طبیبی که در غم یار تب کرد و شاعر شد!

به بهانه روز بزرگداشت استاد شهریار

طبیبی که در غم یار تب کرد و شاعر شد!

21 شهریور 1396 16:35

سید محمدحسین بهجت‌تبریزی متخلص به شهریار، شاعر پارسی‌گوی آذری‌زبان در سال 1285 هجری شمسی در شهر تبریز متولد شد. او در خانواده‌ای متدین، کریم‌الطبع و اهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز، فاضل وعارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود شده بود.

سید محمدحسین بهجت‌تبریزی متخلص به شهریار، شاعر پارسی‌گوی آذری‌زبان در سال 1285 هجری شمسی در شهر تبریز متولد شد. او در خانواده‌ای متدین، کریم‌الطبع و اهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز، فاضل وعارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود شده بود.
وی دوران کودکی را در طبیعت زیبای روستاهایی در دامنه کوه حیدربابا سپری کرد و خاطرات و شرح حال زندگی در میان مردم صمیمی و ساده دل روستا تا پایان عمر همیشه همراه او بود، چنانچه سال‌ها بعد در دوران میانسالی «حیدربابایه سلام» را که شناخته شده‌ترین مجموعه اوست؛ با یادآوری خاطرات زیبای کودکی و ایده گرفتن از محل زندگی دوران کودکی سرود. این کتاب به بیش از 80 زبان زنده دنیا ترجمه شده است.
شهریار دوران کودکی خود را درمیان روستاییان پاکدل آذربایجانی گذراند اما هنگامی که به تبریز آمد، مفتون این شهر جذاب، تاریخ ساز و ادیب‌پرور شد. دوران تحصیلات اولیه خود را در مدارس متحده، فیوضات و متوسطه تبریز گذراند و با قرائت و کتابت السنه ترکی، فارسی و عربی آشنا شد.
 محمدحسین در چهار سالگی اولین شعر خود را سرود و به این ترتیب اطرافیان را متعجب از نبوغ و استعداد و قریحه ذاتی خود کرد. برای اولین بار اشعار او زمانی که فقط 13 سال داشت در مجله ادب با تخلص «بهجت» به چاپ رسید.
او در 15 سالگی از روستا برای ادامه تحصیل به تهران رفت. سه سال در مدرسه دارالفنون تحصیل کرد، سپس برای ادامه تحصیل در پزشکی به مدرسه طب رفت. در همان دوران شیفته دختری در همسایگی شده و شیدایی عشق، او را از تحصیل باز داشت. بیشتر غزل‌های شهریار که عموم مردم می‌شناسند، مولود همین دوران عاشقی است؛ ماه سفر کرده، توشه سفر و پروانه در آتش از جمله آنهاست. به عقیده تعدادی از دوستانش، عشق نافرجام شهریار، نقطه عطفی در شعر‌گویی وی به شمار می‌رود. 
شهریار بعداً به تهران آمد و در دارالفـنون تهـران تا کـلاس آخر مـدرسه طب تحـصیل کرد و در چـند مریض‌خانه هـم مدارج اکسترنی و انترنی را گـذراند ولی د‌رسال آخر به عـلل عـشقی و ناراحـتی خیال و پیشامدهای دیگر از ادامه تحـصیل محروم شد.
هوشنگ طیار، شاگرد، دوست و همشهری شهریار از عشقی که نقطه عطف زندگی او و عاملی در روی آوردن شهریار به ادبیات است، سخن گفت.
او  گفت: زمانی که شهریار برای خواندن درس پزشکی به تهران آمد، همراه با مادرش در خیابان ناصرخسرو کوچه مروی یک اتاق اجاره می‌کند. آنجا عاشق دختر صاحبخانه می‌شود. صحبتی بین مادران آنها مطرح می‌شود و یک حالت نامزدی به‌وجود می‌آید. قرار می‌شود که شهریار بعد از اینکه دوره انترنی را گذراند و دکترای پزشکی را گرفت با دختر عروسی کند.
این شاعر و دوست شهریار تصریح کرد: شهریار رفته بود خارج از تهران تا دوره را بگذراند و وقتی برگشت، متوجه شد، پدر دختر او را به یک سرهنگ داده است و آنها با هم ازدواج کرده‌اند. شهریار دچار ناراحتی روحی شدیدی شده و حتی مدتی هم بستری می‌شود و در این دوران غزل‌های خوب شهریار سروده می‌شوند.
طیار با بیان اینکه آن دختر بر خلاف شایعات فامیل شهریار نبوده و «عزیزه خانم» همسر شهریار فامیل او بوده است، اظهار کرد: بهجت‌آباد سابق بر این تفرجگاه تهران بود و مثل امروز آپارتمان‌سازی نشده بود. این محل، جایی بود که بیشتر اوقات شهریار با دختر برای گردش آنجا می‌رفت. بعد از اینکه دختر ازدواج می‌کند، شهریار یک روز سیزده به‌در برای زنده کردن خاطرات آنجا می‌رود و دختر هم با شوهر و بچه آنجا می‌آیند. شهریار با دختر روبه‌رو می‌شود و این غزل را آنجا می‌سراید:
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم/ تو شدی مادر و من با همه پیری پسرم
او تعدادی از اشعارش را با صدای خود دکلمه کرده است که گاهی هنگام خواندن آنها بغض در گلو و احساسی بی وصف شنیده می‌شود و سبک خواندن، شنونده را منقلب می‌کند.
 به طور کلی، احساس مشخص‌ترین ویژگی شعر شهریار است، او در قالب‌های غزل، قصیده، مثنوی و قالب‌های دیگر شعر سروده است اما بیشترین شعرهای او در قالب غزل است. احساس، دلیل و الهام را می‌توان نقطه آغاز شعرهای شهریار دانست. زبان شعر او در عین سادگی، جذاب و زیباست. او پس از فوت مادر با قلبی دردمند شعری با عنوان «ای وای مادرم» در وصف مادر سرود. 
شهریار چه در طول زندگی و چه در شعرهایش از دین جدا نبود. خود را از اتفاقات اجتماعی و سیاسی اطرافش جدا نمی‌دانست و شاعری مسئول و متعهد بود. دین، عشق به خدا و شناخت او در بسیاری از غزل‌هایش مشهود است. علی‌ای همای رحمت از آن جمله است.
محمد‌حسین بهجت‌تبریزی متخلص به شهریار، 27 شهریور در 82 سالگی پس از طی یک دوره بیماری درگذشت و بنا بر وصیتش، در مقبره‌الشعرای تبریز در سرخاب به خاک سپرده شد. برای بزرگداشت این شاعر، روز وفات وی روز شعر و ادب پارسی نام‌گذاری شد.

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما