خشونت علیه زنان بس است

حرف هایی به مناسبت 4 آذر

خشونت علیه زنان بس است

4 آذر 1396 15:38

می خواهم بنویسم خشونت یعنی هر نوع رفتار با هدف آسیب رساندن به دیگران. می خواهم بنویسم خشونت دو نوع است؛

آسیه سپهری/فعال مدنی
می خواهم بنویسم خشونت یعنی هر نوع رفتار با هدف آسیب رساندن به دیگران. می خواهم بنویسم خشونت دو نوع است؛ ساختاری و فردی و این هردو در تعامل و تاثیر دو سویه بر هم. می خواهم بنویسم 4 آذر، روز جهانی محکوم کردن خشونت علیه زنان است و تمام  دنیا از جمله سازمان های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و بین المللی  آن را محکوم می کنند و همه یکصدا فریاد می زنند: خشونت بد است.
می خواستم خشونت را تعریف کنم و اقسام و انواع آن را توضیح دهم؛ عوامل ایجاد کننده و موثر در خشونت را، تحلیل های روانی و جسمی آن را، اثرات خشونت بر روح و روان کودکان، زنان و جامعه را، اما دیدم بارها اینها را نوشته اند پربارتر و مستدل تر؛ من ترجیح دادم این بار از جنس عمل بنویسم، نه حرف. عمل به خشونت!
می خواهم از پدر آرین بنویسم که پسرش را شکنجه کرد و او را تا پای مرگ فرستاد؛ از پدر زهرا و مریم و گلبهار؛ از پدر و برادران طاهره 16 ساله که با لباس سفید به خانه بخت رفت و نمی دانست ضربات ساطور پدرش او را به خانه ی ابدی خواهد فرستاد‌.
می خواهم از آن پزشک متخصصی بنویسم که به پسر 9ساله اش چندین بار تجاوز کرد و ناله های مادرش در دادگاه نتیجه نداد. از خفاش شب و سعید حنایی و مجید سالک محمودی، که تجربه شان را به یکدیگر ودیعه دادند تا رهروانی شایسته داشته باشند! می خواهم از آن خانواده مثلا با غیرتی بنویسم که دختر خود را با ضربات چاقو کشتند و غیرتمندیشان را خویشان با احسنت احسنت گفتن و دیگران با سکوت جشن گرفتند. 
نمی دانم ازجنس عمل اینها بنویسم یا از جنس عمل قانون. بگذارید از قانونی بنویسم که مشوّق پدرانی است که با ناقص ترین دلیل و شک می توانند با پشتوانه قانونی، سر دختران خود را ببرند تا به خیال خودشان در سایه رگ برآمده گردن از فزونی غیرت، سربلند زندگی کنند.
از قانونی بنویسم که پدر آرین در سایه آن تنها به دوسال حبس و تبعید محکوم می شود؛ از قانونی که بر طبق آن قاتلین طاهره 16 ساله و مریم و زهرای 7 و 9 ساله، بدون حتی لحظه ای تردید و ترس می توانندجنایت کنند و پس از مدتی آزاد شوند و گردن افراشته از نمایش غیرتی اینچنین خون آلوده به تنِ کودکی و داغ سینه مادری.
 قانونی که لیلای 18 ساله را به مرگ محکوم می کند بخاطر ایجاد فساد در جامعه. اما به آن کسانی که از 8 سالگی، او را وادار به تن فروشی کردند خم ابرویی هم روا نمی دارد. آری، جامعه غرق در فساد می شود با وجود یک دختر 18 ساله که بر طبق همین قانون، برای هر کاری باید اذن ولی داشته باشد اما کسانی که او را وادار به خودفروشی کردند در امان هستند و نه مفسد فی الارض!!! تنها این لیلای 8 ساله بود که توانایی داشت مردانی را که برخی از آنها جای پدربزرگ او سن داشتند با میل و رغبت خویش در آغوش بکشد و آنها را فاسد کند، اما آن مرد 55 ساله ای که وی را از 8 سالگی به این و آن فروخت هیچ کاره است، مقصر نیست. اصلا مردی با این سن و سال که قدرتی ندارد در برابر یک کودک دختر 8 ساله! لیلا باید محو شود اما دو برادر بزرگتر او که بارها به او تجاوز کردند تنها محکوم به ضربات شلاق می شوند.
 قانونی که مادر آرین در آن نمی تواند حقی داشته باشد. نمی تواند ثابت کند که از پدر و برادر دختر کوچکش شایسته تر است برای سرپرستی و حضانت او. حتی نمی تواند به حق قانونی خود که چهار ساعت در هفته دیدن دختر ش است برسد. قانونی که آرین را از مادر جدا کرد و به پدری با سابقه رابطه نامشروع و محکومیت شلاق... سپرد؛  ناله های مادر را هیچ دستگاهی نشنید و دختر را به شکنجه گاه پدر فرستاد تا در عمر کوتاه 9 ساله اش تنها درد و شکنجه و زجر را تجربه کرده باشد. چه بسیارند در جامعه ما کودکانی همچون آرین و مادرانی همچون مادر او که حتی از داشتن دقایقی برای دفاع از خود محرومند و محکوم به مرگ و نیستی هستند قبل از اثبات حق یا اتهام.
دختران و زنانی که با وحشیانه ترین شیوه ها شکنجه و یا کشته می شوند تا پدران و برادرانشان با خون آنها از داغ ننگی خودساخته و پرورده شده توسط عُرف! رهایی یابند.
می خواهید باز هم بنویسم؟ از شهربانوی 26 ساله که تنها به دلیل اعتراض به رابطه نامشروع شوهر خود، در مقابل دیدگان دو فرزند خردسالش در آتش سوخت. از اعظم 30ساله و 21روز شکنجه وحشیانه شوهر؛ از سمیه که در خواب، طعمه کینه و خشم کور شوهرش قرارگرفت و زیر باران اسید سوخت؛ از خدیجه مادر کودکی 3 ماهه، که در جاده ربوده شد و به طرز وحشیانه ای مثله گردید.
از کدام پرونده بگویم؟از کدام درد؟از کدام سکوت!؟
و همچنان کتاب قانون ما، بدون هیچ اصلاحیه و تجدیدنظر و بازبینی، تجدید چاپ می شود. تنها می توانم امیدوار باشم که با پرورش نسل جدیدی از تفکّر در انسان ها شاهد حذف خشونت در جامعه و در جهان باشیم؛ بگذاریم انسانیت در روابط ما حکم کند و نه تنها قانون.

 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما