نیاز اصلاحات اتحاد است

نیاز اصلاحات اتحاد است

16 مهر 1396 15:33

در رابطه با تبدیل شورای اصلاحات از جبهه به ساختار باید اندیشید، اما در اینکه شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان محصول یک نیاز بوده، تردیدی وجود ندارد. این نیاز انسجام‌بخشی جبهه‌ها به مجموعه مطالبات حوزه اصلاح‌طلبی بود و این میسر واقع نمی‌شد مگر اینکه با محوریت جمعی از افراد مقبول، احزاب معروف، صاحب‌نظر و صاحب اثر جبهه را تشکیل دهند. 

محمدصادق جوادی حصار 
فعال اصلاح‌طلب
در رابطه با تبدیل شورای اصلاحات از جبهه به ساختار باید اندیشید، اما در اینکه شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان محصول یک نیاز بوده، تردیدی وجود ندارد. این نیاز انسجام‌بخشی جبهه‌ها به مجموعه مطالبات حوزه اصلاح‌طلبی بود و این میسر واقع نمی‌شد مگر اینکه با محوریت جمعی از افراد مقبول، احزاب معروف، صاحب‌نظر و صاحب اثر جبهه را تشکیل دهند. 
تلاش‌های فراوانی صورت گرفت تا کم نقص‌ترین اتفاق رقم بخورد، اما در هیچ کار انسانی که نفع فردی یا جمعی در آن باشد نمی‌توان انتظار داشت که هیچ خطایی صورت نگیرد یا اینکه هیچ منفعتی از چشم دور نماند. باید دید که شورای عالی سیاست‌گذاری چگونه می‌تواند به یک سازوکار مقبول تبدیل شود تا همه از آن تبعیت و پیروی کنند. 
اگر نیازی که در انتخابات گذشته وجود داشت همچنان به قوت خود باقی باشد، بازهم باید تلاش شود تا این سازوکار کم خطاتر کار سازمان‌دهی خود را محقق سازد. درباره کم خطاتر بودن آن‌هم این سوال پیش می‌آید که آیا می‌توان احزاب را محور اصلی قرارداد؟ همان‌طور که درگذشته هم بوده باید تصمیم اصلی و محوری با احزاب باشد، اما در این شرایط کدام حزب و احزاب می‌توانند حرف آخر را بزنند؟
جبهه پذیرفته بود که در صورت بروز اختلاف، موضوع با محوریت رئیس دولت اصلاحات حل شود ولی اگر قرار باشد شخصیت محوری در مرکز این تصمیم سازی‌ها قرار نداشته باشد و یا احزابی درصدد برآیند تا این نقش را بر عهده گیرند، کدام یا کدامین احزاب توانایی جمعیت سازی مناسبی رادارند تا جانشین این فرد باشند؟
البته شورای عالی سیاست‌گذاری از احزاب و افراد حقیقی شکل‌گرفته بود که اگر بین این افراد حقیقی به‌گونه‌ای موازنه ایجاد شود و فردی باشد که گرچه در قامت یک حزب نیست ولی تأثیر یک حزب در حوزه فعالیت خود را داشته باشد که در حال حاضر حزب نیست و در شخصیت حقیقی مجمع روحانیون در جلسات شرکت نمی‌کند ولی به‌عنوان رئیس دولت اصلاحات این ظرفیت را دارد که با اطلاعیه یا بیانیه‌ای بخشی از جامعه را فعال کند این احزاب همزمانی اگر بخواهند چنین اشخاصی را به جمع خود اضافه کنند باید واقعاً چنین افرادی باشند. 
نیازما اتحاد است تا در مناسبات قدرت شریک باشیم و مداخله کنیم. درصورتی‌که هنوز این نیاز به قوت خود باقی است ضرورت انسجام هم وجود دارد و برای این انسجام باید یک راهکار معقولانه‌تری پیدا کرد که ظرفیت‌های حزبی و غیر حزبی هر دو باهم در آن لحاظ شوند. 
اینکه ما همواره به‌صورت جبهه‌ای عمل کنیم و احزاب به‌صورت سایه حضورداشته باشند در طولانی‌مدت جواب نمی‌دهد، بنابراین چاره‌ای جز حرکت به سمت حزب محوری- نه حزب‌سازی- نداریم و اینکه مطرح می‌شود یک جبهه از سه حزب درست‌شده که 25 تا از آنها به یک طیف گرایش داشته باشند و 5 حزب دیگر از طیف دیگر هستند، درست نیست و باید ظرفیت سنجی واقعی صورت گیرد تا دو یا سه حزب قدرتمند که توانایی سامان‌دهی اجتماعی دارند محور شوند و بقیه به‌عنوان فراکسیون حزبی به آنها بپیوندند. 
معتقد هستم درصورتی‌که بخواهیم با 50 حزب جبهه تشکیل دهیم این بحث‌ها مجدد از آن خارج می‌شود که به کدام دلیل فلان حزب 5 عضو و حزب دیگر یک عضو داشته است. این طبیعی است که وقتی حزبی در سراسر کشور عضو دارد و حزب دیگری به‌اندازه 50 نفر هم عضو ندارد ولی موسسه یا حزبی را به ثبت رسانده و دفتری در تهران دایر کرده و مدعی حزب بودن را دارد، می‌خواهد در کنار حزب چند هزار نفره حق رأی داشته باشد بازهم این بگومگوها ادامه خواهد داشت. 
باید به سمت تحزب واقعی رفت و حزب واقعی هم‌حزبی است که تأثیر اجتماعی داشته باشد و موج جمعیتی ایجاد کند و آنها هم به دعوت این احزاب پاسخ دهند و با این رفتار می‌توانند محور حرکت‌ها باشند غیرازاین بازهم با همین رفتارهایی که تا الان تجربه کردیم روبه‌رو خواهیم بود. درصورتی‌که احزاب در محور عمل قرار گیرند شورای عالی سیاست‌گذاری می‌تواند شورای هماهنگی احزاب اصلاح‌طلب باشد.  

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما