به روایت پروفسور سید حسن امین

نگاهی به اشعار میهنی استاد شهریار

به روایت پروفسور سید حسن امین

21 شهریور 1396 16:35

شهریار بی‌تردید محبوب‌ترین شاعر یکصد ساله اخیر ایران است؛زیرا اشعار شورانگیز او تا دورترین روستاها در دل کشور و نیز تا بیرون مرزهای‌ کشورمان نفوذ کرده است.نام و شعر شهریار،نه‌تنها در مجامع رسمی،مثل‌ مجلس شورای اسلامی و مراکز مدنی،فرهنگی،حوزوی و دانشگاهی،بلکه‌ در مساجد،حسینیه‌ها،مجامع عرفانی و حتی کوچه و بازار هم مطرح شده‌ است.

شهریار بی‌تردید محبوب‌ترین شاعر یکصد ساله اخیر ایران است؛زیرا اشعار شورانگیز او تا دورترین روستاها در دل کشور و نیز تا بیرون مرزهای‌ کشورمان نفوذ کرده است.نام و شعر شهریار،نه‌تنها در مجامع رسمی،مثل‌ مجلس شورای اسلامی و مراکز مدنی،فرهنگی،حوزوی و دانشگاهی،بلکه‌ در مساجد،حسینیه‌ها،مجامع عرفانی و حتی کوچه و بازار هم مطرح شده‌ است.
آنچه مسلم و محقق است، اینکه هیچ شاعری از شاعران ایرانی‌ پس از مشروطیت،در زمان حیات خود به اندازه شهریار،زبانزد خاص و عام نشد.دیوان او اکنون به چاپ چهلم رسیده و نه تنها منتقدان ادبی و پژوهشگران صدها مقاله درباره او نوشته‌اند،بلکه ده‌ها پایان‌نامه دکترا و کارشناسی ارشد راجع‌به او زیر نظر استادان ادبیات تحریر و ده‌ها مجلس‌ بزرگ و پرشکوه بین‌المللی با شرکت عالی‌ترین مقامات رسمی مملکت برای‌ تجلیل از او در حیات و ممات او تشکیل شده است.زندگی و شعر او موضوع‌ سریال تلویزیونی قرار گرفته و از سیمای جمهوری اسلامی در زمان مناسبی‌ پخش شده است؛ بنابراین،نفس این محبوبیت او را به یک چهره ملی تبدیل‌ کرده است و به همین دلیل چند سال پیش در مجلس شورای اسلامی‌ پیشنهاد شد که به شهریار عنوان«شاعر ملی»داده شود و سرانجام هم‌ مجلس تصویب کرد که روز تولد شهریار در تقویم رسمی کشورمان به عنوان‌ «روز شعر و ادب»نام‌گذاری شود.
یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های ادبی شهریار آن است که وی اگرچه زاده تبریز بود و به زبان ترکی آذربایجانی نیز شاهکاری مسلم چون«حیدر بابایه‌ سلام» را ساخت،اما زبانی را که برای تمامیت هنر شعر خود و بلکه برای‌ تمامیت هویت فرهنگی، اجتماعی، ملی خود انتخاب کرد،زبان معیار پارسی‌ دری بود.به عبارت دیگر،با اینکه شهرت شهریار در حیات خود او از مرزهای‌ ایران فراتر رفته بود،بیشترین اشعار او به زبان پارسی و بیشترین مخاطبان او باشندگان درون مرزی بودند.
همه می‌دانیم که در زبان و ادبیات فارسی،از جهت کمی و کیفی،شعر بر نثر غالب است و ارکان ادبی پارسی، مانند فردوسی، مولوی، سعدی، حافظ و شاید در مرتبه بعد، ناصر خسرو،خاقانی و نظامی،حق بسیار بزرگی بر ماندگاری‌ زبان فارسی و تقویت هویت ملی ما دارند؛ اما حقیقت آن است که از جهت‌ تاریخی،پس از حافظ تا عصر مشروطیت،به استثنای عبد‌الرحمان جامی و صائب تبریزی،شاعر بزرگی که مقبولیت عام و محبوبیت عمومی پیدا کند،در ایران پیدا نشده است.پس از مشروطیت هم،اگر بخواهیم رعایت انصاف را بکنیم،باید بپذیریم که هیچ‌کدام از شاعران ایرانی،از بهار و نیما گرفته تا رهی‌ معیری و سهراب سپهری،چه رسد به شاملو و اخوان و فروغ،محبوبیت عام‌ در تمام اقشار و گروه‌های سنی و فرهنگی پیدا نکردند و این تنها«شهریار» بود که آوازه‌اش در اقصی نقاط کشور پیچید؛به طوری که واعظان در منابر وعظ،نقالان در قهوه‌خانه‌ها،درویشان در خانقاه‌ها،عاشقان جوان در خلوت، عالمان در جلوت و پیر و جوان در حال صحبت و محاوره عادی،شعرهای‌ شهریار را از بر می‌خواندند.
مفهوم شعر میهنی و ملی
حقیقت آن است که واژه «ملت»حتی«وطن»به مفهوم امروزین آن تا قبل از مشروطیت در ادبیات ما تأثیری چندان و کاربردی شایان نداشته است‌ و مفهوم ناسیونالیسم تنها پس از مشروطیت،از فرهنگ اروپایی به فرهنگ ما وارد شد.هرچند در تعریف سیاسی این مفهوم،اجماعی وجود ندارد،از منظر ما که اکنون به شعرهای ملی و میهنی شهریار می‌نگریم،مفهوم ملی و میهنی‌ بودن،عبارت است از خودآگاهی به هویت جمعی و وحدت‌نظر در آرمان‌های‌ عمومی و وفاداری و ایثار نسبت به هموطنان برای پاسداری از منافع و مصالح‌ عمومی که هم یک غریزه طبیعی است و هم منطق اجتماعی آن را تأیید می‌کند.
به رغم آنکه مفهوم ملت و وطن در ادبیات پیش از مشروطیت سابقه‌ای‌ به معنی امروزین کلمه ندارد،شعر فارسی پس از مشروطیت از مفاهیم‌ وطن‌خواهی و منافع ملی و مطالبی مانند«آزادی»،«استقلال»، «قانون» و پس از انقلاب 1357 با واژگانی مانند «اسلام»، «ایمان»،«ستم‌ستیزی»، «استعمارزدایی»، «شهادت» و «شهادت‌طلبی»سرشار شد.
محبوبیت شهریار در همه اقشار اجتماعی و فرهنگی ایران،این نکته را به‌ اثبات می‌رساند که شعر فارسی از کلیت و تمامیت جامعه ایرانی جدایی‌ناپذیر است.به عبارت دیگر،شعر،پدیده‌ای انسانی و اجتماعی است که به عنوان‌ میراث فرهنگی همه اقوام ایرانی،با تغذیه از قرن‌ها سابقه تمدنی و فرهنگی‌ به‌وجود می‌آید و شاعری که با باورها و اندیشه‌های عمومی ملت در تضاد باشد،به زودی به انزوا کشیده می‌شود و به عکس،شاعری که نماد واقعی‌ باورها،آرمان‌ها و بیم و امیدهای ملت باشد،بر سر زبان‌ها خواهد افتاد.شاید به‌ همین دلیل،موافقت صریح شهریار با انقلاب اسلامی و سرودن اشعاری در ستایش رهبران انقلاب،درخور فهم و توجه باشد؛به این معنی که شهریار، خود را زبان گویای ملت خود می‌داند و با شعر خویش،شعارهای عمومی ملت‌ را بازتاب می‌دهد.شهریار همچنین پس از حمله عراق به ایران،ایثارگری‌ها و شهادت‌طلبی‌های جوانان باایمان و غیرتمند ایرانی برای دفاع از میهن اسلامی‌ را با تصویرسازی عناصری چون غیرت،ایمان،اسلام،تشیع،عاشورا،حماسه، شرف و قداست ناموس وطن،در شعر خود بازتاب داد و شعر او به حقیقت، پژواک فریادهای همه ایرانیان در دفاع از این آب و خاک بود.این در حالی‌ است که بسیاری از حکیمان بزرگ و شاعران کلاسیک ما با مفهوم وطن و ملت،به معنی امروزین آن،ناآشنا بوده‌اند؛مثلا سعدی گفته است که«نتوان‌ مرد به سختی که من اینجا زادم»؛یا شهاب‌الدین سهروردی و عین‌القضات، مفهوم حب‌الوطن را رجوع به عالم علوی و مبدأ اصلی کرده‌اند و بعدها شیخ‌ بهایی گفته است:
گنج علـم ما ظــــــــــــهر مع ما بـطن/  گفــــت از ایــــــمان بود حـــب وطــــــن
‌ این وطن مصر و عراق و شام نیست‌/ این وطن شهری‌ست کان را نام نیست
در برابر مفاهیم عرفانی-که البته به جای خود معتبر است-بعضی‌ از جهان وطنان امروز هم اساس حب وطن را انکار کرده‌اند؛چنان‌که ایرج‌ میرزا گفته است:
صحبت دین و وطـــن یعنــــــی چه؟/ دین تو،مـــوطـــن من یعنـــی چه؟  
همه عالم،همه کس را وطن است‌/ همه جا موطن هر مرد و زن است
اما شهریار،همچون ادیب‌الممالک فراهانی،ملک الشعرای بهار،عشقی، عارف قزوینی،دهخدا،سید اشرف‌الدین،فرخی یزدی و لاهوتی،حب وطن را فراموش نکرد و الحق چنان‌که از اشعار او به خوبی پیداست،به سنت اسلاف‌ صالح خویش در ستایش از ایران و نازش به بزرگان آن،کوتاهی نکرد.
شعرهای وطنی شهریار
شهریار نه تنها یک مسلمان و شیعه دوستدار اهل‌بیت،بلکه در عین حال‌ یک ایرانی میهن‌دوست بود که با وفاداری و غیرتمندی،در حراست از همه مواریث فرهنگی ایران‌زمین می‌کوشید و خصال ایرانیان،از جمله حمیت و غیرت و عرق ملی آنان‌ را می‌ستود.شهریار محصول روزگار خود بود؛وی‌ نه تنها در شعر خود از گرامافون، رادیو، تلویزیون، سینما، راه‌آهن و هواپیما سخن می‌راند، بلکه از جای جای ایران، اعم از تهران، خراسان، نیشابور، شیراز، اصفهان و البته تبریز و ارومیه،یاد می‌کند.او همه بزرگان ادبی و علمی ایران از قبیل فردوسی،خیام،حافظ،سعدی،رودکی و نظامی،یاد کرده‌ و تاریخ ادبیات فارسی را طی منظومه‌ای بلند در قالب مثنوی به شعر درآورده‌ است.او همچنین بناهای باستانی ایرانی،مانند تخت جمشید‌ را موضوع سخن‌ قرار داده است.شعر شهریار،آینه تمام‌نمای وطن‌دوستی اوست.

shareاشتراک گذاری

نظرات شما