تداوم برجام بدون آمریکا دشوار است

بررسی امکان‌ها و سناریوهای پیش‌روی برجام در گفتگوی اختصاصی «روزان» با دکتر علی بیگدلی

تداوم برجام بدون آمریکا دشوار است

20 شهریور 1396 14:17

در سیاست برجامی وزارت خارجه صداهایی متفاوت وجود دارد

آرمان سلیمی: هر چه زمان بیشتری از انعقاد توافق هسته‌ای ایران با کشورهای 1+5 می‌گذرد، دغدغه‌ها و مسائل درباره  این معاهده نیز بیشتر می‌شود. به‌ویژه با نزدیک شدن به سومین مرحله از تایید تعهد ایران به برجام از سوی رئیس‌جمهور آمریکا در اکتبر سال جاری، گمانه‌زنی‌ها درباره  لغو این معاهده از سوی واشنگتن بیشتر شده است. در وضعیت جدید با تاکید محمد‌جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان، سناریوی امکان تداوم برجام بدون آمریکا بیش از گذشته مطرح شده است. مجموع این روند، بث‌های جدیدی را درباره  امکان تداوم حیات یا لغو برجام مطرح کرده که نگاه سیاستمداران و تحلیلگران را به شکلی جدی، به خود معطوف کرده است. در راستای بررسی دقیق همین موضوع، «روزان» مسائل اخیر به‌وجود آمده درباره  برجام را با دکتر علی بیگدلی، استاد دانشگاه بهشتی و کارشناس ارشد مسائل بین‌المللی، مورد بحث و گفتگو قرار داده است. بیگدلی بر این باور است که باید ایران تمام تلاش خود را برای باقی ماندن آمریکا در برجام انجام دهد و هر گونه مذاکره مجدد با آمریکا نسبت به این معاهده به هیچ وجه نباید انجام بگیرد. 
موضوع تایید تعهد ایران به برجام از سوی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری در اکتبر سال جاری موضوعی بسیار مهم نسبت به توافق هسته‌ای است. تا چه اندازه امکان عدم تایید تعهد ایران از سوی رئیس‌جمهوری آمریکا را محتمل می‌دانید؟
در ابتدا نسبت به موضوع سیاست خارجی دولت آمریکا با مدیریت دونالد ترامپ، باید به دو مسئله اشاره کرد. از یک‌سو او در اصول سیاست خارجی خود تا کنون راهبردی مشخص ندارد و به نوعی دچار سرگردانی است. از سوی دیگر، شخص ترامپ تنها تصمیم‌گیرنده عرصه نیست؛ بلکه بیشتر تصمیم‌گیری‌های ترامپ تحت تاثیر کنش‌ها و تصمیمات کمیته سیاست خارجی مجلس سناست. برای نمونه ترامپ در مقام یک شخص علاقه چندانی به تشدید تنش‌ها با ایران و روسیه نداشت اما افرادی که در کنگره سیاست خارجی آمریکا حضور دارند، بسیار متعصب بوده و اسلام و کمونیسم را همچون تهدیدی جدی برای آمریکا تقلی می‌کنند. این کمیته نوعی بیگانه‌ستیزی را در اساس خود پیگیری می‌کند. علاوه بر این، باید به این امر نیز توجه داشت که ترامپ به‌شدت تحت تاثیر لابی‌های اسرائیلی است. در مجموع، از این جهات می‌توان فشارهای وارده بر ترامپ را مورد بازشناخت قرار داد که تاثیر عمیق نیز بر نوع کنش و تصمیم‌گیری او خواهند داشت. ترامپ در کل در تلاش است تا به نوعی آمریکا را از زیر بار سنگین برجام خارج کند.
حال فرض را بر این بگیریم آمریکا از زیر بار برجام خارج شد؛ در این مرحله می‌باید چه اقدامی انجام دهد. در شرایطی که تاریخ نشان داده تحریم‌ها پاسخگو نیستند و در نتیجه بهار عربی برای اروپا و آمریکا اثبات شد که راهبرد تغییر رژیم‌ها پاسخگو نیستند؛ یعنی آنها برای براندازی برنامه دارند اما برای جایگزینی هیچ برنامه‌ای ندارند، منجر شده که حتی نسبت به تغییر رژیم در سوریه نیز تا حدودی تجدیدنظر کنند؛ بنابراین، به نظر می‌رسد که ترامپ چنین اقدامی را انجام ندهد؛ یعنی تعهد ایران به برجام را تایید می‌کند. در این میان، تنها حالت ممکن این است که فشارها به اندازه‌ای اعمال شوند که او ناچار شود این اقدام را انجام دهد.  در همین راستا، شاهد هستیم که نیکی هیلی، سفیر آمریکا در سازمان ملل نیز از مواضع ضد ایرانی و برجامی خود، تا حدودی عقب‌نشینی کرده است؛ زیرا در شرایط کنونی واشنگتن قصد ندارد دریچه‌ای جدید از بحران را پیش‌روی خود قرار دهد. بحران کره شمالی، بحران سوریه، تنش روابط با روسیه و مشکلات داخلی از جمله بحران‌هایی هستند که اتخاذ راهبرد سیاسی را برای آمریکایی‌ها و دولت ترامپ دشوار کرده است. در نتیجه اکنون به نظر‌ می‌رسد قاعدتا و بر اساس ضوابط  علم سیاست نباید بحرانی جدید پیش روی دولت ترامپ قرار بگیرد. علاوه بر این، در مدت اخیر اقدامات نیکی هیلی برای کسب بی‌اعتمادی نسبت به برجام و فعالیت‌های تهران در جریان سفر به وین و دیدار با آمانو نتیجه چندانی نداشت. در نتیجه در حال حاضر آمریکا ابزار یا زمینه‌های مناسبی را برای لغو برجام و عدم تایید تعهد تهران نسبت به این معاهده بین‌المللی در اختیار ندارد. در مجموع می‌توان گفت که شرایط کنونی زمان مناسبی برای لغو برجام نیست، مگر اینکه شرایط غیرعادی دیگری اتفاق بیفتد.
اگر فرض را بر آن بگذاریم که ایالات متحده آمریکا به شکل یکطرفه از برجام خارج خواهد شد، این اقدام چه نتایج و پیامدهایی را برای این کشور در پی خواهد داشت؟
اساسا باید به این مسئله توجه داشت که برجام یک قرارداد نیست، بلکه تعهدی دو‌جانبه است که باراک اوباما، رئیس‌جمهوری پیشین آمریکا آن را پذیرفته است؛ بنابراین،  از نظر حقوقی و قانونی این معاهده هیچ الزام، مسئولیت و عواقبی را برای دونالد ترامپ به عنوان رئیس‌جمهوری بعد از اوباما در پی ندارد. با تمام این تفاسیر خروج واشنگتن از برجام از نظر وجهه بین‌المللی هزینه‌ای بسیار گزاف را بر این کشور تحمیل خواهد کرد. با عنایت به این موضوع که برجام در صورت برداشته شدن هیچ مسئولیتی را برای آمریکا ایجاد نخواهد کرد، می‌توانیم به برخی نتایج و پیامدهای آن این‌گونه اشاره داشته باشیم. 
اولا، در صورت وقوع این امر شکاف میان آمریکا و اتحادیه اروپا که در چند ماه اخیر شکل گرفته، بیش از پیش تشدید خواهد شد.  در شرایط کنونی آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان و امانوئل مکرون،  رئیس‌جمهوری فرانسه نیز نزدیکی زیادی را به هم دارند و حتی بسیار تلاش می‌کنند که استقلال اتحادیه اروپا را در برابر آمریکا حفظ کنند و آنها بی‌رغبت نیستند که از ناتو نیز اندکی فاصله بگیرند. در همین زمینه، می‌توان به گفته‌های دو سال قبل فرانسوا اولان، رئیس‌جمهور وقت فرانسه اشاره که عنوان کرد: «درصورتی که لازم باشد، حتی حاضر هستیم که ناتوی اروپایی ایجاد کنیم.» بنابراین، از نظر پرستیژ، فاصله گرفتن آمریکا از اتحادیه اروپا، به دلیل خروج از برجام را می‌توان همچون شکستی برای این کشور قلمداد کرد و کشورهای روسیه و چین نیز از این امر بسیار خشنود و خرسند خواهند شد. چنانچه شاهد هستیم مقامات سیاسی چین و اتحادیه ارپا از افزایش مبادلات و سرمایه‌گذاری با یکدیگر استقبال کرده‌اند. 
ثانیا، آمریکایی‌ها به این اقناع باید برسند یا رسیده‌اند که همانند دهه‌های 1970 و 1980 دیگر نمی‌توانند در مقام قدرت یکه‌تاز عمل کنند. در نتیجه ضروری است که در مسائل بین‌المللی  هماهنگی بیشتری با سایر قدرت‌ها داشته باشند. 
جناب دکتر بیگدلی یکی از سناریوهایی که اخیرا بسیار مورد توجه قرار گرفته و از آن در محافل مختلف بحث می‌شود و حتی جناب دکتر محمد‌جواد ظریف، وزیر امور خارجه کشورمان نیز بر آن تاکید کرده‌اند، در ارتباط با امکان تداوم برجام بدون حضور آمریکاست. آیا اساسا چنین سناریویی ممکن است؟ آیا نمی‌توان برجام را از اساس توافقی میان تهران با واشنگتن با مشارکت دیگر قدرت‌های فرامنطقه‌ای دانست؟
در پاسخ به این پرسش  می‌توان اظهار کرد که نوعی از هم‌گسیختگی در سیاست خارجی کشورمان وجود دارد. بدین معنی که تنها نهاد وزارت خارجه تصمیم‌گیرنده نیست و برخی دیگر از نهادها نیز گاهی به صورت مستقل عمل می‌کنند. در برخی اوقات این مسئله طرح می‌شود اگر آنها از برجام خارج شوند ما نیز خارج می‌شویم؛ در برخی دیگر اظهارات عنوان می‌شود ما چند ساعته به وضعیت قبل از برجام بر خواهیم گشت و در برخی دیگر این موضوع طرح می‌شود که حالا بدون آمریکا نیز ما با اروپا و کشورهای روسیه و چین، برجام را ادامه خواهیم داد. با تمام این تفاسیر آنچه در تحلیل گفته‌های ظریف و دیگر مقامات وزارت خارجه کشورمان می‌توان به آن اشاره کرد این است که آنها به این نتیجه رسیده اند که نباید آمریکا را بیش از حد بزرگ کرد، بنابراین باید تلاش کرد که مناسبات با اروپا را بیش از پیش گسترش داد و فاصله آمریکا را با این اتحادیه بیشتر کرد. اکنون این مسئله مطرح است که اگر آمریکا از برجام خارج شود، اتحادیه اروپا نیز از آن خارج خواهد شد؟ در این ارتباط بر این باور هستم که تبعیت اتحادیه اروپا از واشنگتن بسیار بعید است. در همین زمینه، اکنون سیاستمداران کشورمان بر این باور هستند که باید از آمریکا دورتر شد و اساسابازار اقتصاد ایران را باید با اتحادیه اروپا جوش داد اما بر این باور هستم که این تفکر بسیار اشتباه است؛ زیرا تا‌کنون بسیاری از بخش‌های صنعت و سرمایه‌گذاری کشورهای اروپایی به ویژه در حوزه صنایع دیجیتالی، هنوز در انحصار آمریکا بوده و اروپا در بسیار از امور نمی‌تواند از خود کنش مستقلانه داشته باشد؛ بنابراین، بر این باور هستم که باید مناسبات با واشنگتن را باید بسیار جدی‌تر پیگیری کنیم؛ زیرا اساسا ما با اتحادیه اروپا چنان اختلافی نداشته و نداریم. هر چند کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا از دیر باز مناسبات حسنه‌ای با کشورمان داشته‌اند اما باید توجه داشت که قدرت آن هنوز در حدو اندازه آمریکا نیست، لذا باید توجه داشت که حفظ برجام با تمرکز بر مناسبات با کشورهای اروپایی اندکی دشوار است.
یعنی بر این باور هستید که تداوم برجام بدون حضور آمریکا ممکن نخواهد بود؟
نه به هیچ عنوان نمی‌گویم ممکن نیست. آنچه می‌خواهم بگویم این است که بخش عمده تحریم‌ها متعلق به آمریکا و از سوی این کشور بوده است. در اساس چهار مرحله تحریم بر این اعمال شده است. اولین تحریم‌ها از سوی دولت آمریکا، دومین تحریم‌ها از سوی شورای امنیت سازمان ملل، سومین تحریم‌ها از سوی اتحادیه اروپا و چهارمین تحریم‌ها از سوی شخص رئیس‌جمهوری آمریکا بوده است. در مجموع این تحریم‌ها شاهد هستیم که سه مورد از آنها از سوی آمریکا و اتحادیه اروپا بوده  است؛ بنابراین استدلال من این است که بدون حضور آمریکا در برجام تداوم مناسبات این معاهده ممکن است اما با توجه به پیچیدگی‌های موجود که به آن اشاره شد، برجام نمی‌تواند به طور کامل و دقیق اجرایی شود. ما اگر با آمریکا بر سر برجام به توافق نرسیم مقصر ما خواهیم بود که نتوانستیم به توافق دست پیدا کنیم. شاید این پرسش مطرح شود که دلیل این امر چیست؟ دلیل آن است که ما بسیار نقش خود را در منطقه گسترش داده‌ایم. این امر علاوه بر تحمیل هزینه‌های مالی، اعتباری و حیثیتی، موجب خصومت هرچه بیشتر آمریکا با کشورمان شده است؛ بنابراین، اگر مقداری در تحولات منطقه‌ای محتاطانه‌تر کنش داشته باشم، می‌توانیم به مراد خود یعنی تداوم برجام با حضور تمامی جناح‌ها دست پیدا کنیم.
موضوع دیگری که می‌تواند درباره  همین بحث مطرح شود این است که تا‌کنون هیچ مقام سیاسی دولت ترامپ خواهان لغو کامل برجام نبوده، بلکه آنها معتقدند این معاهده باید مجددا مورد بازبینی قرار گیرد. در این شرایط اگر چنین اتفاقی رخ بدهد و واشنگتن از ایران بخواهد که مجددا پای میز مذاکره حاضر شود، آیا ما باید مجددا با آمریکا مذاکره داشته باشیم یا خیر؟
 خیر، به هیچ‌وجه ممکن نباید این اقدام را انجام دهیم. برجام به گونه‌ای نتظیم شده که با تغییر بک بند تمامی اصول آن فرو خواهد ریخت؛ لذا به هیچ عنوان نباید چنین اجازه‌ای را بدهیم. بازبینی  یا تجدیدنظر در برجام در ابتدا به ضرر کامل ماست و سپس باید تلاش کنیم معاهده را به شکل فعلی نگه داریم.  اساسا برجام محصول یک توافق کوتاه‌مدت نیست، بلکه در نتیجه دو یا سه سال مذاکره و با رغبت کامل دولت آمریکاست که این توافق حاصل شده است. در نتیجه، به هیچ نباید به سناریوی مذاکره مجدد بر سر برجام تن داد. این سازش اساسا به ضرر ماست و کلبه‌ای را که با زحمت ساخته‌ایم، می‌تواند ویران کند.
طرح اخیر جان بولتون در ارتباط با تایید بدعهدی تهران به روح برجام از طریق تجسس در اقدامات ایران در سطح جهانی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
در ابتدا باید اشاره کرد که این طرح اساسا رد و مقرر شد که بولتون دیگر در مسائل سیاست خارجی آمریکا دخالت نکند. طرح بولتون بسیار ایدئالیستی بود و از سوی وزارت خارجه آمریکا با اندک توجهی نیز مواجه نشد. مسئول وزارت خارجه آمریکا یعنی رکس تیلرسون، بسیار منطقی با مقولات مواجه می‌شود. او شخصی دنیادیده و با تجریه‌ است، در نتیجه او علاقه‌مند نیست که ضدیت‌ها و تنش‌ها را با تهران بیش از پیش افزایش دهد. در مجموع، می‌توان اظهار کرد که در بیرون از محدوده کاخ سفید فضا کاملا به نفع تهران بوده و بر این باور هستم در مقطع کنونی، برجام از سوی آمریکا لغو نخواهد شد.آمریکا در داخل آن‌قدر با مشکلات و معضلات آزاردهنده مواجه است که مجال گشودن عرصه‌ای جدید از بحران را ندارد. به‌ویژه توفان اخیر آمریکا، بحران کره شمالی و در مرحله بعدی چین و روسیه، بحران‌ها و مسائلی هستند که پیش‌روی دولت آمریکا قرار دارد، لذا آنها به‌نظر می‌رسد حداقل در شرایط فعلی باب جدیدی از بحران را نمی‌خواهند پیش‌روی خود بگشایند. با وجود این، فضار لابی‌های اسرائیلی و عربستانی در آمریکا، مقداری بر فشار دولت وارد کرده که موضوع برجام را بیشتر جدی تلقی کند. 
در مقام واپسین پرسش، گفته‌های روز شنبه هفته جاری علی‌اکبر صالحی در اروپا را در این ارتباط که ایران نه‌تنها در چند روز بلکه در چند ساعت می‌تواند برنامه هسته‌ای خود را به شرایط قبل از برجام برگرداند و خروج آمریکا از برجام موجب رقابت تسلیحاتی هسته‌ای در منطقه خواهد شد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
گفته‌های علی‌اکبر صالحی را می‌توان بسیار سیاستمدارانه و مدبرانه ارزیابی کرد. از یک‌سو، صالحی به طور آشکار آمریکا را تهدید می‌کند که در صورت لغو برجام، ما چند‌ساعته وضعیت را به شرایط سابق باز می‌گردانیم و از سوی دیگر، اگر ما جبران کنیم و مجددا فعالیت‌های هسته‌ای خود را حتی در شرایطی پیشرفته‌تر پی بگیریم، در این شرایط دیگر کشورهای منطقه همانند ترکیه، عربستان و مصر نیز چنین اقدامی را انجام خواهند داد. این موضوع به‌طور حتم به ضرر آمریکا خواهد بود؛ زیرا منطقه وارد نوعی فضای رقابت تسلیحاتی هسته‌ای خواهد شد.

 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما