وکیل مدافعان اخلاق

وکیل مدافعان اخلاق

3 مهر 1396 14:12

مدیران سازمان سینمایی هم از آنجایی که به دنبال این هستند که از سطح تنش و برخورد‌های کلامی‌خود با سینماگران بکاهند، راهکاری میانه را اتخاذ می‌کنند و به سینماگران سفارش ساخت فیلم با تمرکز روی موضوعات خاص را می‌دهند تا بدین شکل حد وسط را نگه دارند. 

اصغر فرهادی، کارگردان نام‌آشنای کشورمان در کنفرانس خبری بعد از نمایش فیلم «جدایی نادر از سیمین» در جشنواره برلین که شروع موفقیت‌های فرهادی و فیلمش «جدایی نادر از سیمین» از همین جشنواره شروع در پاسخ به خبرنگاران که از او درباره دلایل ساخت این فیلم پرسیده بودند، گفت من فیلم جدایی را ساختم تا نشان بدهم که انسان‌های مدرن از لحاظ اخلاقی چه مقدار متزلزل رفتار می‌کنند و انسان‌های سنتی در بحران و حوادث بهتر و مناسبات انسانی رفتار منطقی‌تری از خود نشان می‌دهند. 
متاسفانه اهدای جایزه اسکار و موفقیت‌های فیلم جدایی و سفر‌های لیلا حاتمی‌به خارج از کشور و حضورش در برنامه‌های تلویزیونی شبکه‌های اروپایی باعث شد تا برخی از چهره‌های شاخص منتقد سینمایی کشور در مواجهه با فیلم فرهادی گارد بگیرند و پیام فیلم را وارونه به مخاطبان نشان دهند و عنوان کنند که فرهادی به دنبال این است که نشان دهد تمام ایرانی‌ها دروغگو هستند و اخلاق را رعایت نمی‌کنند‌. همین منتقدان و چهره‌های سینمایی با به راه افتادن موج ساخت آثاری اجتماعی که با الهام از آثار فرهادی ساخته شدند و در آنها نا هنجاری‌های اخلاقی و رفتاری ایران معاصر و مردمانش و به‌خصوص مشکلات اخلاقی بین زن و مرد به نمایش گذاشته شد‌. بار دیگر پیام این آثار را نیز وارونه جلوه دادند و فیلم‌ها را به دامن زدن به مشکلات اخلاقی زوج‌ها و گسترش سوژه خیانت در جامعه متهم کردند. حتی یکی از نشریات تندرو‌ی اصول‌گرا در مطلبی نام سه تن از سینماگران از جمله اصغر فرهادی و ترانه علیدوستی و مانی حقیقی را آورد و با وارد شدن به حریم خصوصی آنها عنوان کرد که این سه تن همان رفتار و مناسباتی را که در فیلم‌هایشان به نمایش می‌گذارند در زندگی خصوصی هم دنبال می‌کنند. 
پیام موجود در فیلم‌های سینمایی از جمله جنجالی‌ترین و مناقشه‌بر‌انگیز‌ترین موضوعاتی که باعث می‌شود تا مدیران ارزشیابی و نظارت در سازمان سینمایی ایران همواره به دنبال آن باشند تا فیلمنامه‌ها و آثار ساخته شده در سینمای ایران را کنترل کنند و از آنجایی که این نظارت‌ها هیچ‌گاه به شکل آیین‌نامه‌ای مدون در نمی‌آیند سوء‌تفاهم‌برانگیز می‌شوند و نارضایتی سینماگران را به دنبال دارد چرا که سینماگران از جمله فیلمنامه‌نویسان و کارگردان‌ها معتقدند که نحوه نظارت بر محتوای فیلم‌ها در معاونت سینمایی وزارت فرهنگ سلیقه‌ای است و با تغییر مدیران و دولت‌ها افزایش و کاهش پیدا می‌کند. 
مدیران سازمان سینمایی هم از آنجایی که به دنبال این هستند که از سطح تنش و برخورد‌های کلامی‌خود با سینماگران بکاهند، راهکاری میانه را اتخاذ می‌کنند و به سینماگران سفارش ساخت فیلم با تمرکز روی موضوعات خاص را می‌دهند تا بدین شکل حد وسط را نگه دارند و نه از طرف قشر مذهبی و سنتی جامعه متهم شوند که در پی دامن زدن و گسترش مشکلات اخلاقی در جامعه هستند و نه از جانب سینماگران تحت فشار قرار بگیرند که فیلم‌های ساخته‌شده را ممیزی و سانسور می‌کنند. 
برای مثال اگر به تولیدات آثار نمایشی چند سال اخیر سینما و تلویزیون ایران نگاهی بیندازیم متوجه ساخت دو دسته اثر می‌شویم‌. عده‌ای از آثار هستند که به دنبال موج به راه افتاده در سینمای ایران خانواده‌ای پرجمعیت را مرکز داستان قرار می‌دهند و به دنبال آن تعداد زیادی از ناهنجاری‌های اجتماعی و فردی را به‌واسطه تمرکز روی هر کدام از اعضای این خانواده‌ها مطرح می‌کنند و دسته دوم آثاری هستند که روی یک مثلث عشقی تمرکز می‌کنند و با نشان دادن خیانت‌ها و بد‌رفتاری‌ها سعی دارند تا مشکلات موجود در روابط بین‌فردی ایرانی‌ها را بیان کنند. 
در این بین رد پای سفارش‌ها‌ی مدیران سینمایی یا تلویزیونی را می‌شود در یک یا دو کلمه کلیدی به خوبی مشاهده کرد‌. در‌آمد حلال و کسب پول از راه درست دو تا از کلیدی‌ترین کلماتی هستند که طی سال‌های گذشته بجا یا نا بجا در دیالوگ‌های بازیگران فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی به‌کار می‌روند‌. برای مثال در یک فیلم سینمایی مشاهده می‌شود که خانواده‌ای در انواع و اقسام مشکلات دست و پا می‌زند و در معرض فروپاشی است ولی به یکباره یکی از شخصیت‌ها با دلیل و بدون دلیل، گرفتار شدن در چنین موقعیتی را محصول نبود پول حلال یا کسب نکردن در‌آمد از راه‌های مشروع و قانونی عنوان می‌کند. 
در موردی دیگر که در سریال‌های تلویزیونی بیشتر مشاهده می‌شود شخصیت‌های داستان در انتهای داستان بعد از پشت سر گذاشتن اتفاقات بی‌شمار و بالا و پایین شدن‌ها به یکباره سر عقل می‌آیند و همگی در تصمیمی‌مشترک راهی سفر به مشهد و به زیارت امام هشتم نائل می‌شوند. 
این‌گونه دخل و تصرف‌های تصنعی و ساختگی باعث می‌شود تا جنبه هنری آثار سینمایی کاهش پیدا کند و تماشاگران نیز ناراضی از سالن‌های سینما بیرون بیایند چرا که داستان‌پردازی و نوشتن فیلمنامه کاری به شدت حساس است و اگر شخصیت‌های داستان بدون پیش‌زمینه قبلی و فقط برای رساندن یک پیام اخلاقی و انسانی در انتهای فیلم دست به اقدامی‌بزنند،حاصل تلاش گروه سازنده اثر را زیر سوال می‌برد‌. برای درک این موقعیت بهتر است فیلم «سارا و آیدا» ساخته مازیار میری، «یک روز بخصوص» ساخته همایون اسعدیان، «یک بوفالو» ساخته کاوه سجادی حسینی، «تابستان داغ» ساخته ابراهیم ایرج‌زاد، «ابد و یک روز» ساخته سعید روستایی و «یک حبه قند» رضا میرکریمی‌را ببینیم. 

 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما