من تنها تکرار کردم حرررف نزززنید!

گزارش روزان از حواشی یک کمپین و پاسخ رضا کیانیان

من تنها تکرار کردم حرررف نزززنید!

5 مهر 1396 14:52

به خاطر عصبانیتم از حاضرین در سالن پوزش می‌خواهم

گروه فرهنگ و هنر ــ همچون هر داستان و حرکت دیگری، کمپین «من صدای آب هستم» که با حمایت رضا کیانیان راه افتاد و نسبت به رویکردها و مواضع آن، نقدها و نظرهای گوناگونی مطرح است، درگیر حاشیه شد. این کمپین که به گفته کیانیان نخست با پیگیری وضعیت آب در غرب کشور آغاز شده بود، کم‌کم فعالیت خود را گسترش داد و سعی دارد به وضعیت کلی آب در کشور معطوف شود و در این‌ زمینه با هماهنگی اغلب کمپین‌ها و نهادهای غیردولتی عمل کند. با این همه در همین ابتدای داستان این حرکت درگیر حاشیه شد و حاشیه‌ها نیز از مراسم رونمایی این کمپین که پنج‌شنبه، 30 شهریور در سالن همایش‌های شرکت توسعه منابع آب و نیروی ایران برگزار شد، در مجامع خبری و رسانه‌ای کشور ایجاد شد. 
* تذکراتی که همه را غافلگیر کرد 
به گزارش روزان، در این جلسه که رضا کیانیان یکی از سخنرانان آن بود، پس از آنکه بارها فعالان محیط زیست و خبرنگاران حاضر را با لحنی تند خطاب تذکرات خود قرار داد به یوسف فرهادی بابادی، فعال محیط زیست استان لرستان که نسبت به عدم‌امکان پرسیدن سوال معترض شده بود، گفت: «یا دهانت را ببند یا از جلسه بیرونت می‌کنم.» پیش از این هم کیانیان نسبت به پلاکاردهایی که برخی فعالان محیط زیست در سالن همایش بالا برده بودند، معترض شد و به آن تذکر داد. 
شبنم قنواتی، دیگر فعال محیط زیست استان خوزستان که به‌گفته خودش هزار کیلومتر را به‌امید یافتن مرهمی‌بر زخم‌های خوزستان طی کرده تا بحران‌های محیط زیستی استانش را به گوش «کمپین صدای آب» برساند درباره جزئیات ایجاد تنش در این همایش گفت: «با شروع همایش، با وجود اینکه آقای کیانیان، تنها به‌ عنوان یک بازیگر که نقش مؤثری در تبلیغ کمپین داشتند، حاضر شده بودند و مجری همایش نبودند، شروع کردند به تذکر دادن به حاضران و حتی خبرنگاران؛ تذکراتی که همه را غافلگیر کرد، تذکرهایی مانند: «کسانی که با هم حرف می‌زنند بروند بیرون.» یا «با موبایل‌هایتان بازی نکنید.»‌، این رفتارهای تحقیرآمیز سبب شد از همان ابتدای همایش به‌شدت احساس غربت کنم تا اینکه نوبت به ما رسید و آقای کیانیان تذکر دادندکه تراکت‌ها را پایین بیاوریم.»
* پویشی برای بهبود اوضاع آب
سانسور سوالات و برخی رفتارهای سخنرانان و برگزارکنندگان جلسه، زمینه ایجاد این حواشی را فراهم کرد؛ حواشی‌ای که تا امروز ادامه دارد و رضا کیانیان را در مرکز بحث‌ها و انتقادها قرار داده است. با گذشت چند روز از این رویداد رضا کیانیان در واکنش به این مسائل، یادداشتی را در اختیار رسانه قرار داد. او در این متن نوشته است: «از زمانی که فعالیت‌هایم را برای دریاچه ارومیه آغاز کردم و در کنار مردم مهربان و سختکوش آذربایجان و کردستان قرار گرفتم، به من می‌گفتند در مسئله آب دخالت نکن، ممکن است با قدرت‌های بزرگی درگیر شوی. آب را رها کن و به نان بچسب! گفتم وقتی آب نباشد نانی هم در کار نیست. . . همین اول هم بگویم که هرگز جمله‌ «دهانت را ببند» را نگفتم و نخواهم گفت و در ویدئویی هم که مدعیان این جمله منتشر کردند چنین جمله‌ای وجود ندارد!»
کیانیان در ادامه راجع به شکل‌گیری این کمپین می‌گوید: «بعد از ماجرای دریاچه ارومیه و همیاری بی‌ریای کردها و آذری‌های منطقه و همچنین پیوستن تمام گرایشات سیاسی و از همه مهم‌تر استقبال مردمی، به فکر افتادم پویشی راه‌اندازی کنم و برای بهبود اوضاع تمام دریاچه‌ها، تالاب‌ها، رودخانه‌ها، منابع زیرزمینی آب و ریزگردها که ناشی از خشکی و بی‌آبی است، تلاش کنم. از سویی افسران جوان جنگ نرم هم همین دغدغه را داشتند و به کمک آمدند برای ساخت و رونمایی یک سایت جامع آب که همه گرایشات بتوانند مطالبشان را در آن بنویسند، برای ساخت کانال پویش که همه بتوانند گزارش‌های تصویری و صوتی‌شان را منتشر کنند. نام پویش هم شد «من صدای آب هستم» تا نشان دهد آب بی‌صداست و برای احیا کردنش همه باید صدای آب باشیم.»
* پلاکاردهایی که همچنان بالا بود
کیانیان در ادامه با اشاره به وقایع جلسه رونمایی می‌نویسد: «جلسه آغاز شد. بلافاصله حدود 30 نفر از همراهان ایشان درست در نقطه‌ طلایی سالن نشستند وپلاکاردهای هم‌شکل چاپ‌شده‌ای را به رنگ قرمز و سفید بیرون آوردند و به صورت هماهنگ روی دست بالا بردند. روی پلاکاردها شعارهایی بود که متعلق به محفل آنها بود و با ما هماهنگ نبودند و با این عمل نظم جلسه را به هم ریختند؛ شبیه سازمان‌های مخالف خارج از کشور که در جلسات ایرانیان پلاکاردها را بلند می‌کنند تا رسانه‌ها را تحت تأثیر قرار دهند. من از آنها خواهش کردم بنشینند تا پشت سری‌ها هم بتوانند صحنه را ببینند، همان‌طور که قبل‌تر هم از عکاس‌ها خواهش کردم جلو را شلوغ نکنند تا مزاحم دید دیگران نباشند. پس از کمی‌اعتراض نشستند اما پلاکاردها همچنان بالا بود. این اولین تخلف آنها بود که بدون هماهنگی با ما که صاحب مجلس بودیم شعارهای خودشان را به جمع تحمیل کردند.»
در ادامه جلسه آقای مدنی اعلام کردند از اعضای پنل سوالاتی خواهند کرد و در پایان اگر کسی از مدعیون سوالی دارد، بنویسد و کاغذ را به ایشان بدهد. در طول صحبت‌ها، تعدادی کاغذ پرسش به دست دکتر مدنی رسید. ایشان گفتند تعداد سوالات زیاد است و بخشی شرح ماجراهایی است که سوال نیست. بخشی هم پرسش‌هایی‌ است که باید مسئولین دولتی پاسخ بدهند، نه اعضای یک کمپین غیر‌دولتی و فقط سوالات از اعضای پنل را می‌خوانم که ناگهان کسی با صدای بلند از آن گروه خوزستانی خواست که همه سوال‌ها را بخوانند و دکتر مدنی را متهم به سانسور کرد!»
* باز هم نظم جلسه به‌هم ریخت
در ادامه این توضیح آمده است: «دکتر مدنی توضیحاتی به ایشان داد ولی صدای اعتراض بلندتر شد و پرتعدادتر و همه از همان گروه حدوداً 30 نفره. من خواهش کردم که همه نظم جلسه را رعایت کنند. صداها بلندتر شد. گفتم شما مهمان ما هستید و لازم است قوانین ما را رعایت کنید و خانمی‌که با جیغ‌های مکرر مظلوم‌نمایی می‌کرد، داد می‌زد حق خوزستانی‌ها نادیده گرفته شده و سپس همان آقای مذکور با صدای بلندتر که دیگر فریاد بود، با آن خانم همراه شد و حق‌طلبی می‌کردند و می‌خواستند که حتماً سوال‌های آنها مطرح شود. باز هم نظم جلسه به‌هم ریخت و من بعد از نادیده گرفتن خواهش‌هایم در میان حرف‌های ایشان پرسیدم و تکرار کردم حرف نزنید! حرف نزنید! حرررف نزززنید! و خوشبختانه فضا کمی‌آرام شد و ما بالاخره توانستیم جلسه را به پایان ببریم.»
رضا کیانیان با اشاره به چنین برخوردهایی می‌نویسد: «در همانجا روی صحنه یاد خدابیامرز زهرا خانم افتادم که هم سن و سال‌های من او را به خاطر دارند، خانمی‌بود که روزهای اول انقلاب چادرش را به کمرش می‌بست و هر گردهمایی مخالف را به‌هم می‌ریخت و گاهی می‌شد که به او یادآوری می‌کردند گردهم‌آیی خودی ا‌ست! و سال‌های بعد سخنرانی‌ها و گردهمایی‌های زیادی به‌هم ریخته شد، حتی رسید به جلسات بنیان‌گذاران انقلاب و فرزندان ایشان، مدیران و نمایندگان مردم. برخی حق خود می‌دانند که هر وقت و هر کجا و با هر وسیله‌ای حرف‌شان را تحمیل کنند. من به نظرات آنها احترام می‌گذارم تا جایی که آنها هم به نظرات من احترام بگذارند.»
* احترام اجتماعی یعنی رعایت قانون
رضا کیانیان در پایان این یادداشت تاکید کرده است: «من صدای آب هستم» با هیچ قدرتی همکاری نمی‌کند. قدرت‌ها باید پاسخگو باشند. در مورد تمام سدها، پروژه‌های انتقال آب، دریاچه‌ها، تالاب‌ها و منابع زیرزمینی آب. من صدای آب هستم به شکلی قانونی مطالبه‌گر و پرسشگر است. احترام اجتماعی یعنی رعایت قانون. اگر بتوانیم روزی در چارچوب قانون حرف بزنیم، عمل کنیم، رانندگی کنیم، کار کنیم، بنویسیم، بخوانیم، حق‌طلبی کنیم و. . . آینده‌مان روشن خواهد بود و طی این سال‌ها خوشحالم که شاهدیم روز به روز گفتمان قانون مردمی‌تر می‌شود و در آخر اعتراف می‌کنم آنها توانستند مرا عصبانی کنند و من به خاطر عصبانیتم از تمام حاضرین در سالن پوزش می‌خوا‌هم.»

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما