نقد نمایش «برف سرخ» به کارگردانی شقایق فتحی

نقد نمایش «برف سرخ» به کارگردانی شقایق فتحی

15 شهریور 1396 14:48

«برف سرخ» حکایت تراژیکی بازیگران و بازی‌سازان نمایش است. افرادی که سال‌های عمر گران بار خود را صرف نوشتن و کارگردانی و بازی و بازی‌سازی و نمایش و تئاتر و تعزیه ونقالی و... کرده‌اند تا فرهنگ و هنر این مرزوبوم را زنده و پویا نگه‌داشته و از آماج تیرهای فرهنگ‌های بیگانه در امان بدارند و آن را سالم به دست نسل آینده بسپارند.

سید‌علی تدین‌صدوقی
منتقد
«برف سرخ» حکایت تراژیکی بازیگران و بازی‌سازان نمایش است. افرادی که سال‌های عمر گران بار خود را صرف نوشتن و کارگردانی و بازی و بازی‌سازی و نمایش و تئاتر و تعزیه ونقالی و... کرده‌اند تا فرهنگ و هنر این مرزوبوم را زنده و پویا نگه‌داشته و از آماج تیرهای فرهنگ‌های بیگانه در امان بدارند و آن را سالم به دست نسل آینده بسپارند. این افراد که سفیران فرهنگ و هنر ایرانی در بین نسل‌ها هستند با عشق تمام عمر خود را مصروف این کار ارزنده و سخت و طاقت‌فرسا و کم‌درآمد کرده‌اند و با همه کم‌وزیاد آن ساخته‌اند زیاد، که البته چه عرض کنم... با همه ناملایمتی‌ها و بی‌‌مهری‌های آن سرکرده‌اند و باز با عشق به کار خود و به رسالت خود ادامه داده‌اند؛ که هیچ‌چیز این فداکاری را بر‌نمی‌تابد جز عشق .
برف سرخ حکایت همه این آدم‌هاست. زن‌وشوهری که کارشان نمایش و تئاتر است به انبار قدیمی یکی از پاساژهای لاله‌زار آمده‌اند، انباری که شاید سال‌هاست کسی در آن را باز نکرده. آنها می‌خواهند چند دست لباس نمایش برای اینکه به عروسی دخترشان در کانادا بروند بردارند. می‌خواهند در عروسی دخترشان یک نمایش سنتی اجرا کنند. آن پاساژ که حالا در مالکیت فردی به نام مستوفی است در این ایام که نزدیک به عید و سال‌تحویل است تقریباً خالی است. همه کاسب‌ها تعطیل کرده‌اند و رفته‌اند. مستوفی که خودش کار داشته به پاساژ آمده و همزمان در انبار قدیمی را برای زن و شوهر بازکرده تا آنها آنچه می‌خواهند بردارند. او پس از اتمام کارش یادش رفته که اینها آنجا و در انبار هستند. او در پاساژ را قفل کرده و رفته است و تا بعد از 13 هم باز‌نمی‌گردد. لاجرم زن و شوهر باید تا بعد از 13 در آنجا بمانند و هیچ وسیله ارتباطی هم ندارند که به کسی اطلاع دهند در ضمن هفتم عید هم بلیت برای کانادا دارند.
درنهایت با لباس‌ها و ابزار وسایل نمایش وآکسسواری که آنجاست خود را سرگرم می‌کنند تا زمان برایشان راحت‌تر بگذرد وسایل نمایش، لباس‌ها و... آنها را یاد گذشته می‌اندازد و لاجرم به گذشته و خاطراتشان می‌روند و با همه این وسایل بازی می‌کنند و شخصیت‌ها و نمایش‌های مختلفی را که کارکرده‌اند تکه‌تکه بازی می‌کنند تا ما علاوه بر آشنایی با کارهایی که کرده‌اند درروند این بازی‌ها از چندوچون زندگی این دو نفر هم باخبر می‌شویم. اما آنها گرسنه و تشنه هستند. مرد از زور تشنگی آبی را که از سقف چکه می‌کرده جمع کرده است آب را به زن می‌دهد اما گازوئیل است. زن حالش به هم می‌خورد مرد نیز گازوئیل را می‌خورد. درنهایت در حین اینکه مرد یک تعزیه کوتاه در نقش اشقیا و اولیا را بازی می‌کند زن جان می‌دهد مرد نیز در کنار او جان به جان‌آفرین تسلیم می‌کند.
نمایش از درد و رنج و ناملایمات زندگی بازیگران می‌گوید از زمانی که آنها پیر می‌شوند و از روزهای اوجشان فاصله می‌گیرند و همه آنها را فراموش می‌کنند. از سختی‌هایی که در زندگی دیده‌اند. بی‌پولی، ناملایمات، بی‌مهری‌های مسئولان، فراموشی مردم و... باید گفت موضوع نمایش چیز تازه‌ای نیست یعنی بارها توسط خود حاج علی‌خانی و دوستان دیگر دست‌مایه نمایش قرارگرفته است؛ اما اینکه آن را چگونه کارگردانی و بازی کنی چیز دیگری است.
 شقایق فتحی و ابوالفضل حاج علی‌خانی چند سالی است که زوج هنری خوبی را تشکیل داده‌اند و کارهای موفقی راهم روی صحنه برده‌اند. نمایش فوق را نیز می‌توان جزء کارهای خوب این دو هنرمند در مقام نویسنده، کارگردان و بازیگران این نمایش به‌حساب آورد. نمایش در ژانر آیینی سنتی است و با همان سبک و سیاق و برگرفته از عناصر نمایش‌های آیینی سنتی کارشده است. ابوالفضل حاج علی‌خانی در مقام نویسنده و شقایق فتحی در مقام کارگردان سعی کرده‌اند از همه شیوه‌های نمایش‌های ایرانی استفاده کنند از نقالی و تعزیه گرفته تا سیاه‌بازی و تخت حوضی و... البته همه اینها را با عناصر تئاتر روز نیز تلفیق کرده‌اند.

 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما