بوی تغییر استانداران به مشام نمی رسد

نوبخت از جابجایی مدیران استانی در سطح کشور خبر داد

بوی تغییر استانداران به مشام نمی رسد

22 شهریور 1396 15:24

دولت در ایران، مجموعه‌ای بسیار عظیم از دستگاه‌های اجرایی متعدد است. کلافی در هم پیچیده از ده‌ها وزارتخانه و سازمان و نهاد که از پایتخت تا دورترین و کوچک‌ترین نقاط کشور کشیده شده است و وظایف و کارکردهای متعدد و گاه متداخل دارد. فارغ از آنکه چنین گستردگی و بزرگی‌ای خود به یکی از مشکلات مهم توسعه ایران مبدل شده است، این امر قابل انکار نیست که دولت بزرگ یکی از برجسته‌ترین نقوش سیمای ایران مدرن است. 

گروه سیاسی- علیرضا خوشبخت: دولت در ایران، مجموعه‌ای بسیار عظیم از دستگاه‌های اجرایی متعدد است. کلافی در هم پیچیده از ده‌ها وزارتخانه و سازمان و نهاد که از پایتخت تا دورترین و کوچک‌ترین نقاط کشور کشیده شده است و وظایف و کارکردهای متعدد و گاه متداخل دارد. فارغ از آنکه چنین گستردگی و بزرگی‌ای خود به یکی از مشکلات مهم توسعه ایران مبدل شده است، این امر قابل انکار نیست که دولت بزرگ یکی از برجسته‌ترین نقوش سیمای ایران مدرن است. 
این دستگاه بزرگ و عظیم البته قواعد پیچیده رفتار و عملکرد خاص خود را دارد. قواعدی فراتر از آنچه در آیین‌نامه‌ها و بخشنامه‌ها و حتی قوانین مشخص می‌شود. بوروکراسی پیچیده، قواعد غیررسمی خود را دارد که گاه بسیار موثرتر از قوانین رسمی است. این ساختار عظیم البته در بسیاری موارد چندان به فرمان روسا و مدیران ارشد خود هم نیست. بسیار جلساتی که در آن وزیران و رئیسان سازمان‌ها و معاونانشان تصمیمی در بالاترین طبقه وزارتخانه‌ها می‌گیرند، بدون آنکه در این تصمیم حتی طبقات پایین‌تر همان ساختمان با آن همراه شوند یا حتی آن را به همان نحو که مدیران ارشد تصمیم‌گرفته‌اند درک کنند. 
اهمیت مدیران میانی در سیستم دولت
مقدمه کوتاه پیش‌گفته بیش از هر چیز نشان دهنده اهمیت مدیران میانی دولت برای پیشبرد برنامه‌های آن است. این مدیران میانی در دستگاه‌های مختلف دولتی وظیفه برقراری ارتباط میان راس مجموعه و بازوهای اجرایی نهایی آن را بر عهده دارند. آنها باید سیاست‌های هر سازمان را به وظایف و نقش‌های روشن اجرایی مبدل کنند. به دلیل تعدد آیین نامه‌ها و ناکارآمدی قواعد رسمی آنها هستند که می‌توانند اولویت‌های اصلی هر سازمان را معین کنند. 
بر خلاف وزرا و مدیران ارشد، انتخاب این مدیران میانی از قواعد یکسره سیاسی پیروی نمی‌کند. در بسیاری موارد این افراد از میان کارکنان رسمی هر دستگاه هستند که در طول زمان پله‌های ترقی را طی کرده‌اند و بالا آمده‌اند. تعیین این مدیران به همین دلیل به ترکیب بسیار پیچیده‌ای از ملاحظات اداری، لابی‌های فردی و شخصی و البته نقش مسائل سیاسی وابسته است. این مدیران معمولا قدرت انطباق خوبی هم دارند و می‌توانند با دولت‌هایی با رویکردهای متفاوت کار کنند. علاوه بر قدرت انطباق سیاسی به مدد سال‌ها زیست در نظام اداری کشور آنها از لابی‌های فردی و شخصی قدرتمندی هم برخودارند. در استان‌ها و شهرستان‌ها معمولا معادلات محلی و حتی قومی و قبیله‌ای هم وارد میدان می‌شوند و در انتخاب این مدیران نقش ایفا می‌کنند. این گروه معمولا از سیاست دوری می‌کنند جز آنکه منفعتی روشن در آن بیابند. منفعتی که برای آنها معمولا باقی ماندن در سمت یا چند رده بالاتر رفتن است. 
وجود این مدیران میانی و قواعد خاص عملکرد آنها اگرچه موجب تداوم وحفظ ساختار دولت در میانه کشاکش‌های سیاسی می‌شود و حداقلی از تداوم را تامین می‌کند، اما در بسیاری موارد از دولت اسبی سرکش می‌سازد که سوار آن اگرچه بر زین نشسته و مهار در دست دارد اما مرکب، راه خود را می‌رود یا حداقل راهوار نیست و سر می‌کشد. 
دولت روحانی و مدیران میانی
حسن روحانی دولت خود و مشی سیاسی‌اش را اعتدال می‌نامد. گفتمان اعتدال و کرانه‌های آن و اولویت‌هایش علی‌رغم برخی کوشش‌های پراکنده هیچ‌گاه روشن نشده است. روحانی که سیاستمداری عمل‌گراست اما در مشی عملی خود نشان داده است که دوری از تنش‌ها و اختلافات سیاسی جز در موارد لزوم یکی از اصول این گفتمان است. روحانی که نشان داده است در دور دوم ریاست جمهوری‌اش هم بر توسعه اقتصادی و اجتماعی ایران تمرکز کرده و فعلا قصد ورود به عرصه پرتنش سیاسی را ندارد، در انتخاب وزیران و مدیران ارشد دولت از انتخاب چهره‌های سیاسی مشهور پرهیز کرد. او که می‌دانست انتخاب وزرای اصلاح‌طلب ممکن است سنگ‌اندازی‌ها در مسیر دولت او را تشدید کند با این کار کوشید از ایجاد تنش جلوگیری کند. این مشی و رویه دولت روحانی اما به بروز برخی نارضایتی‌ها در میان اصلاح‌طلبان به عنوان مهم‌ترین موتلف روحانی منجر شده است. موتلفانی که علی‌رغم ضعیف بودن در ساختار قدرت از سرمایه اجتماعی بزرگی بهره‌مندند. آنها تا اطلاع ثانوی و تا قبل از آنکه بدنه اجتماعی اصلاح‌طلبان دچار یاس شود، نقش اول را در تعیین برنده هر انتخاباتی خواهند داشت. 
با در نظر داشتن مسائل پیش گفته است که نقش و اهمیت انتخاب مدیران استانی و میانی در ادامه مسیر دولت روحانی روشن می‌شود. روحانی در انتخاب این مدیران با دو ملاحظه کارکردی و سیاسی روبه‌رو است.
 او که نشان داده است به راندن قطار کشور بر ریل توسعه علاقه زیادی دارد احتمالا به این نکته واقف است که موتور این لوکوموتیو، دولت و مدیران دولتی است و به جز انتخاب درست مسیر و ریل‌گذاری، توسعه این موتور محرک هم نقش بسیاری در سرعت پیشرفت خواهد داشت. به نظر می‌رسد که دولت روحانی قصد دارد تا در دوره دوم خود به جدال معضلات ساختاری کلان و بزرگی برود و هم از این روی به انتخاب مدیران میانی شجاع و همراه نیاز دارد. باقی ماندن در دایره بسته مدیران دولتی که سال‌هاست زمام بوروکراسی را به دست گرفته و از آن دستگاهی کند و سنگین و محافظه‌کار ساخته‌اند، نمی‌تواند زمینه ساز تغییرات بزرگی باشد که روحانی در سر دارد و البته بدنه اجتماعی حامی او هم به آن امید به او رای داده‌اند. دیروز سخنگوی دولت که درباره حضور زنان و جوانان در سمت‌های دولتی سخن می‌گفت تاکید کرد‌: «بدانید دولت فقط آن میز بیضی شکل که کابینه دور آن جمع می‌شود نیست همه باید تلاش کنند.» این سخن نوبخت این امید را در دل زنده می‌دارد که روحانی و همکارانش به اهمیت سمت‌های میانی مدیریتی در کارکرد دولت واقفند. او اما سخن دیگری هم گفت که بیم تکرار چرخه بسته مدیریتی را هم ایجاد می‌کند، نوبخت در مورد استانداران و تعویض و تغییر آنها گفت : «همان‌طور که حداقل 50 درصد کابینه تغییر کرد، در سطح مدیران عالی استان‌ها هم تغییراتی در حال انجام است و ممکن است از عده‌ای تقدیر کنیم و برخی هم در استان‌های دیگر شروع به کار کنند.» دولت البته باید از مدیران باتجربه خود استفاده و زمینه‌ای برای رشد مدیران موفق و استاندارانش فراهم کند، اما این چرخاندن افراد در استان‌های مختلف بیش از آنکه بوی تغییر برای بهبود کارکرد را بدهد بوی پاسکاری مدیران دولتی در میدان اجرایی کشور را دارد. 
روحانی اما در تغییر مدیران میانی دولت ملاحظه مهم دیگری هم دارد و آن تامین نظر مهم‌ترین متحدانش یعنی اصلاح‌طلبان است. دیروز محمد‌علی ابطحی از چهره‌های سیاسی اصلاح‌‌طلب تلویحا از عدم لحاظ شدن دیدگاه‌های رئیس دولت اصلاحات در چینش کابینه سخن گفت. او خواستار رفع این مشکل در انتخاب مدیران استانی شد و گفت‌: « مسیر دولت باید در زمینه تغییر مدیران استانی با نگاهی که آقای روحانی را انتخاب کرد جدی‌تر هماهنگ باشد و خیلی مقبول نیست که در استان‌ها همچنان هواداران رقبای آقای روحانی قدرتمندتر باشند؛ باید تلاش شود  مدیریت‌های اجرایی منطبق‌تر با شعارهای رئیس‌جمهور باشد.»
برای بخش بزرگی از بدنه اجتماعی و به‌خصوص سیاسی اصلاح‌طلبان انتخاب مدیران میانی و محلی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. روحانی با انتخاب درست این مدیران می‌تواند ابرهای تیره را از رابطه خود با اصلاح‌طلبان بیشتر دور کند. بدنه سیاسی و اجتماعی اصلاح‌طلبان مهم‌ترین سرمایه او و دولتش در بزنگاه‌های حساس آینده است. دل‌چرکین‌شدن این بدنه نه فقط برای دولت دوازدهم که برای کل پروژه توسعه همه‌جانبه در ایران بسیار خطرناک است و می‌تواند تداوم آن را با دشواری مواجه وحتی آن را به دام توقف ببرد. همان مسیر مرگباری که یک بار درباره دولت دوم اصلاحات طی شد و عواقب آن تا سال‌ها گریبان ایران و ایرانی را رها نخواهد کرد. روحانی باید اسب سرکش بوروکراسی را سیاست کند. 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما