نقد فیلم «دوران‌های بسیار تاریک»

نقد فیلم «دوران‌های بسیار تاریک»

16 مهر 1396 15:33

داستان‌هایی که درباره بزرگ شدن و به بلوغ رسیدن نوجوانان باشند بسیار پرثمر ظاهر می‌شوند و حالا در فیلم آقای «کوین فیلیپ» یعنی «دوران‌های بسیار تاریک‌/‌Super Dark Times» با مخلوطی از ژانر وحشت درهم می‌آمیزند.

امید بصیری
مترجم    
داستان‌هایی که درباره بزرگ شدن و به بلوغ رسیدن نوجوانان باشند بسیار پرثمر ظاهر می‌شوند و حالا در فیلم آقای «کوین فیلیپ» یعنی «دوران‌های بسیار تاریک‌/‌Super Dark Times» با مخلوطی از ژانر وحشت درهم می‌آمیزند. عوض شدن حالت فیلم از یک نگاه صادقانه به کابوس گناه به حالت استاندارد تری از ژانر وحشت و همچنین تغییر حالت فیلم به یک اِسلَشِر به تمام معنا باعث می‌شود تا تصویر بسیار دقیقی که ابتدا از رفتارهای دوران دبیرستان به نمایش گذاشته بود به یک سرافکندگی بزرگ بدل شود. اگرچه هنوز هم سخت است تا دستاوردهای فیلم در نشان دادن لحظات حساس گذر از کودکی به سوی از دست دادن معصومیت را نادیده بگیریم. فیلم به لحاظ بصری جالب توجه است و دیالوگ‌های آن نیز برای چند پسر نوجوان مناسب محسوب می‌شوند. همچنین عملکرد بازیگران علی‌الخصوص «اون کمپل» نیز بسیار مناسب است و با همه اینها فیلم می‌تواند عملکرد خوبی در گیشه داشته باشد و پس از آن نیز فروش مناسبی در سرویس‌های پخش آن‌لاین به دست آورد. 
عنوان «کنار من بمان‌/‌Stand by Me» از زمان عرضه‌اش، همیشه سایه خود را بر فیلم‌هایی که قصد داشته‌اند از داستان‌هایی درباره کودکی و مرگ حرف بزنند گسترانیده است اگرچه اما «دوران‌های بسیار تاریک‌/‌Super Dark Times» از افتادن در دام نوستالژی گریزان است و آن هم نه صرفاً به خاطر طراحی محیط‌های دهه 90 که با پنل‌های چوبی و مبل‌های قهوه‌ای رنگ شناخته می‌شدند. نکته جالب و هیجان‌انگیز فیلم بیش از اینکه مربوط به تاثیرات و شوکه‌شدن‌های ناشی از اخلاقیات انسانی باشد روی تاثیرات فسادآمیز گناه است و بهترین بخش فیلم نیز در نحوه نشان‌دادن شکنندگی امنیت دوران نوجوانی است؛ در یک چشم به هم زدن از دست خواهد رفت. 
اگر فیلم در همین مسیر کشف تاثیرات گناه و از دست رفتن معصومیت قدم بر می‌داشت می‌توانست به یکی از آثار شاخص این ژانر یعنی گذار از دوران کودکی به بزرگ سالی و تراماهایی که نوجوانان تجربه می‌کنند تبدیل شوند. در عوض اما، نویسندگان این اثر یعنی «بن کالینز» و «لوک پیتروسکی» تصمیم می‌گیرند که ریتم فیلم را تغییر داده و آن را وارد ژانر وحشت کنند. خوشبختانه وقتی که به این نقطه از فیلم می‌رسیم شخصیت‌پردازی به حدی کافی و قوی بوده است که بتواند در برابر این تهاجم مقاومت کند اما به هر حال ناامیدی‌ای که در پی آن است تا حدود بسیار زیادی غیر قابل اجتناب به نظر می‌رسد. 
عملکرد بسیار درخشان «کمپل» باعث می‌شود که حس همذاد‌پنداری تا لحظات آخر فیلم برای «زک» بالاتر از بقیه شخصیت‌ها باقی بماند، البته نباید از بازی خوب «کاپوچینو» در نقش دختر خانه کناری نیز چشم‌‌‌پوشی کرد. در بخش فیلمبرداری شاهد استفاده از تکنیک‌های کلاسیک فیلمبرداری هستیم که اکثر مواقع حس محدود شدن را می‌دهند و تدوین فیلم نیز که توسط آقای «اِد یونایتیس» انجام شده باعث می‌شود تا تاکید بر این نکته که هر بخش از زندگی «زک» به نقطه آزاری برای او تبدیل شده، بیشتر به چشم بیاید. تاثیر دهه 90 را می‌توان از طراحی صحنه فیلم و هم چنین یکسری آهنگ‌های استفاده شده در آن دید. 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما