باید ریشه اختلافات درباره «رجل سیاسی» را حل کرد

نعمت احمدی در گفتگو با «روزان»:

باید ریشه اختلافات درباره «رجل سیاسی» را حل کرد

20 شهریور 1396 14:17

نعمت احمدی، حقوق‌دان و وکیل پایه یک دادگستری در گفتگویی با «روزان» به نقد و تحلیل مسئله رجل سیاسی و حضور زنان در عرصه قدرت و سیاست می‌پردازد. مسئله‌ای که اخیرا بعد از مصاحبه‌های چندین و چند باره اعضای شورای نگهبان در نهایت به آنجایی ختم شد که نجات‌الله ابراهیمیان یکی از اعضای حقوق‌دان شورای نگهبان در خصوص آن اعلام کند که «در حال حاضر پذیرش خانم‌ها به عنوان رجل سیاسی شاید یک مقدار مشکل باشد. » احمدی در این رابطه به ما می‌گوید که « بیش از اینکه چنین سوالی مطرح باشد که آیا زن می‌تواند مدیر باشد این سوال و اختلاف وجود دارد که آیا زن می‌تواند ولایت داشته باشد یا خیر و تا زمانی که این مسئله حل نشود، اختلافات درباره رجل سیاسی ادامه دارد. »

گروه سیاسی- نعمت احمدی، حقوق‌دان و وکیل پایه یک دادگستری در گفتگویی با «روزان» به نقد و تحلیل مسئله رجل سیاسی و حضور زنان در عرصه قدرت و سیاست می‌پردازد. مسئله‌ای که اخیرا بعد از مصاحبه‌های چندین و چند باره اعضای شورای نگهبان در نهایت به آنجایی ختم شد که نجات‌الله ابراهیمیان یکی از اعضای حقوق‌دان شورای نگهبان در خصوص آن اعلام کند که «در حال حاضر پذیرش خانم‌ها به عنوان رجل سیاسی شاید یک مقدار مشکل باشد. » احمدی در این رابطه به ما می‌گوید که « بیش از اینکه چنین سوالی مطرح باشد که آیا زن می‌تواند مدیر باشد این سوال و اختلاف وجود دارد که آیا زن می‌تواند ولایت داشته باشد یا خیر و تا زمانی که این مسئله حل نشود، اختلافات درباره رجل سیاسی ادامه دارد. »
مسئله اختلافات و مناقشات بر سر رجل سیاسی نشات گرفته از چه چیزی است؟
از زمانی که قانون اساسی جمهوری اسلامی‌به این اصل مهم و اساسی رسید که بخواهد تعریفی از مقام و شخص رئیس جمهوری و کسانی که صلاحیت و توانایی پذیرش این منصب را در نظام جمهوری اسلامی‌دارند، مطرح کند بحث رجل سیاسی پیش آمد. در واقع این بحث اشاره به آن دارد که چه کسانی با چه شاخصه‌ها و توانایی‌ها و مشخصاتی می‌توانند به عنوان رئیس جمهوری انتخاب شوند، منتها در همان زمان سوالات و ابهاماتی درباره تعریف رجل سیاسی مطرح شد که هنوز این ابهامات به قوت خود باقی است و کسی نیامده که این مسئله را یک بار برای همیشه روشن و شفاف کند. متاسفانه این اتفاق می‌توانست در همان روزهای ابتدایی تدوین و نگارش قانون اساسی رخ بدهد و بحث رجل سیاسی اصلا تا امروز ادامه پیدا نکند. ظاهرا و طبق گفته‌هایی که تاکنون مطرح شده در همان نوبت نیز برخی از اعضای تدوین قانون اساسی این ابهامات را مطرح کردند و در همان نوبت قرار شد که در جلسه‌ای اعضای به رفع این ابهامات بپردازند ولی در آخر نتیجه آن شد که آنان صرفا با تعریف یک سری کلیات به راحتی از کنار این مسئله گذشتند تا همچنان مشخص نباشد که مفهوم رجل سیاسی دقیقا به چه گروه و افرادی اطلاق شده و مهم‌تر آنکه آیا مبحث رجل سیاسی صرفا یک موضوع جنسیتی است یا تعریفی فراتر از این مسئله دارد. 
قانون اساسی چه ظرفیتی برای حل این مسئله در نظر گرفته است؟
قبل از آنکه بخواهیم به این مسئله بپردازیم که قانون چقدر در‌خصوص رجل سیاسی و امکان حضور زنان در عرصه قدرت صحبت کرده است من لازم می‌دانم به یک نکته مهم اشاره کنم و آن هم اینکه مشکل و اختلاف بر سر مبحث رجل سیاسی منحصر به آن نمی‌شود که آیا یک زن می‌تواند در عرصه دانش و تجربه به چنان جایگاه توانمند و قدرتمندی برای اداره یک مجموعه یا مدیریت کلان دست پیدا کند یا نکند بلکه من فکر می‌کنم که این مسئله مربوط به آن می‌شود که ما با مشکل مهم‌تری در این خصوص مواجه هستیم و آن بحث ولایت زن است. در واقع بیش از اینکه چنین سوالی مطرح باشد که آیا زن می‌تواند مدیر باشد این سوال و اختلاف وجود دارد که آیا زن می‌تواند ولایت داشته باشد یا خیر. 
فکر می‌کنید مانع اصلی حل این مسئله چیست؟
در خصوص این موضوع بحث‌های زیادی مطرح شده است ولی من در این خصوص شما را به برخی اتفاقات و نمونه‌های داخل کشور ارجاع می‌دهم. طبق قانون در برخی موارد ما این مسئله را داریم که شهادت یک زن با شهادت یک مرد برابر نیست و ادله کافی محسوب نمی‌شود و لذا برای رفع این مسئله دو زن باید شهادت بدهند. همین طور ما این مسئله را داریم که یک زن نمی‌تواند امر قضاوت را برعهده بگیرد و قاضی شود. آن هم در شرایطی که ماهیت قاضی از ولایت سطح نازل‌تری دارد. بنابراین مشخص است که در این مسئله مشکلات زیادی وجود دارد و دوستان محترم در شورای نگهبان با چنین موانعی رو به رو هستند که نمی‌توانند در خصوص رجل سیاسی به یک نتیجه مشخص و شفافی برسند چراکه هنوز بحث ولایت زن حل نشده است. 
شما چه پیشنهاد و راهکاری را برای حل این موضوع توصیه می‌کنید؟
من به عنوان یک حقوق‌دان فکر می‌کنم طرح برخی جنجال‌ها و حاشیه‌ها و حساسیت‌های بیش از اندازه نه تنها مسئله را حل نمی‌کند بلکه باعث دامن زدن به مشکلات می‌شود. از نظر من زنان توانایی بالایی در سطح مدیریتی و تخصصی دارند و در عرصه‌های مختلف داخلی و خارجی و سطح‌های مختلف این مسئله را نشان داده‌اند که آنان بیش از مردان در قید قوانین و مقررات هستند. شاید برای حل این مسئله بهتر باشد که ما مسئله مدیریت را خیلی حساس جلوه ندهیم یا آن را خیلی درگیر امور فقهی نکنیم چراکه اساسا مدیریت زنان در یک مجموعه سازمان یافته که قوانین مشخص داخلی و همچنین الزام به تبعیت از قانون اساسی برای آنان تعریف شده است خیلی نمی‌توان حساسیت‌زا باشد. بنابراین یکی از راه حل‌ها می‌تواند این باشد که نوعی تفکیک در این مسئله قائل شویم یا در صورت تمایل بزرگان و صاحب نظران یک بار برای همیشه مسئله ولایت زنان برطر‌ف شود. 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما