هنر هیچ‌گاه در برابر شناعت جنگ سکوت نکرده است

مسعود دلخواه، نویسنده و کارگردان تئاتر در گفتگو با روزان:

هنر هیچ‌گاه در برابر شناعت جنگ سکوت نکرده است

11 مهر 1396 17:6

سال‌هاست دو نگرش در عرصه تئاتر در برابر یکدیگر قرار گرفته‌اند و ناقدان و صاحب‌نظران سعی کرده‌اند به تبیین و تشریح هریک از آنان بنشینند. نگاه نخست رویکردی است که هنر را در نسبتی تنگاتنگ با جامعه و سیاست می‌انگارد و نگاه دیگر متدی است که با عنوان «هنر برای هنر» شهره است. سابقه تاریخی این دو متد در نقد هنری، قدمتی به درازای هنر مدرن دارد و شاید چند قرن است که هواداران و طرفداران این دو نظریه در برابر یکدیگر صف‌آرایی کرده‌اند. 

روژا پیران ــ سال‌هاست دو نگرش در عرصه تئاتر در برابر یکدیگر قرار گرفته‌اند و ناقدان و صاحب‌نظران سعی کرده‌اند به تبیین و تشریح هریک از آنان بنشینند. نگاه نخست رویکردی است که هنر را در نسبتی تنگاتنگ با جامعه و سیاست می‌انگارد و نگاه دیگر متدی است که با عنوان «هنر برای هنر» شهره است. سابقه تاریخی این دو متد در نقد هنری، قدمتی به درازای هنر مدرن دارد و شاید چند قرن است که هواداران و طرفداران این دو نظریه در برابر یکدیگر صف‌آرایی کرده‌اند. 
در میانه این تقابل، شاید راه میانه‌ای هم بتوان تصور کرد و آن این واقعیت است که هنر نه ابزاری است برای بیان دغدغه‌های سیاسی و اجتماعی و نه عرصه‌ای است که یکسره در انزوا و سکوت نشسته است. از سوی دیگر برخی بر این باورند در شرایطی که جهان امروز در خطر هرروزه جنگ، خشونت و نابودی قرار دارد، هنر باید در جهت تغییر این شرایط کاری کند. اگر جنگ و خشونت در هوایی است که هر روز تنفس می‌کنیم، هنر باید برای صلح قدمی‌بردارد. در تشریح همین موضوع به گفتگو با مسعود دلخواه، کارگردان و نویسنده صاحب‌نام تئاتر نشستیم تا از نسبت هنر و سیاست بگوید و اینکه آیا هنر و به‌ویژه تئاتر می‌تواند در راستای برپایی صلح و نفی جنگ قدم بردارد؟
* به‌عنوان سوال نخست آیا به‌راستی هنر می‌تواند کاری برای تغییر شرایط جهان بکند؟
اگر فرهنگ و هنر نتواند برای صلح کاری کند، نمی‌دانم چه چیز دیگری می‌تواند؟ وقتی به تاریخ هنر نگاه می‌کنیم و به عرصه‌های گوناگون از شعر و ادبیات و تئاتر تا سینما و موسیقی نظری می‌افکنیم، با مجموعه پرشمار آثاری مواجه می‌شویم که در برابر جنگ و خشونت ایستاده‌اند و از این طریق به برقراری و برپایی صلح یاری رسانده‌اند. به‌طور مشخص در ادبیات نمایشی می‌توان به نمونه‌های بسیاری اشاره کرد؛ وقتی هنر دوران یونان باستان تا به امروز را مرور می‌کنیم، می‌بینیم همواره آثار بزرگی در رابطه با ایجاد صلح خلق شده است و مولفان و نویسندگان در این‌باره آثار درخشانی را خلق کرده‌اند. نگاه کنید به آثار آریستوفان که کاملا در راستای ایجاد صلح و بر ضد جنگ هستند. 
در طول قرون گذشته تا رنسانس و قرن بیستم، ما نمایشنامه‌های بسیاری داریم که هدف‌شان یا مقاومت در برابر ظلم، تعدی و جنگ بوده یا تلاشی در بزرگداشت صلح. مثلا نمایشنامه «ژاندارک» نوشته جورج برنارد شاو که برتولت برشت با الهام از آن نمایشنامه «محاکمه ژاندارک در رُوان» را نوشت، اثری است که در مقابل یک جنگ ناعادلانه می‌ایستد و مقاومت می‌کند و اگر یک مفهوم را بخواهیم در آن برجسته کنیم همین نفی جنگ و تقدیس صلح است. 
* آیا این تنها شامل تئاتر می‌شود یا دیگر شاخه‌های هنر را نیز در برمی‌گیرد؟
این تنها محدود به تئاتر و ادبیات نمایشی نیست و دیگر عرصه‌های هنری را نیز دربرمی‌گیرد. در نقاشی هم نمونه‌هایش را می‌توانیم ببینیم. اثر معروف «گرنیکا» شاهکار تکرارنشدنی پیکاسو، اثری در راستای صلح است. همین‌طور اشعار و رمان‌های مختلف. از دیرباز ادبیات هم همواره به این مضامین پرداخته است، چه در ایران که فی‌المثل مولانا جنگ هفتاد و دو ملت را به‌خاطر ناآگاهی و جهل می‌دانست و چه در ادبیات اروپا و آمریکا. سخنی نادرست نیست اگر بگوییم جنگ همواره بر پایه دو علت استوار بوده است؛ یا جهل و نادانی باعث جنگ‌های ویرانگر شده یا قدرت‌طلبی حاکمان. در دوران ما هم کسب سود و منفعت ریشه اصلی ادامه حیات جنگ است؛ چه اینکه می‌دانیم رونق کارخانه‌های اسلحه‌سازی و سود سرشار آن در گرو ادامه این وضعیت است. 
به هرحال هنر هیچ‌گاه در برابر شناعت جنگ و خشونت سکوت نکرده است. در سینما هم موجی از چنین آثاری وجود دارند که مضمون‌شان جنگ است و تقبیح آن. در واقع سینما با نشان دادن وحشت جنگ، همواره صلح را پاس داشته است. بنگرید به فیلم‌های بسیاری که درباره جنگ جهانی دوم، ویتنام، کره، خاورمیانه و بسیاری نقاط و مقاطع دیگر ساخته شده است. هر هنری که چهره کریه جنگ را نشان دهد و در برابر دیدگان ما بگذارد، در جهت صلح قدم برداشته است. 
* بنابراین شما بر این عقیده‌اید که هنر قطعا می‌تواند در راستای برپایی صلح قدم بردارد؟
بله قطعا، همان‌طور که در ابتدا گفتم اگر فرهنگ و هنر نتواند قدمی‌در جهت احیای صلح بردارد، پس به چه کار می‌آید؟ هنر نقش مهمی‌در آگاهی‌بخشی به مردم در مورد زیان‌های جنگ و تقابل‌های خشونت‌آمیز دارد و همواره سعی کرده است راه‌های منطقی، دیالوگ و گفتگو را در برابر خشونت ارائه و پیشنهاد کند. هرچقدر بتواند در میان مردم سخن بگوید و هرقدر مردم بیشتر با مقوله هنر از تئاتر و سینما گرفته تا ادبیات و موسیقی آشنا باشند، ما در جهت صلح و فرهنگ صلح قدم برداشته‌ایم. صلح زمانی می‌تواند به یک واقعیت فراگیر بدل شود که فرهنگ و هنر در میان مردم و دولت‌ها جایگاه رفیع و باارزش خود را یافته باشد. 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما