دزدیِ بی‌نتیجه

دزدیِ بی‌نتیجه

21 شهریور 1396 16:35

کاوه سجادی حسینی در آخرین اثر خود سعی دارد به سبکی جدید از فیلمسازی برسد. داستان دزدی زوج جوان را که پایه اصلی روایت است کنار می‌گذارد و سراغ بسط دادن اتفاقات پس از آن می‌رود. 15 دقیقه ابتدایی فیلم که با سرخوشی پیمان (هومن سیدی) شروع می‌شود.

هومن نشتایی
منتقد
کاوه سجادی حسینی در آخرین اثر خود سعی دارد به سبکی جدید از فیلمسازی برسد. داستان دزدی زوج جوان را که پایه اصلی روایت است کنار می‌گذارد و سراغ بسط دادن اتفاقات پس از آن می‌رود. 15 دقیقه ابتدایی فیلم که با سرخوشی پیمان (هومن سیدی) شروع می‌شود. شروع بسیار قوی و زیبایی دارد. بسیار منسجم و هدفمند جلو می‌رود. تا اینکه پیمان در مرداب غرق می‌شود. از آنجایی که پیمان شخصیت سر خوش و شوخ و شنگی دارد و قبل از آن بسیار شوخی‌های او را دیده‌ایم، غرق شدن او باور پذیر نیست، حتی با وجود بازی تاثیر‌گذار سهیلا گلستانی و موسیقی متنی که شنیده می‌شود. از طرفی هم، غرق شدن پیمان خیلی بدون مقدمه و آن هم برای یک شرط بندی ساده، قابل قبول نیست و مخاطب منتظر بازگشت پیمان است و تا جایی که جسد پیمان در آب نمایش داده شود، مخاطب منتظر برگشت اوست و این غیر قابل باور بودن روایت، می‌تواند ذهن مخاطب را مشوش کند. در ادامه شخصیت بهرام بوفالو (پرویز پرستویی) به داستان اضافه می‌شود. و در ادامه فیلم، فقط شاهد کشمکش‌های او و خانواده‌اش و سرگردانی شکوفه هستیم. در تمام ادامه فیلم شکوفه دنبال بهرام بوفالو راه می‌افتد و از او می‌خواهد، پیمان را از آب بیرون بکشد. چند بار در آب می‌رود و باز هم او را بیرون نمی‌آورد و تمام انتهای داستان مربوط به همین است و به نتیجه نهایی هم نمی‌رسد. چه دلیلی دارد که آنقدر پایان داستان و کشمکش بین شکوفه و بهرام طولانی شود؟ دلیل وجود شخصیت پانته آ پناهی‌ها چیست؟ فردی کر و لال که کاری در پیشبرد قصه نمی‌کند و فقط از جایی به جای دیگر می‌رود. کشمکش‌های پایان داستان، برای بیننده کسالت بار است و او را همراه نمی‌کند. انسجام داستان از بین می‌رود و این باعث می‌شود بیننده با ذوق و شوق به ادامه آن ننشیند، از داستان چیزی متوجه نشود و در نهایت هم از خود بپرسد: نتیجه چه شد؟
اما اگر از ضعف فیلمنامه بگذریم، شاهد کاگردانی یکدست و ساده و تمیز می‌شویم. چون کار در اجرا به خوبی به موفقیت رسیده است. استفاده درست از نما‌ها، قاب بندی‌های مناسب، اجرای درست میزانسن‌ها و. . . برای فیلم مفید بوده و می‌تواند تا حدی ضعف فیلمنامه را پوشش دهد. فیلم از فضا سازیِ درست بهره برده است و فضای فیلم و دیدن نماها برای مخاطب دلنشین می‌شود. بازیگران هم به خوبی کار خود را انجام داده‌اند. بازی‌های واقع گرا و تاثیر‌‌گذار و نزدیک به شخصیت و فضای قصه، فیلم را به اثری بهتر تبدیل کرده است. البته بازی پرویز پرستویی و سهیلا گلستانی ما را یاد بازیشان در فیلم امروز می‌اندازد. 
در یک نگاه کلی فیلم در اجرا بسیار تمیز و یکدست در آمده است، اما در روایت ضعف دیده می‌شود. مخاطب با فیلم همراه نمی‌شود و انسجام خط روایی از دست می‌رود و این باعث می‌شود تا یک ایده بسیار زیبا حیف شود. 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما