کاربرد آگاهانه خشونت کلامی‌

کاربرد آگاهانه خشونت کلامی‌

16 مهر 1396 15:33

بیشتر نظرات کاربران جوان در شبکه‌های مجازی حاوی خشونت عریان است

هفته گذشته صفحه حوادث روزنامه‌های کشور خبر قتل یک جوان 20 ساله در شهر مهاباد به طرزی فجیع و خشونت‌بار را منتشر کردند. 
نکته توجه‌شدنی در این خبر این بود که این جوان به‌دست دوستان صمیمی‌اش به قتل رسیده است و این متهمان به قتل از مراحل کشتن دوست خود عکس و فیلم گرفته‌اند و حتی با جسد نیمه‌سوخته مقتول عکس سلفی انداخته‌اند. 
با روشن‌تر شدن موضوع و انجام تحقیقات پلیس آگاهی مشخص شد که قاتلین و مقتول دوستان دانشگاهی و با یکدیگر صمیمی‌بوده‌اند و بنا بر شواهد به جا مانده به دلیل رقابت‌های عشقی دست به این‌کار زده‌اند. 
چند روزی است که تصاویری از مقتول و فیلم گرفته‌شده از مراحل کشته شدن او روی شبکه‌های اجتماعی توسط صفحات و کانال‌هایی که قصد دارند تا دنبال‌کننده و لایک بیشتری جذب کنند به اشتراک گذاشته می‌شود‌. حتی در تصاویری تایید‌نشده عکس‌های مقتول پیش از کشته‌شدن و هنگام مراودات شخصی‌اش با دوستانش و دوستش از جنس مخالف نیز در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک گذاشته شده است. 
با توجه به اینکه این عکس‌ها و تصاویر بسیار خصوصی هستند و به احتمال زیاد در حافظه گوشی‌های همراه اشخاص نزدیک مرتبط با این جنایت ثبت شده‌اند، درز این تصاویر نشان از یک سهل‌انگاری و چه‌بسا تعمد دارد‌ که به احتمال زیاد یا از جانب بازرسان پرونده صورت پذیرفته است یا اقوام و آشنایان مقتول دست به انتشار این تصاویر زده‌اند. 
جدای این مورد آنچه بیش از همه از لحاظ تحلیل و بررسی، سوژه مناسبی به نظر می‌رسد‌ نظرها یا همان اصطلاح موجود در بین کاربران شبکه‌های اجتماعی و کامنت‌هایی است که دیگر کاربران درباره این جنایت و حاشیه‌های پیرامونش روی صفحات و کانال‌ها می‌نویسند که جای تامل و نگرانی زیادی دارد. 
عمده این کاربران و افرادی که در این جنایت دست داشته‌اند متولدین دهه 70 هستند و بیش از دو دهه از عمرشان می‌گذرد و در نقطه اوج دوران جوانی خود هستند ولی آنچه در کامنت‌های این کاربران دیده می‌شود میل زیاد از حد برای خشونت ورزیدن است‌. برای مثال یک کاربر زیر پستی که جنایت اخیر در مهاباد را شرح داده است خواستار آن شده تا قاتلین اعدام شوند، آن هم با ریخته شدن در چرخ گوشت، عده‌ای دیگر از کاربران هم ضمن ابراز انزجار و تنفر از اقدام قاتلین آنها را افرادی معتقد به شیطان‌پرستی دانسته‌اند و خواستار این شده‌اند که همان بلایی که سر دوستشان آورده‌اند را بر سر خودشان بیاورند. 
لازم به یاد‌آوری است که این افراد این نظر‌ها و کامنت‌ها را زیر پست‌های اینترنتی یادداشت کرده‌اند و به صورت شفاهی و در مقابل دوربین فیلمبرداری بیان نکرده‌اند تا بخواهیم هیجان و شتاب‌زدگی و تحت تاثیر محیط قرار گرفتن را عامل بیان چنین نظراتی بدانیم،. بلکه آنها با انتخاب و خواست خود این مطلب را تایپ کرده‌اند و سپس دکمه اینتر صفحه کلید دستگاه هوشمند خود یا رایانه شخصی‌شان را کلیک کرده‌اند و آگاهانه در‌صدد پراکندن جو خشونت و انتقام‌گیری هستند. در این بین دو احتمال وجود دارد؛ یا کاربران جوان در شبکه‌های اجتماعی از فرط مواجهه با خشونت درباره آن بی‌تفاوت شده‌اند یا وقتی در حال نوشتن کامنت‌ها هستند هویتی غیر‌واقعی برای خود فرض می‌کنند و با اغراق و بدون محدودیت‌های دنیای واقعی از چیزی می‌نویسند که تصورشان به آنها نشان می‌دهد. 
قدرت محتوا‌سازی و چالش زمان در رسانه 
تارنمای شفقنا با فریدون وردی‌نژاد، رئیس سابق خبرگزاری ایرنا و سفیر سابق ایران در چین مصاحبه‌ای مفصل انجام داده و سوالاتی درباره وضعیت رسانه‌های تصویری و نوشتاری ایران از او پرسیده است‌. آنچه در پی می‌آید سه عدد از  سوال‌های پرسیده‌شده از وردی‌نژاد و جواب او در زمینه مطبوعات و رسانه‌های ایران است. 
اگر بخواهیم رسانه‌های ایرانی را با رسانه‌های منطقه‌ای مقایسه کنیم، فکر می‌کنید چه جایگاهی در منطقه داریم؟
ما نیازمند یک سلسله آموزش‌ها در بین اصحاب رسانه و گزارشگران هستیم؛ از بُعد زبان، ارتباطات بین‌المللی، تخصص‌های کاری و حرفه‌ای و ارتباطات با سایرین. ما کمترین ارتباط حرفه‌ای و مقایسه‌ای را در سطح جهانی داریم که این فقط به رسانه‌ها مربوط نمی‌شود و به دانشگاه‌ها، صنعت، تجارت و کشاورزی هم مرتبط است؛ بنابراین مقایسه ایران با بقیه کشورها تا اندازه‌ای سخت است اما به طور کلی در منطقه از جهت حرفه‌ای خیلی رقیب قدری برای کشورهای منطقه تا این لحظه محسوب نمی‌شویم. در عرصه رسانه‌های مکتوب و به‌ویژه در رادیو، تلویزیون حرفی برای گفتن نداریم و در مقایسه باید تلاش بیشتری کنیم تا از رسانه‌های سنتی فاصله بگیریم و به سمت رسانه‌های روزآمد برویم. باید حتما بخش خصوصی را در بخش رسانه‌ای به‌ویژه در رسانه‌های دیداری و شنیداری تقویت کنیم و در تولید و سرمایه‌گذاری مدیریت رسانه‌ای باید بکوشیم رقابت جدی‌تری در سطح منطقه داشته باشیم اما از جهت رسانه‌های مدرن و شبکه‌های مجازی و اجتماعی در سطح منطقه جزء کشورهای پیشرو هستیم. 
اگر بخواهیم خبرگزاری‌ها و روزنامه‌های دولتی و نهادهای عمومی‌را بررسی کنیم، جذب مخاطب آنها را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
اگر بخواهیم ضریب نفوذ این‌سری از رسانه‌ها یعنی خبرگزاری‌ها، مطبوعات، رادیو و تلویزیون را نگاه کنیم، هر چه از رسانه‌های سنتی به سمت رسانه‌های مدرن می‌رویم، مخاطب بیشتر و هر چه از رسانه‌های اجتماعی به سمت رسانه‌های تخصصی می‌رویم، به تدریج مخاطب کمتر می‌شود. به مفهوم دیگر، آنچه بر موفقیت حرفه‌ای تأثیر می‌گذارد، یکی قدرت رقابت است که باید وجود داشته باشد و دیگری قدرت محتواسازی هماهنگ با نیاز و خواست مخاطب و سومی، چالش زمان است. به این معنا که کدام رسانه در کوتاه‌ترین زمان ممکن خبر خود را منتشر کرده است. مورد چهارم موجز، مختصرنویسی و چابک بودن مطلب است و در آخر بسته‌بندی مناسب با ادبیات قابل فهم و امروزی برای مخاطب. به نظرم این موارد برای جذب مخاطب در رسانه‌ها بسیار تعیین‌کننده است، نه مالکیت رسانه. مالکیت رسانه در اصل بر سیاست‌گذاری و چارچوب‌بندی رسانه اثر دارد. رسانه‌ای که به بخش خصوصی وابسته است، چارچوب‌هایش بازتر و راحت‌تر است و رسانه‌ دولتی به نسبت، چارچوب‌ها و قاب‌های حرکتی‌اش بسته‌تر و سخت‌‌تر است اما اینها فقط در سیاست و خط مشی تعیین‌کننده است. برای همین ما نباید خیلی دنبال این باشیم که صاحب امتیاز چه کسی است؛ دولت است یا غیر دولت، ما نمونه‌هایی داریم که رسانه‌ای در بخش خصوصی یا عمومی‌فعال است، ولی سال‌هاست ناموفق‌ مانده و حتی گاهی تیراژ و مخاطب آنان به اندازه کارکنان‌شان است. 
آیا به طور کلی ایده‌ واگذاری سهام رسانه‌ به روزنامه‌نگاران را در ایران اجرایی می‌دانید؟
به نظر می‌رسد یکی از بهترین راه‌های پویاسازی و چابک‌تر کردن بنگاه‌های رسانه‌ای، واگذاری سهام آنها به روزنامه‌نگاران و عوامل فنی و حرفه‌ای رسانه‌هاست و این امر موجب بارورتر شدن رسانه و هم‌راستا شدن با منافع عامه است و قطعا مزیت رقابتی و همپویی سازمانی را در محیط رسانه‌ای افزایش خواهد داد . 

 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما