آلنده، چپ‌گرایی که چریک نبود

آلنده، چپ‌گرایی که چریک نبود

22 شهریور 1396 15:24

به‌زعم این حقیر چه‌گوارا هیچ‌گاه چه‌گوارا اسطوره بوده و نه کاسترو قهرمان؛ اما همواره در ذهنم نام سالوادور آلنده به‌عنوان یکی از محبوب‌ترین سیاستمداران تاریخ معاصر نه تنها در آمریکای لاتین بلکه در کل دنیا حک‌شده است،

امیرحسین مصلی
روزنامه نگار
به‌زعم این حقیر چه‌گوارا هیچ‌گاه چه‌گوارا اسطوره بوده و نه کاسترو قهرمان؛ اما همواره در ذهنم نام سالوادور آلنده به‌عنوان یکی از محبوب‌ترین سیاستمداران تاریخ معاصر نه تنها در آمریکای لاتین بلکه در کل دنیا حک‌شده است، فارغ از عقاید سیاسی‌اش که جای نقد بسیار دارد، کنش سیاسی او مرا شیفته خود کرده، در عصری که تب‌وتاب حرکات چریکی تمام کشورهای جهان‌سومی را فراگرفته بود آلنده برای دستیابی به قدرت سیاسی سه بار خود را در معرض رأی مردم قرار داد، آن‌هم در منطقه‌ای که از هر سو اسلحه و خشونت بر صندوق رأی و دموکراسی حق تقدم داشت، چه برای تحقق مطالبات مردمی از سوی آزادی‌خواهان و چه برای حفظ قدرت توسط حکومت‌های مستبد. در چنین فضایی سالوادور آلنده اهرم انتخابات را برگزید برای تحقق خواسته‌هایش و پس از چندین بار شکست بالاخره به‌عنوان رئیس‌جمهور شیلی از سوی مردم برگزیده شد.
افسوس که سرانجام آلنده نیز مانند فرجام تمام سیاستمداران مردم‌گرای آن دوران ازجمله دکتر محمد مصدق در ایران تلخ بود و آکنده از حرمان، درست بسان آخرین نطق رادیویی‌اش پیش از مرگ سرشار از ناامیدی و غبن؛ چراکه مخالفان دولت او در 11 سپتامبر سال 1973 دموکراسی و قانون را دور زدند و با دست به دامان شدن بیگانگان توانستند به‌وسیله ژنرال پینوشه در یک کودتای خونین دولت مردمی سالوادور آلنده را ساقط کنند.
بااین‌حال نام آلنده در تاریخ به نیکی در میان ملت‌ها نقش بسته و نام پینوشه هم‌ردیف با دیکتاتوران مخوف! زیرا که آزادی بر همه امور ارجحیت دارد حتی بر نان شب! و آلنده درراه آزادی قدم برداشت هرچند در تأمین عدالت ناکام ماند. بی‌شک آزادی پیش‌نیاز عدالت است، بدون آزادی نمی‌توان به عدالت رسید ولی در نبود عدالت هم می‌توان با طعم خوش آزادی مست شد.
به‌طور مثال جالب است که بدانید سیاست‌های سوسیالیستی آلنده طی سه سال ریاست‌جمهوری‌اش باعث افزایش تورم و رشد بیکاری شده بود البته در مجاورت با کارشکنی‌های مجلس قانون‌گذاری آن کشور، در عوض طی نزدیک به دو دهه حکومت پینوشه آن کشور توانست از ثبات اقتصادی و رفاه نسبی برخوردار شود، شاید اگر علیه آلنده کودتا نمی‌شد و مخالفان این سیاستمدار چپ‌گرا به شکل قانونی فعالیت می‌کردند هیچ بعید نبود که در انتخابات بعدی مردم رئیس‌جمهور دیگری انتخاب می‌کردند! اما هنگامی‌که پای کودتای نظامی و بیگانگان علیه دولت مردمی شیلی به میان آمد این افکار عمومی بودند که بر حقانیت آلنده سوگند یاد کردند با تمام کم‌وکاست‌هایش، چراکه دولت او بارأی مردم روی کارآمد و دولت پینوشه با کودتای نظامی؛ و تاریخ به اثبات رسانده که حتی اگر دستاورد آلنده در مدت کوتاه تشکیل دولت سوسیالیست شیلی، چیزی جز فقر نبوده باشد کماکان بر دولت پینوشه که رفاه را به ارمغان آورد مشروعیت دارد. گواه آن نیز خون بی‌شمار انسان‌های بی‌گناهی است که برای حمایت از رئیس‌جمهور آلنده در قتلگاه پینوشه سلاخی شدند و رئیس‌جمهوری که روز کودتا به‌جای فرار، دوشادوش حامیانش ایستاد و مبارزه کرد و کشته شد.

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما