نقد فیلم شکل آب

نقد فیلم شکل آب

28 شهریور 1396 14:21

برای آن تعداد اندک پژوهشگر سینما که درمورد هنر مصوری مثل فیلم پیام‌دار یا تعداد دیگری که درمورد فیلم سرگرم کننده صحبت می‌کنند، نمی‌توان فیلم «شکل آب» (The Shape Of Water) ساخته «گیرمو دل تورو» را صرفا در یکی از این دو نوع فیلم جا داد.

سمیر نعمتی‌نژاد 
مترجم
برای آن تعداد اندک پژوهشگر سینما که درمورد هنر مصوری مثل فیلم پیام‌دار یا تعداد دیگری که درمورد فیلم سرگرم کننده صحبت می‌کنند، نمی‌توان فیلم «شکل آب» (The Shape Of Water) ساخته «گیرمو دل تورو» را صرفا در یکی از این دو نوع فیلم جا داد. فیلمی‌سرحال، کاملا هنرمندانه که احساس و شهوت از لحظه لحظه آن تراوش می‌کند و حاصل خیال‌پردازی این فیلمساز غیرعادی است. این فیلم، فیلمی‌است که تقریبا بیشتر از هر فیلم ساخته استودیوهای هالیوود امسال ارزش سرمایه شما را دارد. این افسانه کاملا بزرگسالانه، درمورد یک نظافتچی ساکت و یک مرد‌ماهی عجیب و غریب است که در ابعاد و روش‌های مختلف همدیگر را نجات می‌دهند و با سرعت از یک فیلم کم خرج دانشمند دیوانه محور، تبدیل به یک فیلم تاریک احساسی در دوران جنگ سرد و سپس تبدیل به یک فیلم موزیکال رقص‌آور می‌شود که خون یک عشق غیرمنتظره کلاسیک در رگ‌های آن موج می‌زند،. «سالی هاوکینز» دوست داشتنی آرام ساکت، مثل یک نور بر این فیلم می‌تابد. 
با تشویق منتقدین و رای‌دهندگان جوایز، منتقدین جا‌افتاده، باید این اثر کمپانی فیلمسازی «فاکس سرچ لایت» را سطح بالاترین اثر این فصل قلمداد کنند، چرا که از تمام سورپرایزهایی که این فیلم برای ما دارد، بهترین آن، رمانتیک بودن بسیار زیاد آن و نگاه این فیلم به این عشاق به عنوان شاهراه‌های زندگی اشاره کرد. این فیلم، دومین فیلم زیبای «دل تورو» است که احساس و تپش قلب در ژانر شسته رفته‌تری به تصویر کشیده شده است («این فیلم واقعا عاشقانه‌ای گوتیکی است» این پاسخ یک جامعه‌شناسی دوست است در واکنش به فیلم ترسناک گونه «قله‌ای به رنگ آتش» (Crimson Peak)‌اما این بار هیچ چیز شیطان گونه‌ای در عاشقانه آن یافت نمی‌شود: داستان آن هم به سادگی تعریف می‌شود: یک دختر، یک موجود آبی آمازونی را ملاقات می‌کند که شاید اگر نویسنده دیگری بود، آن را تبدیل به قصه خدایان می‌کرد. 
فیلم، افسانگی خود را از ابتدا نشان می‌دهد. آن هم از طریق صدای مخملی و آرامش‌بخش «ریچارد جنکینز» که مقدمه داستان می‌شود: تیرهای این فیلم رو به سمت آخرین روزهای حکومت یک شاهزاده عادل، پرنسس بی‌صدا و هیولایی که آمده این ایام را به پایان رساند، نشانه رفته است، مثل محتوای ژنده یک ساختمان که بر شقایق دریایی شناور است. انتخاب سبک تصویر آن مقدمه‌ای است بر هدف فیلمساز بر نشان دادن داستانی که هرگز در واقعیت، نظیر آن اتفاق نمی‌افتد، در حالی که ما را به زندگی روزمره «الیسا» (هاوکینز) کر و لال مادرزاد که نظافتچی یک آزمایشگاه فوق سری است که در آن آزمایشات مشکوک و مخفیانه علیه پارونیا روسیه انجام می‌شود، دعوت می‌کند. البته سال هم 1962 است. 
«الیسا» غریب است، اما تنها نیست؛ در اصل غریبی، بین اکثر شخصیت‌های این فیلم، مشترک است. از دوست و محافظ وراج او «زلدا» گرفته (با بازی (آکتوویا اسپنسر) فوق‌العاده) که مدام از شوهر بی‌مسئولیت خود گله می‌کند گرفته تا همسایه مهربان او «گیلز» (جنکینز) نقاش و همجنس‌گرایی که نمی‌تواند برای کار و امیال سرکوب شده خودش روزنه و راهی پیدا کند.  

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما