راوی دردها و آلام آشکار و پنهان زنان

تهمینه میلانی، کارگردان باسابقه سینمای ایران از آخرین فیلم خود می‌گوید

راوی دردها و آلام آشکار و پنهان زنان

16 مهر 1396 15:33

وقتی قانون بیشترین حقوق را به مرد داده است، برای خشونت خط پایانی نیست

گروه فرهنگ و هنر ــ در سینمای ایران هرچند همچون جهان مردسالارانه، اغلب فیلمسازان مرد هستند و برخی از آنان هم توانسته‌اند با آثارشان بر نابرابری‌های جنسیتی و تنگناهای زندگی زنان انگشت بگذارند و در پی یافتن چاره‌ای برآیند، با این همه زنان کارگردانانی داریم که آثارشان تصویری نزدیک از زندگی و آلام زنان جامعه را منعکس کرده‌ است. رخشان بنی‌اعتماد، پوران درخشنده و تهمینه میلانی، سه تن از فیلمسازان شهره‌ای هستند که سال‌هاست در راستای رسیدن به جایگاهی تثبیت‌شده در سینمای ایران تلاش کرده‌اند و امروز کارنامه‌ای موفق و پربار دارند. در این میان تهمینه میلانی، کارگردانی است که همواره با رویکردی سازش‌ناپذیر و صریح به رفتارهای اجتماعی نادرستی که اغلب به عنوان جزئی از کردار مرد سنتیِ ایرانی پذیرفته شده، اعتراض کرده است. 
«بچه‌های طلاق»، «دو زن»، «نیمه پنهان» در دوره‌ای به سینماها راه یافت که هنوز بسیاری در مشکلات و دردهای زنان، ناگفته و ناشنیده بود. بی‌تردید تهمینه میلانی توانست به سهم خود و به مدد دوربین جسورش، گام‌های مهمی‌در راستای بهبود شرایط زنان ایرانی بردارد. این روزها و بعد از گذشت چهار سال، این کارگردان سینمای ایران با یک اثر جدید به سینما بازگشته است. میلانی در تازه‌ترین ساخته خود «ملی و راه‌های نرفته‌اش» بازهم به مشکلات اجتماعی با تاکید بر رفتارهای که با زنان می‌شود، پرداخته است. درواقع موضوع اصلی آخرین ساخته تهمینه میلانی خشونت خانوادگی است که از زاویه‌ای متفاوت و تاثیرگذار به آن نگریسته شده است. به همین بهانه این فیلمساز خلاق سینمای ایران، به گفتگو با ایلنا نشسته است که بخش‌های مهم آن را در ادامه می‌خوانید:
* فیلم «ملی و راه‌های نرفته‌اش» خشونتی شبیه آنچه در بچه‌های طلاق ارائه داده‌اید، دارد. انگار که جوانِِ «ملی و راه‌های نرفته‌اش» همان کودک بچه‌های طلاق است. فیلم دو خشونت را نشان می‌دهد. انگار ما با یک نوع رفتار خشن خوب و یک رفتار خشن بد مواجه هستیم. رفتاری که خانواده ملیحه (ماهور الوند) با وی انجام می‌دهند به نظر رفتار مثبتی می‌آید؟
رفتار خانواده ملی و مخالفت آنها با ازدواج او، نشان کمی‌از علاقه و بیشتر مخالفت با موقعیت اقتصادی و اجتماعی سیامک دارد. آنها سیامک را در شان خود نمی‌دانند. عقاید، خواست و نیاز ملیحه در خانواده خود اهمیتی ندارد و برای همین مصلحت او درنظر گرفته می‌شود. او همانند دختران هم طبقه‌ خودش، باید از نطرات بزرگ‌ترها اطاعت کند و وظیفه‌ خانه‌داری را بر دوش بکشد و اگر خطایی از او سر زد، تنبیه شود. ملی بدون هیچ تبحری در زندگی، قصد تغییر این شرایط را دارد، برای همین زمانی که با سیامک آشنا می‌شود، تصمیم می‌گیرد همسراو شود تا خود را از شر باید و نبایدهای خانواده و مشت و لگدی که گه‌گدار نصیبش می‌شود، رهایی یابد، غافل از آنکه بیرون از خانه هم ممکن است شرایط ایدئال نباشد. این رفتاری است که بسیاری از زنان که در محیط‌های بسته بزرگ می‌شوند وخودباوری و اتکا به نفس کافی ندارند، از خود نشان می‌‌دهند، همانند نیر که برای فرار از محیط خشن خانه، با مردی بی‌آزار، افسرده و کم‌هوش ازدواج کرده است. 
خشونتی که خانواده مَلی و نیر به آنها روا می‌دارند ناشی از کلیشه‌های تربیتی و تعصب کوراست. مراقبت سختگیرانه از موجودی که می‌تواند آبروی خانواده را به باد بدهد! با همین منطق اورا زیر کنترل شدید قرار می‌دهند. یکی از مخاطبین اصلی این فیلم دخترانی با شرایط مَلی و نیر هستند. ما به آنها هشدار می‌دهیم که که تصور نکنند اگر با هر راهکاری از محیط تنگ خانه بگریزند، لزوماً موقعیت بهتری می‌یابند. فیلم «ملی و راه‌های نرفته‌اش» نمایشی است از چاله به چاه افتادن که تنها فرد تصمیم‌گیرنده مقصر نیست، بلکه عوامل متعددی این موقعیت تلخ را رقم می‌زنند و در نهایت دود آن به چشم همه‌ افراد خانواده و البته جامعه می‌رود. 
* شما بعد از ساخت فیلم «بچه‌های طلاق» به سمت آثار دیگری همچون «دو زن» گرایش پیدا کردید اما بعد از سال‌ها دوباره فیلمی‌را ساختید که درون‌مایه آن خشونت خانوادگی است. با توجه به اینکه برای بیشتر فیلم‌های خود پژوهش می‌کنید، آیا همچنان معتقدید که مسئله خشونت خانوادگی بسیار مهم است؟
البته فیلم‌های «دو زن»، «واکنش پنجم» و «زن زیادی» هم نمایشی از خشونت است، اما نه خشونت فیزیکی. بلکه خشونتی که ردی بر جای نمی‌گذارد. همچنین موضوع فیلم «نیمه پنهان» هم خشونت اجتماعی و سیاسی است. به دلایل بسیار و در دوره‌های متفاوت، مسئولین وزارت ارشاد مانع از ساخت فیلم‌هایی با محوریت زنان شدند و راه مرا سد کردند. چندین فیلمنامه نوشتم که به آنها پروانه ساخت ندادند، به ناگزیر به علایق ثانویه روی آوردم و فیلم‌هایی همچون «سوپراستار» و «آتش‌بس» را ساختم. البته نمی‌خواهم بگویم «سوپراستار» یا «آتش‌بس» را دوست ندارم. آنها فیلم‌های قابل‌توجهی هستند که هم به لحاظ نگارش و هم ساخت، فیلم‌های سختی بودند و من بسیار دوستشان دارم اما اولویت من، ساخت فیلم درباره‌ زنان است. 
مسائل اجتماعی یک‌شبه رخ نمی‌دهد و یکشبه نیز به ذهن من راه پیدا نمی‌کنند. در طول زندگی روزمره، با مطالعه کتب مختلف، رسانه‌ها، تحقیقات و تماس‌هایی که مردم با من می‌گیرند با مشکلات اجتماعی آشناتر می‌شوم. هر مشکل اعم از حضانت، خشونت، بدسرپرست و. . . به صورت دسته‌بندی شده در کامپیوتر و البته ذهن من جای می‌گیرد. همچنین برای هر موضوعی تقریباً تحقیقات و بررسی‌های جداگانه‌ای را به صورت مکتوب و شفاهی جمع‌آوری می‌کنم. از میان این تحقیقات ناگهان قصه‌ای خودش را به من تحمیل می‌کند که نتیجه آن می‌شود فیلم دو زن یا واکنش پنجم یا فیلم‌های دیگرم. فیلم «ملی و راه‌های نرفته‌اش» نیز از دل همین مطالعات به وجودآمد و با آنکه به نظر دشوار می‌آمد اما مرا رها نکرد. 
* چرا دشوار؟
ساخت فیلم درباره زنان آسیب‌دیده همچون زنان معتاد، خیابانی و روسپی یا حتی یک زن کارآفرین سخت نیست، زیرا ویژگی‌های داستانی و دراماتیک دارد اما ساخت فیلم درباره زن خانه‌دار و زن نجیب خانه خیلی سخت است چون این نوع زنان از لحاظ شخصیتی اوج و فرود کمی‌دارند. ما در فیلم «ملی و راه‌های نرفته‌اش» مشکلات کوچک و کمرنگ زنان خانه‌دار را کنار هم قرار داده‌ایم تا رشد پلکانی شخصیت او و خشونتی را که ابعادش بزرگ‌تر می‌شود به نمایش بگذاریم؛ از توهین کلامی‌وقتی سیامک او را خنگ صدا می‌زند یا می‌گوید من عاشق چشم‌های خنگ تو هستم، همچنین قطع ارتباط با خویشان و دوستان مَلی و سرانجام خشونت فیزیکی. تا جایی که مَلی دست به شکایت می‌زند تا همسرش را به‌خاطر خشونت فیزیکی به زندان بفرستد. 
تا پیش از این، نوع خشونت سیامک ناپیدا بود و مدرکی به جا نمی‌ماند، اما این‌بار با کبودی و شکستگی داستان تغییر می‌کند و این سوال را به وجود می‌آورد که چرا قانون‌گذار برای شکستن قلب و رو‌ح انسان‌ها ارزشی قائل نیست؟ در ادامه با تنبیه شدن سیامک، او شکل خشونت خود را تغییر می‌دهد. این‌بار با نادیده گرفتن و بی‌توجهی به مَلی که باز هم ردی به جای نمی‌ماند. معتقدیم که این نوع از خشونت که شکل پیچیده‌تری از خشونت فیزیکی دارد گرچه نمایشی نیست، اما تاثیرات بسیار مخرب‌تری دارد. همچنین خشونت‌های جاری در جامعه که ممکن است رد فیزیکی به جا نگذارد اما تأثیر مخربی دارد. نگاهی به دور و بر خود بیندازید. وقتی در خیابان، مردی در حال رانندگی به زنی که رانندگی می‌کند، می‌گوید: زنیکه چه کسی به تو گواهینامه داده؟! خشونت است. او بی‌آنکه به عواقب کلام خود فکر کند، روح زنی را که نمی‌شناسد، آزرده می‌کند. 
* آیا خشونتگر متعلق به طبقه خاصی است؟
البته که نه. او می‌تواند باسواد یا بی‌سواد باشد. ثروتمند یا فقیر، مذهبی یا غیرمذهبی؛ حتی می‌تواند پدر خوبی باشد اما همسر خود را کتک بزند. 
* از نظر شما چرخه این خشونت هیچ راه فرار و پایانی برای کسی که اعمال خشونت می‌کند، ندارد؟
اگر در چرخه‌ خشونت گرفتار شوید، احتمال ناچیزی وجود دارد که از آن خلاص شوید، مگر آنکه با آگاهی از خودتان و دلایل خشونت، قصد پایان دادن به آن را داشته باشید. خشونتی که سیامک (میلاد کی‌مرام) انجام می‌دهد از روی قصد نیست بلکه داده‌هایی که از دوران کودکی وارد ذهن او شده و او را فرد خشنی بار آورده است. اگر دقت کنید در چند صحنه از فیلم، سیامک قصد ندارد همسرش را بزند و به همین منظور به خودزنی روی می‌آورد اما بازهم در نهایت موفق نیست و به خشونت متوسل می‌شود. من هم بر این عقیده‌ام اگر کسی که خشونت می‌کند، نداند باید برای آن تاوانی بدهد، قطعاً به رفتار خشن خود ادامه می‌دهد زیرا این روش را برای خود روش درستی می‌داند. 
* چه میزان خشونتی که امروز در جامعه وجود دارد ریشه در مشکلات اقتصادی دارد؟
از دید من، نمی‌توان مسائل اقتصادی را دلیل اصلی خشونت خانگی دانست اما خشونت‌های اجتماعی را چرا؟ به‌ویژه از زمانی که فاصله‌ طبقاتی رو به افزایش گذاشته است، خشونت در سطح شهر بسیار بیشتر دیده می‌شود نباید فراموش کرد افرادی هم وجود دارند که از لحاظ شغلی و موقعیت اقتصادی مشکلات بسیاری دارند، اما به دلیل آموزه‌های درست کودکی، رفتار خوبی با جامعه و خانواده‌های خود دارند و قادرند مسائل را از هم تفکیک کنند. مثال عملی و علمی‌این مسئله رفتاری است که ما در محیط‌های کاری و در خانواده انجام می‌دهیم. اغلب ما در محیط کار در برابر خواست‌های گاه زورگویانه روسای خود حتی اگر دستور درستی نباشد گرچه حس بدی داریم، اما تمکین می‌کنیم و هیچ نمی‌گوییم اما ممکن است در برابر فرزند خود چنین رفتاری نداشته باشیم، یعنی در مقابل فرادست خشم خود را کنترل و در مقابل فرودست آن را رها می‌کنیم، پس نتیجه می‌گیریم که گرچه احساس قابل کنترل نیست، اما خشم کاملاً قابل کنترل است. بسیاری از رفتارهای خشن اجتماعی، ریشه در مشکلات اقتصادی ندارد بلکه غالباً ریشه در تربیت نادرست و در قوانین تبعیض‌آمیز حقوقی دارد که غیرقابل انطباق با زندگی امروز است. وقتی قانون به شکلی کاملاً یکطرفه بیشترین حقوق را به مرد داده و اگر حقی برای زن قائل شده آن را به‌صورتی طراحی کرده است که موقعیت فرادست داشته باشد، برای خشونت خط پایانی نمی‌بینم.  

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما