دستور کار سامانه جدید اصلاح طلبی

عملکرد شورای عالی ضرورت ترمیم ساختمان اصلاحات را دو چندان کرده است

دستور کار سامانه جدید اصلاح طلبی

21 شهریور 1396 17:28

جبهه‌ها یکی از انواع تشکل‌های سیاسی به شمار می‌روند. این تشکل‌ها معمولا در شرایطی به وجود می‌آیند که یک شکاف یا تضاد اصلی یا یک بحران ملی گروه‌های مختلف سیاسی با دیدگاه‌های متفاوت را به تشریک مساعی و همراهی با یکدیگر علی‌رغم اختلافات وادارد. 

گروه سیاسی- جبهه‌ها یکی از انواع تشکل‌های سیاسی به شمار می‌روند. این تشکل‌ها معمولا در شرایطی به وجود می‌آیند که یک شکاف یا تضاد اصلی یا یک بحران ملی گروه‌های مختلف سیاسی با دیدگاه‌های متفاوت را به تشریک مساعی و همراهی با یکدیگر علی‌رغم اختلافات وادارد. 
در بسیاری موارد تشکیل جبهه امری مقطعی است. به عنوان مثال در شرایطی که کشورها در معرض یک بحران بزرگ مانند جنگ داخلی قرار بگیرند، تشکیل جبهه‌هایی با عنوان نجات ملی یا اتحاد ملی که همه گروه‌های کوچک و بزرگ مخالف وقوع این بحران را در بر بگیرد، امری معمول در سپهر سیاسی کشورهای مختلف است. البته ساختار سیاسی و ترکیب نیروهای سیاسی در کشورهای مختلف هم می‌تواند در شکل‌گیری جبهه موثر باشد. به عنوان مثال ترکیب چند حزبی سیاست در فرانسه و اینکه معمولا نامزد هیچ حزبی نمی‌تواند در مرحله اول انتخابات ریاست جمهوری این کشور اکثریت مطلق آرا را به خود اختصاص دهد، باعث آن شده است که در مرحله دوم این انتخابات دو جبهه چپ و راست شکل بگیرند. این جبهه البته هیچ ساختار رسمی ندارد و صرفا بر مبنای ائتلاف و حمایت احزاب بازمانده از مشارکت در مرحله دوم شکل می‌گیرند. البته در بسیاری موارد دیگر جبهه‌ها ساختارهای حداقلی بوروکراتیک و سازوکارهایی برای تصمیم‌گیری دارند. 
ایران هم با شکل‌گیری جبهه‌های سیاسی بیگانه نیست. شاید مشهورترین جبهه در تاریخ ایران، جبهه ملی باشد. ائتلافی که نخستین بار با محوریت دکتر مصدق و برای حفاظت از استقلال کشور و در جریان نهضت ملی شدن صنعت نفت شکل گرفت. جبهه ملی البته بعدها با نام جبهه ملی دوم احیا شد هر چند به سرعت به بن بست رسید. جبهه ملی سوم به دلیل مرگ دکتر مصدق از ساختاری روی کاغذ فراتر نرفت و در نهایت جبهه ملی چهارم هم در جریان انقلاب اسلامی در سال 1357 شکل گرفت و البته دوام و موفقیتی نداشت. امروز از این تشکل سیاسی سایه‌ای کم اهمیت و بی‌تاثیر باقی مانده است. 
دیگر جبهه بسیار مهم سیاسی در تاریخ ایران را می‌توان جبهه دوم خرداد دانست. ائتلافی از احزاب و گروه‌ها و تشکل‌هایی که بعد از انتخاب رئیس دولت اصلاحات درصحنه سیاسی کشور فعال شدند. این گروه اگرچه در سال‌های نخست تشکیل، به موفقیت‌هایی خیره‌کننده دست یافت اما به سرعت به محاق اختلافات درونی رفت. اختلافاتی که در نهایت منجر به ارائه لیست‌های جداگانه توسط احزاب اصلاح‌طلب در انتخابات دومین دوره شوراها و معرفی کاندیداهای متعدد در انتخابات ریاست جمهوری سال 84 شد. اتفاقاتی که به نظر بسیاری از تحلیلگران نقش بزرگی در شکست کلی جریان اصلاح‌طلب داشت. 
اصلاح‌طلبان بعد از شکست سال 84 نام جبهه خود را از شورای هماهنگی جبهه دوم خرداد به شورای هماهنگی جبهه اصلاحات تغییر دادند. این شورا در انتخابات مجلس هشتم و شورای شهر سوم اقدام به ارائه لیست‌های انتخاباتی کرد که البته توفیقی هم نداشت. بعد از حوادث سال 1388 چند حزب مهم و اثرگذار این مجموعه منحل شد و عملا این شورا به دلیل شرایط سخت و جو سنگین آن سال‌ها از تاثیر گذاری بر روندهای سیاسی کشور بازماند. در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 92 اصلاح‌طلبان که آن روزها مامنی جز دفتر رئیس دولت اصلاحات نداشتند عملا از طریق شورای مشورتی رئیس دولت اصلاحات و کمیته راهبردی آن، سعی بر اثرگذاری بر روند امور داشتند. با پیروزی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری و گشایش در فضای سیاسی کشور اصلاح‌طلبان به فکر سامانی جدید برای فعالیت بودند. گروهی بر لزوم احیای نقش شورای هماهنگی جبهه اصلاحات تاکید داشتند که تنها از احزاب اصلاح‌طلب باقیمانده در صحنه سیاسی کشور تشکیل می‌شد و گروه دیگر با تاکید بر نقش محوری رئیس دولت اصلاحات و سرمایه اجتماعی بی بدیل او بر لزوم تداوم نقش او و البته شورای مشاورانش تاکید داشتند. این مناقشه در نهایت با تشکیل شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان رفع شد. جایی که همه احزاب اصلاح‌طلب به اضافه تعدادی از چهره‌های غیر حزبی اصلاح‌طلبان که به صورت عمده از مشاوران رئیس دولت اصلاحات بودند به ریاست محمد رضا عارف حضور داشتند. 
شورای عالی سیاست‌گذاری در دو انتخابات مجلس دهم و شورای شهر پنجم توانست با تدوین لیست واحد اصلاح‌طلبان زمینه‌های موفقیت این جریان را فراهم آورد. با این حال انتقاداتی که همیشه به ساختار این شورا وجود داشته است این روزها ادامه یافته و زمزمه‌ها مدام بلندتر شده است. به‌خصوص نقدهای جدی به ترکیب لیست اصلاح‌طلبان در انتخابات شورای شهر پنجم در تهران به تقویت این موج نارضایتی منجر شده است. 
منتقدان چه می‌گویند؟
جوهر انتقادهای مخالفان شورای عالی سیاست‌گذاری نقش و اثرگذاری چهره‌های حقیقی عضو شوراست. این گروه اعتقاد دارند که این چهره‌های حقیقی علی‌رغم آنکه به صفت فردی عضو شورا هستند اما به دیگر احزاب اصلاح‌طلب گرایش داشته و حتی در آن عضویت دارند. به گمان آنها این وضع موجب بر هم خوردن عدالت در شورای هماهنگی می‌شود. 
به عنوان مثال حجت‌الاسلام رسول منتجب‌نیا در مورد این مسئله گفته است‌: «بعد از راه‌اندازی شورای عالی سیاست‌گذاری شاهد بودیم که برخی احزاب، افراد زیادی را به‌عنوان عضو حقیقی وارد شورا کردند. حزب اتحاد 13 الی 14 رای در شورا داشت و باقی احزاب یک رای داشتند و این بی‌عدالتی بود. شورای عالی سیاست‌گذاری، یک ضرورت برای حل اختلاف بود . یک نوع مسکن در یک کار اورژانسی و برای همان مقطع به درد می‌خورد.»
سخن مدافعان چیست؟
مدافعان شورای عالی سیاست‌گذاری اما در دفاع از حضور افراد حقیقی بر چند نکته تاکید می‌کنند. نخست آن که احزاب در کشور ما به دلایل متعدد امکان جذب همه شخصیت‌های اثرگذار را ندارند. دوم آنکه احزاب اصلاح‌طلب مختلف به لحاظ بدنه و سرمایه اجتماعی، کیفیت کادر درجه یک و اعضای ارشد، توان مالی و سرمایه سیاسی وضعیت یکسانی ندارند و اینکه همه با حق رای برابر در یک شورا حاضر باشند مکانیسمی عادلانه نیست. در این شرایط حضور افرادی حقیقی آن هم با تایید رئیس دولت اصلاحات که توان رهبری و سرمایه اجتماعی او نقش ویژه‌ای در موفقیت‌های اصلاح‌طلبان دارد، می‌تواند به عنوان عامل ایجاد موازنه عمل کند. 
ناگزیر بودن کار جبهه‌ای 
روشن است که اصلاح‌طلبان در شرایط فعلی توان ایجاد یک حزب فراگیر اصلاح‌طلب را ندارند. موانع بسیار بزرگی بر سر راه فعالیت حزبی در ایران وجود دارد و اساسا ساختار سیاسی کشور به نحوی نیست که تحزب را تشویق کرده و آن را لازمه کار سیاسی کند. در واقع عضویت در احزاب در بسیاری موارد مزیت خاصی را برای چهره‌های سیاسی فراهم نمی‌کند. محمد کیانوش‌راد عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت و نماینده سابق اهواز در مجلس شورای اسلامی روز گذشته در گفتگویی با ایلنا در این مورد می‌گوید‌:« ابتدا این نکته را باید یادآوری کنم که فعالیت احزاب فراگیر و  گسترده در حال حاضر در جامعه ایران با موانع جدی روبه‌رو است. از طرفی هم هنوز فرهنگ کار حزبی به عنوان یک ارزش در فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی برای برخی از فعالان سیاسی به‌وجود نیامده و کار غیرحزبی را بهتر می‌پسندند.
وی تاکید می‌کند: «یکی از دلایلی که باعث شده افراد به سمت کار حزبی گرایشی نداشته باشند، هزینه‌بر بودن آن است.»
این نماینده پیشین مجلس شورای اسلامی خاطرنشان می‌کند: «در ساختارهای قانونی وجود احزاب به صورت تاثیر‌گذار مشخص نشده است، یعنی نظام ما اگر‌چه حزب را به رسمیت می‌شناسد، اما نظام ما یک نظام حزبی نیست.»
کیانوش‌راد از مقدمات پیش گفته نتیجه می‌گیرد که در شرایط فعلی کار جبهه‌ای برای اصلاح‌طلبان ناگزیر است‌:‌ «‌تکیه بر ساز و کار صرفا حزبی نمی‌تواند پاسخگوی همه نیازهای جبهه اصلاح‌طلبان باشند. به همین دلیل سازوکار سیاست جبهه‌ای فراگیر متشکل از احزاب سیاسی و افراد تاثیرگذار غیرحزبی می‌تواند در ساحت سیاسی ایران اکنون مفیدتر باشد. به اعتقاد من ساز و کار فعالیت‌های جبهه‌ای را حتی از آنچه امروز با آن مواجه هستیم باید وسیع‌تر ، فراگیرتر و با شمول بیشتری مورد تاکید قرار داد.»
لزوم بهبود ساختار و تصحیح سازوکار جبهه اصلاح‌طلبان 
نقدهای منتقدان عملکرد شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان قابل تامل به نظر می‌رسد و گاه گویای بخش‌های مهمی از واقعیت است. این مسئله نشان می‌دهد که آینده سامانه تصمیم‌گیر اصلاحات را باید با تصحیح و بهبود عملکرد و سازوکارهای این شورا تامین کرد. نه انحلال آن و نه ادامه روندهای سابق در چنین شرایطی راهگشا نیست. به کار گرفتن تجربیات مشابه و البته اندیشیدن به خلاقیت‌ها برای بهبود عملکرد احتمالا بهترین راه حل است. آنچه مهم است این است که شورا باید به تقویت احزاب منجر شود و تضعیف آنها. ساختار فعلی شورای سیاست‌گذاری اما به واگذاری کرسی برابر به همه احزاب اصلاح‌طلب مشوق ایجاد احزاب کوچک و متعدد است. اما اینکه چگونه باید بر این مشکل عمل کرد می‌تواند موضوع مداقه اصلاح‌طلبان در چند ماه آینده باشد. 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما