ تا 10 دقیقه بود. نمایش در مورد قاتلی مزدور است که یک‌شب برای اعتراف به کلیسا می‌آید. درروند ماجرا متوجه می‌شویم که پسر کشیش است و برای انتقام از پدری که در کودکی او را رها کرده و موجب کشته شدن مادرش شده، آمده است. 
شهاب حسینی می‌توانست خود فقط کارگردانی این نمایش را به عهده گیرد و بازی نقش اصلی را به کس دیگری واگذارد. البته مسئله فروش گیشه و حضور خود او درصحنه و تأثیرش در گیشه غیرقابل‌انکار است؛ اما فکر کنم که وجود استاد نصیریان برای این مهم به‌تنهایی کافی بود. البته این تنها یک نظر است و صلاح مملکت خویش خسروان دانند. هرچند که بازی او می‌تواند بیانگر این مدعا باشد. او سینمایی بازی می‌کند و هنوز خیلی مانده تا بازی درصحنه تئاتر را آن‌طور که باید تجربه کرده و به‌درستی و دراماتیزه شده به منصه ظهور برساند. گویی تنها دیالوگ‌ها را حفظ کرده و می‌گوید. به صحنه کشیدن یک به‌اصطلاح ضدقهرمان و شخصیت‌پردازی کاراکترش به‌صورت دراماتیک موضوعی است که اتفاق نیفتاده. او در همه قتل‌ها یک‌جور و یک‌شکل رفتار می‌کند و عمل می‌نماید. حال‌آنکه قاعدتاً باید تفاوت‌هایی وجود داشته باشد. ریتمش کند است و به لحاظ دراماتیک حضور صحنه‌ای کم‌رنگی دارد. اما از اینها که بگذریم باید شجاعت او جهت حضور و بازی درصحنه اصلی تئاتر شهر را به‌عنوان بازیگر نقش اول یک نمایش ستود. او در جلوی دوربین حرف اول را می‌زند اما بازی در تئاتر و روی صحنه چیز دیگری است. علی‌ایحال تئاتر با آغوش باز او را می‌پذیرد هرچند که سینما این‌گونه با تئاتری‌ها رفتار نمی‌کند و این البته به مافیایی سینما مربوط است و هیچ ربطی به شهاب حسینی ندارد. 
از سویی تفکر سینمایی زمانی که به صحنه بیاید به شلیک اسلحه با صدا و جرقه و آتش و خون. . . ایضاً افکت‌های سینمایی مانند خوردن گلوله به بدن و. . . تبدیل می‌شود. غافل از آنکه به‌محض اولین شلیک ارتباط مخاطب قطع‌شده و تمرکزش به هم می‌ریزد و رشته افکارش در خصوص نمایش از هم گسیخته می‌گردد و دیگر تا انتها کار سخت بتواند با نمایش ارتباط پویا و دراماتیکی برقرار نماید. 
درهرصورت با نمایشی درخور به لحاظ طراحی صحنه و بازی‌ها و. . . روبه‌رو بودیم هرچند که هزینه برای طراحی صحنه موردی نیست که منت آن را بتوان بر سر تئاتری‌ها و یا تماشاکنان تئاتر گذاشت و فرضاً گفت که به‌اندازه یک فیلم خرج طراحی صحنه و ساخت آن شده است. چه که تئاتر شهر طراحی‌های تئاتری‌ای بسیار پرهزینه‌تر وعظیم تر از این نیز به خود دیده است. تئاتر کسی را اجبار به طراحی صحنه پرهزینه نمی‌کند. 
 می‌توانستید در سبک و شیوهای دیگر تئاتری کارکنید که نخواهید آنقدر هزینه صحنه بدهید. این دیگر به تفکر و خلاقیت و شناخت و اشراف کارگردان از قابلیت‌ها و سبک‌های مختلف تئاتری و ایضاً تحلیل او از متن و خواست زیر متن و. . . برمی‌گردد. اینکه آیا اصولاً چنین نمایشی تا چه اندازه نیاز به چنین هزینه‌ای برای طراحی صحنه و ساخت دکور دارد یا نه. در انتها به کارگردان، شهاب حسینی برای تلاش ارزنده اش به جهت به صحنه کشیدن نمایشی چنین در خور که به نوعی می‌تواند مبتلابه انسان امروز در هر جامعه‌ای باشد و گروه خسته نباشید می‌گویم.  


 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما