در جستجوی مفهوم گمشده عدالت

گفتگوی «روزان» با نرگس نیک‌سیرت؛ بازیگر نمایش «عروسان»؛

در جستجوی مفهوم گمشده عدالت

19 شهریور 1396 13:46

انتقام، موضوعی است که توجه بدان اهمیت بسیاری دارد، چه اینکه مجراهای قانونی گاه این حق را برای آنان‌که ولی‌دم محسوب می‌شوند، قائل می‌شود. با این همه در سالیان اخیر شاهد بودیم که اهالی فرهنگ و هنر از همه توان خود برای اشاعه فرهنگ بخشش و عفو استفاده کرد‌ه‌اند

گروه فرهنگ و هنر ـ انتقام، موضوعی است که توجه بدان اهمیت بسیاری دارد، چه اینکه مجراهای قانونی گاه این حق را برای آنان‌که ولی‌دم محسوب می‌شوند، قائل می‌شود. با این همه در سالیان اخیر شاهد بودیم که اهالی فرهنگ و هنر از همه توان خود برای اشاعه فرهنگ بخشش و عفو استفاده کرد‌ه‌اند. در همین راستا نمایش «عروسان» را باید حرکتی در همین راستا دید. این اثر که نمایشی براساس رمان «شهر همنوازان سپید»، نوشته‌ بختیار علی است و به کارگردانی آرش سنجابی در سالن استاد انتظامیِ خانه هنرمندان میزبان دوستداران نمایش است. در این اثر بازیگرانی همچون نرگس نیک‌سیرت، نازنین بابایى، بورژین عبدالرزاقى، فریما حبشى‌زاده و... به ایفای نقش می‌پردازند.
نمایش«عروسان»رابطه نزدیکی با دنیای امروز دارد و سعی دارد در پیوندی نزدیک با مسائل و مفاهیم اجتماعی امروز قدم بردارد. این اتفاق حتی از لباس‌های بازیگران نیز نمایان است و در نهایت تصویری نزدیک و ملموس و باورپذیر از فضای قصه ایجاد می‌کند. نوع استفاده از موسیقی نیز در این نمایش بسیار جالب‌توجه است؛ اولین‌بار به‌همراه پرفورمنس و شبیه به یک کنسرت و دومین‌بار همانند یک گروه سرود توسط بازیگران. همچنین استفاده از دیالوگ‌های موازی در برخی مواقع؛ عدم نتیجه‌گیری از روایت داستانی، عدم‌تعریف کامل از برخی نقش‌های روی صحنه و... از جمله تمهیدات مدرن و پیشرویی است که در این نمایش عرضه شده است.
نرگس نیک‌سیرت، یکی از بازیگران این نمایش است که توانسته بازی گیرا و تاثیرگذاری ارائه کند. او حضوری پیگیرانه و موفق روی صحنه‌های تئاتر داشته و تاکنون در آثار ارزشمندی همچون «مانوس»، «خواب‌های دنباله‌دار»، «قفس طلایی» به عنوان بازیگر و مدیر صحنه حضور داشته است. بازی خوب او در نمایش «عروسان» که به‌خوبی در مسیر قصه و روایت قرارگرفته، توانسته است به باورپذیری آدم‌های نمایش و ایجاد تصویری عینی و ملموس از مضامین مطرح‌شده در متن یاری رساند. به‌همین بهانه به گفتگو با این بازیگر جوان نشستیم که در ادامه می‌خوانید.
* به‌عنوان سوال نخست، از نمایش «عروسان» بگویید تا مخاطبان تصویر نزدیک‌تری از این اثر به‌دست آورند.
عروسان در زبان کردی به معنای عروسک است. در «عروسان» صحبت از عروسکی می‌شود که لحظه کشته شدن دختر پنج ساله‌ای به دست سامر بابلی (که نمایش، دادگاه خودخواسته این شخص را به تصویر می‌کشد) هنوز در دست دختربچه بوده و پدرش برای انتقام در دادگاه شرکت می‌کند. بدیهی است که کشتن یک دختربچه فاجعه عمیق و نابخشودنی است و هرکسی با هر نگاهی آن را محکوم می‌کند، اما به‌راستی آیا انتقام از قاتل دردی از پدر داغ‌دیده و دردهای اجتماعی که چنین فضایعی در درون آن صورت می‌گیرد، دوا می‌کند؟ آیا به‌راستی با کشتن او، عدالت برقرار می‌شود؟ عروسان روایت عدم‌امکان برقراری عدالت توسط ما انسان‌هاست.
* اگر بخواهیم غایت و هدفی برای این اثر درنظر بگیریم، این نمایش را واجد چه هدفی می‌دانید؟
«عروسان» سعی دارد به دل مفاهیم و مضامین جامعه و دردهایش وارد شود. این نمایش بیانگر مشکلات واقعی این دنیاست، دنیایی به نام انتقام؛ بخشیدن یا انتقام گرفتن. دنیایی که در آن شاهد چنین بن‌بست‌هایی اخلاقی هستیم که تصمیم درست گرفتن گاهی بسیار دشوار می‌شود. من فکر می‌کنم مخاطب اگر با دیدن نمایش «عروسان»، برای لحظه‌ای حتی فکر کند که واقعا اگر در جایگاه قضاوت برای قصاص یا تبرئه کسی که به او آسیب‌زده است، قرار گیرد، چه تصمیمی می‌گیرد و چه تصمیمی می‌تواند علی‌رغم میلش درست باشد، این نمایش به هدف و غایت خود رسیده است. البته موضوع دیگری که در این نمایش به خود من تلنگر زد، این بود که افرادی مثل چگوآرا یا فیدل کاسترو که در طول تاریخ به‌زعم خیلی‌ها قهرمان هستند، از نظر آدم‌هایی دیگر جنایتکار دانسته می‌شوند و این در مورد تمام مبارزان تاریخ به نظر من مصداق پیدا می‌کند و برای خود من موضوع قابل‌تعمقی بود.
* با توجه با سابقه تئاتری‌تان، چطور شد که بازی کوتاه در این نمایش را پذیرفتید؟
برای من هیچ‌گاه اندازه متن و زمان حضورم در نمایش مهم نبوده است، اول اینکه چقدر نقش در نمایش کلیدی و تاثیرگذار است و سپس اینکه چقدر کاراکترم و نقشی را که روی صحنه ایفا می‌کنم، دوست دارم. شهناز، معشوقه سامر بابلی و البته کسی است که عاشق آن جنایتکار است که حالا از گذشته‌اش نادم و پشیمان است و می‌خواهد هرطوری شده از بار و ننگ گناهانش پاک شود. شهناز عاشق بوی پرتقال و بوی مرگ است، سامر هر دو بو را باهم دارد و این باعث شیفتگی شهناز نسبت به  سامره می‌شود. کاراکتر او برایم بسیار جالب بود، این نمایشنامه اقتباسی از رمان «شهر همنوازان سپید» نوشته نویسنده کرد؛ بختیار علی و کلیت متن و قصه‌ای که روایت می‌شود، برایم خیلی جالب و جذاب بود. کسانی که این رمان را خواندند، می‌گفتند بهترین انتخاب برای این نقش هستم و خیلی به خودم شباهت دارد. این موضوع بیشتر برای بازی این نقش ترغیبم کرد و وقتی به ویژگی‌های روحی و روانی نقش رسیدم، به‌راستی تجربه‌ای دلپذیر و خوشایند برایم بوده و هست.
* به نظر شما این‌گونه تئاترها که جنبه روایی یک داستان قدیمی را دارند، آیا می‌توانند در جذب مخاطب مدرن امروزی موفق باشند؟
من معتقدم که داستان انتقام و بخشش چیزی نیست که قدیمی شود؛ همیشه با آن روبه‌رو هستیم، شاید به این شکل جدی که کسی کورمان کند یا انگشتان‌مان را قطع کند، بدان برنخوریم، ولی تخیل اینکه در این موقعیت قرار بگیریم، شاید برای تصمیم‌گیری در موقعیت‌های سطحی‌تر کمک‌کننده باشد، شاید هم نه. ولی به هر حال همون‌طور که گفتم، نمایش در دو زمینه می‌تواند تلنگری باشد برای قضاوت مخاطب در رابطه با موضوع انتقام و بخشش و قضاوت در مورد قهرمانان تاریخ.
* نمایش «عروسان» را  به چه کسانی پیشنهاد می‌کنید؟
نمایش «عروسان» از وجوه مختلفی می‌تواند سلایق گوناگون را به خود جلب و جذب کند. این کار را به کسانی که دوست دارند کاری متفاوت ببینند، پیشنهاد می‌کنم. با این همه به عنوان یکی از کسانی که در این نمایش حضور دارد، درباره آن قضاوت نمی‌کنم و دوست دارم مخاطب خودش با آن مواجه شود. شاید برخی با این نظر من موافق نباشند؛ اما من بر این عقیده‌ام که هنر یه امر سلیقه‌ای است و نمایش هم از این قاعده مستثنا نیست. اگر بخواهم بدون قضاوت و بدون اینکه فضای اثر را برای مخاطب لو بدهم، می‌توانم بگویم نمایش «عروسان» یک کار متفاوت است که در پیوندی نزدیک با مسائل و مصائب امروز قراردارد.
* به‌عنوان حرف آخر اگر مطلبی هست، بفرمایید!
کاش ما و همه مردم بیش از این عادت به رفتن تئاتر داشته باشیم. حرف اول و آخر اینکه تئاتر ببینیم.

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما