گام به گام به سوی ارز تک‌نرخی

بررسی سیاست‌های ارزی دولت دوازدهم در گفتگو با مهدی پازوکی

گام به گام به سوی ارز تک‌نرخی

16 مهر 1396 15:33

دولت دوازدهم اقدامات جدی برای یکسان سازی نرخ ارز در پیش گرفته است. موضوع تک نرخی شدن ارز مدت‌هاست که تبدیل به یکی از خواسته‌های اصلی فعالان بخش خصوصی شده است. دولت‌ حسن روحانی هم از ابتدا وعده تک نرخی شدن نرخ ارز را داده‌است. با این همه اقدامات صورت گرفته در چهارسال دولت یازدهم، به یکسان سازی نرخ ارز منجر نشد.

دولت دوازدهم اقدامات جدی برای یکسان سازی نرخ ارز در پیش گرفته است. موضوع تک نرخی شدن ارز مدت‌هاست که تبدیل به یکی از خواسته‌های اصلی فعالان بخش خصوصی شده است. دولت‌ حسن روحانی هم از ابتدا وعده تک نرخی شدن نرخ ارز را داده‌است. با این همه اقدامات صورت گرفته در چهارسال دولت یازدهم، به یکسان سازی نرخ ارز منجر نشد. در این میان هنوز مدت زیادی از آغاز دولت دوازدهم نگذشته که قصه تخصیص ارز مبادلاتی برای سفرهای خارجی به پایان عمر خود رسید. بانک مرکزی به طور رسمی ‌در آخرین روزهای شهریور اعلام کرد که متقاضیان ارز برای مسافرت‌های خارجی باید نیاز خود را براساس نرخ آزاد تأمین کنند. به این ترتیب می‌توان گفت که عملاً یارانه برای سفر به خارج قطع شده است. مهدی پازوکی، کارشناس اقتصادی در این ارتباط معتقد است که باید زودتر از اینها، این اقدام انجام می‌گرفت. به اعتقاد کارشناسان سیاست ارزی کشور طی سال‌های گذشته مناسب نبوده، اما عملکرد بانک مرکزی در این زمینه می‌تواند خوب باشد. پازوکی همچنین معتقد است که حذف ارز مسافرتی در عمل می‌تواند یک گام رو به جلو برای تک‌نرخی شدن ارز باشد. به اعتقاد این کارشناس اقتصادی، کاهش شکاف ارز رسمی ‌و غیررسمی‌ و حذف تدریجی تخصیص ارز مبادلاتی، مواردی غیرضروری در تک‌نرخی شدن ارز است. گفتگوی «روزان» با مهدی پازوکی، کارشناس اقتصادی را در ادامه می‌خوانید. 
بانک مرکزی در بخشنامه‌ای اعلام کرده که ارز مسافرتی باید با نرخ آزاد و براساس مکانیسم بازار صورت گیرد. این سیاست در واقع حذف تخصیص 300 دلار به سفرهای خارجی است. شما این سیاست بانک مرکزی را چطور ارزیابی می‌کنید؟‌
به نظر من این کار بانک مرکزی صحیح بود و اگر زودتر عملی می‌شد، برای اقتصاد کشور بهتر بود. هم از جنبه کاهش عرضه ارز مبادله‌ای و ایجاد رانت و هم از جنبه کاهش حمایت از سفرهای خارجی. به طور کلی، ارز مبادله‌ای بیشتر موجب ایجاد رانت برای واردکننده می‌شود. فروش ارز مسافرتی با نرخ مبادله‌ای هم همین وضعیت را داشت و شاید اگر سه سال پیش هم ارز مسافرتی حذف می‌شد، مشکل خاصی به وجود نمی‌آمد. سیستم بانکی پیش از این حداکثر 300 دلار به مسافر می‌داد و این فقط یک یارانه برای مسافر است. این در حالی است مسافرانی که عمدتاً به سفرهای خارجی نیاز دارند، عموماً از وضعیت درآمدی خوبی برخوردار هستند. پرداخت ارز مسافرتی ارزان‌تر از نرخ آزاد در حقیقت نوعی یارانه به سفرهای خارجی بود. 
به همین علت است که می‌گویم بهتر بود این اتفاق زودتر عملیاتی می‌شد. ضمن اینکه ارز خدماتی که شامل 36 سرفصل اعم از ارز دانشجویی، پزشکی، هوایی و سایر موارد است، باید در سرفصل نرخ آزاد قرار گیرد. درباره کالاهای اساسی مانند دارو نیز، باید سیاستی اتخاذ شود که نرخ مبادلاتی به نرخ بازار آزاد نزدیک شود. اما ضرورت ندارد که برای مصارف وزارتخانه‌ها از ارز مسافرتی استفاده شود. این مسیر، مسیر مناسبی نیست و جز ایجاد رانت برای افرادی که در حقیقت دسترسی به ارز مبادله‌ای دارند، حاصل دیگری ندارد. 
طی روزهای گذشته برخی اعلام کردند که حذف ارز مسافرتی مقدمه یکسان‌سازی نرخ ارز محسوب می‌شود. آیا در حقیقت این سیاست دولت می‌تواند به تک نرخی شدن ارز منجر شود؟‌
این سیاست بان مرکزی می‌تواند مقدمه‌ای برای یکسان‌سازی باشد. روزی که در واقع یکسان‌سازی انجام شود، رقم نرخ آزاد و مبادله‌ای باید نزدیک به هم باشد. هر چقدر این موضوع به تأخیر افتد و در واقع شکاف میان ارز آزاد و مبادله‌ای کاهش نیابد، این موضوع به وضعیت یکسان‌سازی آسیب خواهد رساند. بانک مرکزی حدود سه سال است که برای یکسان‌سازی ارزی، اقداماتی را در دستور کار قرار داده و آن را انجام داده است. یکی از موانع یکسان‌سازی نرخ ارز، نرخ ارز مبادلاتی است؛ چراکه در این چارچوب برخی کالاها مشمول ارز با نرخ پایین‌تر از نرخ بازار شده‌اند. حذف کالاهای مشمول ارز مبادلاتی، افزایش شفافیت و قیمت‌گذاری کالاها را در پی دارد. یکی از اقداماتی که بانک مرکزی برای یکسان‌سازی نرخ ارز باید انجام دهد، حذف تدریجی کالاهای مشمول ارز مبادله‌ای است. در سال‌های 80 و 81 هم بانک مرکزی به صورت تدریجی کالاهای مشمول ارز رسمی ‌را حذف کرد و با توجه به منابع مناسب ارزی توانست با نرخ آزاد و یکسان، ارز مورد نیاز همه کالاها و خدمات را تأمین کند. 
در حال حاضر با توجه به اینکه موانع دسترسی‌های بین‌المللی به منابع به طور کامل برطرف نشده، این موضوع مانع یکسان‌سازی نرخ ارز می‌شود. نظر شما در این رابطه چیست؟
اینکه بانک مرکزی می‌گوید که دسترسی به منابع ارزی محدود است و به همین دلیل اجرای آن را به تعویق انداخته، درست است؛ چراکه اگر نرخ یکسان شود، بانک مرکزی و سیستم بانکی باید پاسخگوی همه نیازهای ارزی باشد. باید توجه داشته باشیم که سیاست یکسان‌سازی نرخ ارز در شرایطی باید انجام گیرد که مطمئن باشیم حتماً این سیاست موفق می‌‌شود و در اجرا به شکست نمی‌انجامد. اینکه در صورت تزریق ارز حاصل از صادرات به بازار 80 درصد نیازهای وارداتی کشور تأمین می‌شود، در چنین شرایطی بانک مرکزی دیگر تحت فشار قرار نمی‌گیرد؛ اما این موضوع به ایجاد سازوکاری برای هدایت ارز حاصل از صادرات وابسته است. یکی از ابزارهای مورد نیاز بانک مرکزی برای یکسان‌سازی نرخ ارز، در اختیار داشتن آمار ورودی و خروجی ارز است. تقاضای ارز خدماتی و ارز برای واردات در کنار منابع ارزی که شکل‌گرفته از ارز حاصل از صادرات و منابع بانک مرکزی است که در کنار یکدیگر قرار گرفته و بر اساس آن سیاست‌گذاری در حوزه ارز انجام می‌شود. 
در سال‌های اخیر می‌دیدیم که نرخ ارز در بازار آزاد افزایش پیدا می‌کند. هفته‌های گذشته هم شاهد افزایش نرخ ارز بودیم. به نظر شما فضای بازار در ماه‌های آتی چطور خواهد بود؟
به‌طور کلی تقاضاهای فصلی ملاک مناسبی برای پیش‌بینی روند بازار ارز نیستند. البته بیشتر اثر کوتاه‌مدت دارند. تقاضاهای فصلی همواره در بازار ارز اثر زودگذر دارند. همیشه در شش‌ماهه پایان سال به علت افزایش ثبت سفارش‌ها و مسافرت‌ها تقاضا برای ارز بیشتر از شش ماه اول سال است. پس امری کاملاً طبیعی است که نرخ ارز هم مانند سال‌های گذشته در نیمه دوم سال با رشد مواجه شود. من اعتقاد ندارم با توجه به شرایط تورمی، حدود چهار سال نرخ حدود سه هزار و 800 تومان باقی بماند. این موضوع نشان می‌دهد که ما نرخ ارز را مدیریت کرده‌ایم و اجازه افزایش به آن نداده‌ایم. البته این موضوع شاید به دلیل جلوگیری از ایجاد نرخ تورم بوده است. با توجه به تورم 10 تا 11 درصدی سالانه، اگر سالی 8-7 درصد نرخ ارز افزایش نیابد، عدم تعادل به وجود آمده و صادرات به مشکل برمی‌خورد. البته معتقد نیستم که نرخ ارز باید به ارقام بسیار بالا شیفت کند؛ بلکه تا زمانی که صادرات خوب انجام می‌شود و واردات هم سیر منطقی خود را طی می‌کند، نرخ ارز هم مناسب است. 
برای اجرای سیاست‌های ارزی در جهت صادرات حمایت باید از چه ابزاری استفاده کرد؟‌
درباره موضوع صادرات اگر هدف‌گذاری شده که به رقم خاصی دست پیدا کنیم، باید ابزار آن نیز مهیا شود. یکی از ابزارها نیز این است که نرخ ارز به میزان واقعی خود نزدیک شود. نکته دوم این موضوع است که نرخ سود کمتری را برای صادرکنندگان در نظر گرفته و به صادرکنندگان به میزانی اعتبار دهیم که به واردکنندگان می‌دهیم. در حال حاضر، 10 درصد رقمی‌که به واردکنندگان تسهیلات ارائه می‌شود به صادرکنندگان اعطا نمی‌شود. به این معنی که برای واردکنندگان نرخ ارز با قیمت کمتر در نظر می‌گیریم و از سوی دیگر، اعتبارات بانکی و تأمین مالی خارجی نیز در اختیار آنها قرار می‌دهیم. در نتیجه برای صادرکنندگان امکان فروش نسیه فراهم نکردیم و هنوز شرایط فروش نسیه حتی با بانک‌های داخلی نیز برقرار نیست، به این معنی که خطوط اعتباری برای بانک‌ها تخصیص یابد که به فروش نسیه برای صادرکنندگان کمک کند. 
تا زمانی که ما به شکل اجرایی موضوع صادرات را جدی نگیریم و به آن اهمیت ندهیم، مانند واقعی کردن نرخ ارز و نرخ سود، صادرات وضعیت خوبی پیدا نخواهد کرد. در حال حاضر بانک مرکزی سیاست‌هایی را در دستور کار قرار داده و ارز مسافرتی را در گام نخست حذف کرده است. این تصمیمی ‌بود که باید زودتر گرفته می‌شد و در واقع باید حمایت‌ها از تشویق به مسافرت خارجی کاهش یابد. 
با این حساب سیاست حذف ارز مسافرتی، به دلیل تغییر و تحولاتی است که در بانک مرکزی صورت گرفته است؟
تقلیل فاصله بین دو نرخ ارز، کاهش ارز مبادله‌ای در واردات و حذف ارز مسافرتی باید در گذشته اتفاق می‌افتاد و حال با تغییراتی که در دولت صورت گرفته این موضوع عملیاتی شده است. اما این بحثی بوده که در گذشته نیز وجود داشته و به نظر می‌رسد که در این زمان، فرصت مناسب برای اجرایی شدن حذف ارز مسافری ایجاد شده است. به هر حال برای رسیدن به نرخ ارز تک‌نرخی، باید مقدماتی فراهم شود و یکی از این موارد نیز حذف ارز مسافرتی است. همچنین نکته قابل توجه تغییر عادت مردم است و اینکه سیاستگذار به مردم اعلام کند قیمت واقعی نرخ ارز برای مسافرتی و سایر امور نرخ آزاد است و نباید در این خصوص یارانه داده شود. 
در گذشته زمزمه این صحبت‌ها بود، اما در حال حاضر با تغییر معاونت ارزی بانک مرکزی برخی از این برنامه‌ها شکل اجرایی به خود گرفته است. به نظر شما این تغییر در تصمیمات کنونی مانند حذف ارز مسافرتی تاثیرگذار بوده است؟
تصور می‌کنم بیشتر به دلیل تغییراتی است که سیستم جدید اقتصادی دولت دنبال می‌کند که دو مورد مهم آن نیز اصلاح نظام بانکی و یکسان‌سازی نرخ ارز است. البته هنوز تاریخ دقیقی برای یکسان‌سازی ارزی اعلام نشده و از نظر زمانی مشکلی وجود ندارد. در حال حاضر ما حدود 40 میلیارد دلار صادرات داریم. پس ارز حاصل از صادرات نفتی می‌تواند در تراز ما اثرگذار باشد و از سوی دیگر، بهای قیمت نفت صادراتی نیز افزایش داشته است. بنابراین از نظر منابع مشکلی برای پاسخگویی به ارز بانک مرکزی نداریم. ممکن است در زمینه دسترسی‌ها نگرانی‌هایی وجود داشته باشد که با اعلام یکسان‌سازی، به هر میزان تقاضای ریالی باید پاسخگویی وجود داشته باشد. 
در حقیقت، آزادسازی در عرضه ارز صورت می‌گیرد. البته می‌تواند به شکل‌های مختلفی باشد و در حال حاضر به دلیل منابع مشکلی وجود ندارد. حتی در دوره گذشته، که یکسان‌سازی صورت گرفت، به این میزان منابع ارزی وجود نداشت. از سوی دیگر با توجه به اینکه چند قرارداد قابل توجه فاینانس صورت گرفته است و از این طریق نیز منابعی به این شکل وارد کشور می‌شود، در نتیجه می‌توان عنوان کرد که هیچ مشکلی برای مدیریت ارز برای سیاستگذار و ضعفی به لحاظ پرداخت‌های ارزی وجود ندارد. 
با این حساب می‌توان گفت که حذف ارز مسافرتی، یک گام درخصوص اصلاح نظام ارزی بوده و در راستای یک حرکت هماهنگ برای اصلاح اقتصاد کشور محسوب می‌شود.
بله. در کنار این موضوع باید سایر سیاست‌ها نیز اجرا شود؛ بحث اصلاح نرخ سود، بحث بودجه دولت و یارانه‌های انرژی و تکمیل مسکن مطرح است و در این راستا یکی از اصلاحات نیز در بازار ارز صورت می‌گیرد. در حقیقت باید هماهنگی بین سیاست‌های مالی، سیاست‌های پولی و سیاست‌های ارزی صورت گیرد و به شکلی نباشد که اصلاحات تنها در یک بخش و بدون هماهنگی با سایر بخش‌ها باشد. امیدوارم کمیته جدیدی که در سیستم معاونت اقتصادی دولت ایجاد شده است، وظیفه این هماهنگی را برعهده گیرد. 
جدای از سیاست جدید بانک مرکزی، در ماه‌های گذشته شاهد تغییر و تحولاتی در بازار ارز بودیم که محوریت بازار از نرخ دلار به سمت یورو چرخش کرد، این تغییر و تحول به چه علت بوده و آیا تغییر و تحولات به دلیل آربیتراژ ارزی بوده است؟
درباره رشد نرخ یورو در بازار آزاد ارز داخل کشور و تقویت ارزش یورو نسبت به دلار چند نکته وجود دارد. دلیل اصلی افزایش ارزش یورو در برابر دلار آمریکا ناشی از وضعیت اقتصادی و حاکمیت سیاسی در ایالات متحده آمریکاست که باعث شده دلار از زمان ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ در برابر همه ارزهای جهانروای دنیا ازجمله یورو، دلار کانادا و دلار استرالیا تضعیف شود. پیش از دولت فعلی آمریکا، دولتمردان قبلی این کشور اعتقادشان بر دلار قوی بود؛ اما این تفکر در حال حاضر از سوی مسئولان ارشد این کشور دنبال نمی‌شود و از نظر منطق اقتصادی، تضعیف دلار باعث بهبود صادرات این کشور خواهد شد. بنابراین، صرف تضعیف دلار در صورت ثبات سیاسی در آمریکا نمی‌تواند نامطلوب ارزیابی شود. 
نکته دیگر تغییر سیاست ارزی برخی کشورها در تنوع بخشیدن به ذخایر ارزی‌شان است؛ تا آنجا که حتی یوآن چین هم وارد بازار جهانروای ارزی شده و برخی کشورها، بخشی از ذخایر ارزی خود را به یورو، دلار استرالیا، دلار کانادا و یوآن چین تبدیل کرده‌اند. از سوی دیگر ناهمسو شدن سیاست‌های اقتصادی و سیاسی اتحادیه اروپا با آمریکا بر ارزش دلار آمریکا هم تأثیر گذاشته و به‌نظر می‌رسد روابط بین آمریکا در مناسبات بین‌المللی و تنش‌های منطقه‌ای در جهان به این روند سرعت بخشیده است؛ به‌نحوی که افزون بر اروپا، کشورهایی چون کانادا و استرالیا راه خود را جدا کرده‌اند، چراکه جهت‌گیری اقتصادی و سیاسی ایالات متحده با کشورهای اروپایی و دیگر کشورها همسویی دوران قبل از ترامپ را نشان نمی‌دهد. اعتقاد ندارم که رشد قیمت یورو نسبت به دلار در بازار داخلی ایران ناشی از پدیده آربیتراژ ارزی و شکل‌گیری رانت باشد. سبقت ارزش یورو از دلار آمریکا را باید در شرایط سیاسی و اقتصادی آمریکا و اروپا و نظایر آن دید و روند یک سال گذشته ارزش برابری یورو و دلار هم تأییدکننده این واقعیت است. با این توضیح، نوسان قیمت ارز در بازار داخلی کشورمان هم طبیعی است؛ اتفاقی که نشان از نوسان شدید قیمت ارز در بازار باشد مشاهده نمی‌شود. 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما