تغییر سبک به مثابه موفقیت

تغییر سبک به مثابه موفقیت

28 شهریور 1396 14:21

اگر «اسپاگتی در هشت دقیقه» را حساب نکنیم، تمام فیلم‌های رامبد جوان آثاری راضی‌کننده و قابل قبول بوده‌اند که به هدف نهایی خود رسیده‌اند و «نگار»، چهارمین فیلم سینمایی رامبد جوان، فیلمی‌است که از دیگر کارهای او فاصله دارد و سبک آن با دیگر آثار او متفاوت است. اما این تغییر سبک ضعفی در فیلمسازی او وارد نمی‌کند و این فیلم هم قدمی‌رو به جلو برای این کارگردان محسوب می‌شود. فیلمی‌که با وجود تغییر در نوع ساخت، نوع تدوین و نوع اجرا به هدف نهایی خود رسیده است. 

هومن نشتایی
منتقد
اگر «اسپاگتی در هشت دقیقه» را حساب نکنیم، تمام فیلم‌های رامبد جوان آثاری راضی‌کننده و قابل قبول بوده‌اند که به هدف نهایی خود رسیده‌اند و «نگار»، چهارمین فیلم سینمایی رامبد جوان، فیلمی‌است که از دیگر کارهای او فاصله دارد و سبک آن با دیگر آثار او متفاوت است. اما این تغییر سبک ضعفی در فیلمسازی او وارد نمی‌کند و این فیلم هم قدمی‌رو به جلو برای این کارگردان محسوب می‌شود. فیلمی‌که با وجود تغییر در نوع ساخت، نوع تدوین و نوع اجرا به هدف نهایی خود رسیده است. 
شروع نگار کمی‌کلیشه‌ای به نظر می‌رسد. کمی‌جنس کارهای ضعیف تلویزیون را دارد، اما دقیقه‌ای طول نمیکشد تا به ساختار خلاقانه آن پی ببریم. در فیلم شاهد صحنه‌های خلاقانه و متفاوتی هستیم که از آن مدل در سینما کم دیده‌ایم و این میزان تفاوت در کار جرات زیادی می‌خواهد که رامبد جوان جسارت آن را دارد و آن را اجرایی می‌کند و این می‌تواند باز کردن راهی در سینما باشد که به دیگر کارگردانان جرات عملی کردن ایده‌هایشان را می‌دهد. رامبد جوان در این فیلم اصطلاح دو روح در یک بدن را تداعی می‌کند و آن را برای مخاطبان به نمایش می‌گذارد. روح پدری که معما‌های زیادی درباره‌اش وجود دارد، به همراه روح دخترش که شمایل قهرمانان را دارد و به دنبال حل معما‌های پدرش است، در یک بدن گرفتارند و آن بدن بین این دو روح گیر افتاده و در حال انتخاب روح اصلی است. ولی این دو روح از هم جدا شدنی نیستند. ایده‌های خلاقانه در سراسر کار دیده می‌شود از غافلگیری مخاطبان توسط جابه‌جایی شخصیت‌ها تا نماهایی که کمتر در سینما دیده شدند و. . . . 
جیزی که از اول فیلم تا اواخر فیلم با آن همراه بودیم، تصورات نگار است که خود را جای پدر می‌بیند و در اینجاهاست که با یک کات به واقعیت، حقیقت برملا می‌شود و مخاطب را غافلگیر می‌کند. این غافلگیری برای مخاطب جذاب است و به او هیجان می‌دهد و باعث می‌شود مخاطب تا انتها با فیلم همراه شود و با اینکه این کار چندین بار در فیلم صورت می‌گیرد، بیننده نمی‌تواند تشخیص دهد و هر دفعه گول می‌خورد و این می‌تواند برای مخاطب کنجکاو کننده باشد. در این کار کارگردان صرفا با فرم بازی می‌کند و همین باعث می‌شود یک ایده و یک داستان چند خطی تبدیل به یک سینمایی تاثیر گذار و جذاب شود و تا بدین حد کشش داشته باشد. 
«نگار» فیلم جذابی است و مانند دیگر فیلم‌ها قصه گویی نمی‌کند و یک سیر مستقیم را طی نمی‌کند. چون با روایت کردن جزئیات به کلیات می‌رسد. از مجموعه سکانس‌ها استفاده می‌کند و نتیجه‌گیری نهایی می‌کند. البته این نوع روایت و در کل این نوع فیلمسازی به شدت با سلیقه مخاطب درگیر است و شاید حجم زیادی از بینندگان فیلم از آن راضی نباشند. بخشی دیگر که به جذابیت فیلم اضافه کرده است، صحنه‌های اکشن موجود در فیلم است که با جادوی پرده، مخاطب را در جایش می‌نشاند و توانایی کارگردان را به رخ می‌کشد. از طرفی بازی بازیگران هم چشمگیر و راضی کننده است و آنها کامل به نقش رسیده‌اند. مخصوصا نگار جواهریان که البته نویسندگی در ایفای نقش به او کمک نکرده است. چون این نقش برای او نوشته شده است و این باعث می‌شود نقش، فقط برای نگار جواهریان مناسب باشد. در کل این اثر، فیلمی‌راضی کننده و قابل تحسین است و می‌تواند هدیه خوبی به نگار جواهریا‌ن باشد. 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما