تقابل تکبر آمریکایی با غرور روسی

بررسی تشدید تنش‌ها و مناسبات آتی میان آمریکا و روسیه در گفتگوی اختصاصی «روزان» با کارشناسان

تقابل تکبر آمریکایی با غرور روسی

13 شهریور 1396 15:55

آرمان سلیمی: بر خلاف انتظارات غالب تحلیلگران در روزها و ماه‌های بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ نه‌تنها مناسبات میان روسیه با آمریکا روند رو به بهبودی را تجربه نکرد، بلکه سطحی گسترده‌تر از منازعات و اختلافات بر روابط دو طرف حاکم شد. در روزهای اخیر بحث بسته‌شدن سفارت روس‌ها در سان‌فرانسیسکو به چالشی جدید تبدیل شد که نشان داد طیف ضد‌روسی در نهادهای قانون‌گذاری آمریکا از اراده و توان قابل توجهی برای ضدیت با روس‌ها برخوردارند و بر خلاف میل باطنی رئیس‌جمهوری آمریکا بزرگ‌ترین تحریم‌ها و جدی‌ترین تنش‌ها را با روسیه ایجاد می‌کنند. مجموع این روند موجب شده که «روزان» در پرونده‌ای اختصاصی مناسبات و تنش‌های میان روسیه و آمریکا را در شرایط کنونی و آینده با دکتر عبدالله مهربان، کارشناس ارشد مسائل اروپا و احسان تقوایی، کارشناس ارشد مسائل روسیه مورد بحث و بررسی قرار دهد. 

آرمان سلیمی: بر خلاف انتظارات غالب تحلیلگران در روزها و ماه‌های بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ نه‌تنها مناسبات میان روسیه با آمریکا روند رو به بهبودی را تجربه نکرد، بلکه سطحی گسترده‌تر از منازعات و اختلافات بر روابط دو طرف حاکم شد. در روزهای اخیر بحث بسته‌شدن سفارت روس‌ها در سان‌فرانسیسکو به چالشی جدید تبدیل شد که نشان داد طیف ضد‌روسی در نهادهای قانون‌گذاری آمریکا از اراده و توان قابل توجهی برای ضدیت با روس‌ها برخوردارند و بر خلاف میل باطنی رئیس‌جمهوری آمریکا بزرگ‌ترین تحریم‌ها و جدی‌ترین تنش‌ها را با روسیه ایجاد می‌کنند. مجموع این روند موجب شده که «روزان» در پرونده‌ای اختصاصی مناسبات و تنش‌های میان روسیه و آمریکا را در شرایط کنونی و آینده با دکتر عبدالله مهربان، کارشناس ارشد مسائل اروپا و احسان تقوایی، کارشناس ارشد مسائل روسیه مورد بحث و بررسی قرار دهد. 
مناسبات آمریکا و روسیه در یک ماه اخیر تنش‌های جدیدی را به خود دیده است؛ در این میان می‌توان به اخراج 720 کارمند سفارت آمریکا از روسیه واعمال تحریم‌های جدید کنگره علیه روسیه اشاره کرد. در وقوع این بحران‌ها چه عواملی را دخیل می‌دانید؟
عبدالله مهربان: در پاسخ به این پرسش باید اندکی به تحولات تاریخی‌تر اشاره داشته باشیم. در سال‌های بعد از جنگ سرد مناسبات میان آمریکا و روسیه فراز و نشیب زیادی را تجریه کرده است؛ به ویژه بعد از روی کار آمدن ولادیمیر پوتین، روس‌ها در پی بازگشت به شکوه و عظمت خود بوده‌اند. این رویکرد از یک سو، با دستاوردهایی برای مسکو همراه بوده و ازسوی دیگر موجب واکنش آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش در سطح جهانی شده است. در این میان در دوران دوم ریاست‌جمهوری پوتین در سال‌های بعد از 2012 او رویکرد تهاجمی‌تری را هم در شرق اروپا و هم در خاورمیانه در پیش گرفت. در مقابل دولت آمریکا رویکرد تقابل نرم همراه با مماشات را در برابر مسکو اتخاذ کرد؛ همین مماشات اوباما موجب شد که روس‌ها در اتخاذ راهبردهای خود جسارت بیشتری پیدا کنند و در شرق اروپا، خاورمیانه و شرق آسیا نفوذ خود را افزایش دهند. با تمام این اوصاف، در یک ماه اخیر اخراج کارمندان سفارت آمریکا از روسیه را می‌توان در نتیجه تحریم کنگره علیه روسیه ارزیابی کرد. 
احسان تقوایی: طی یک ماه گذشته این واقعیت باید پذیرفته شود که تنش‌های میان آمریکا و روسیه به شکلی جدید افزایش پیدا کرده است. هر چند دو طرف تلاش‌های را برای کنترل تنش‌ها انجام داده‌اند اما در عمل شاهد بوده‌ایم که موفقیتی حاصل نشده است. در ارتباط با عوامل تاثیرگذار در ایجاد بحران میان دو کشور می‌توان به چند عامل مهم اشاره کرد. بدون تردید، اولین عامل دور جدید تحریم‌های کنگره آمریکا علیه روسیه بود. با تشدید تحریم‌های آمریکا علیه مسکو، تنش میان دو کشور افزایش یافت و بعد از این موضوع بود که وزارت خارجه روسیه اعلام کرد کاهش تعداد دیپلمات‌های آمریکایی در این کشور در واکنش به طرح ضد روسی کنگره آمریکاست. پس از تصویب این تحریم‌ها بود که ولادیمیر پوتین اعلام کرد که دولت او تا کنون خویشتنداری زیادی از خود نشان داده و هشدار داد که دیگر زمان آن است که به اقدامات گستاخانه و خصمانه آمریکایی‌ها پاسخ داده شود. در مقابل آمریکا نیز واکنش نشان داد. برای نمونه صدور ویزای غیرمهاجرتی را برای روس‌ها تعلیق کرد و مسکو نیز همین واکنش متقابل را در برابر آمریکا نشان داد. در مجموع، این سطح از بحران‌ها موجب شد که سفیر روسیه در سازمان ملل اعلام کند که مناسبات میان واشنگتن و مسکو به پایین‌ترین سطح خود در سال‌های بعد از جنگ سرد تا‌کنون برسد. 
چرا ترامپ در تحقق وعده خود برای تنش‌زدایی و نزدیکی به روسیه موفق نبوده است؟
عبدالله مهربان: در دوران تبلیغات انتخاباتی ریاست‌جمهوری آمریکا این شائبه وجود داشت که روس‌ها از کمپین ترامپ حمایت خواهند کرد. اکنون بعد از به قدرت رسیدن ترامپ نیز همین موضوع در سطحی جدی‌تر طرح شده و حتی برخی از نمایندگان کنگره به شدت در پی استیضاح ترامپ به همین دلیل هستند. واقعیت آن است که در ابتدا تصور غالب بر این بود که ترامپ با استفاده از اختیارات خود تلاش می‌کند اختلافات با روس‌ها را کاهش دهد و روابط حسنه‌ای را با این کشور برقرار کند اما بر خلاف تصورات نه تنها اختلافات حل نشدند، بلکه حتی گستره تنش‌های میان دو طرف از عصر باراک اوباما نیز بیشتر شد. در دوران جدید تحریم‌های جدید بر روسیه امضا شده، و سفرای آمریکایی و روسی از کشورهای مقابل اخراج شده‌اند و دامنه بحران‌ها میان دو کشور به شدت رو به فزونی گرفته است. واقعیت آن است که اقدام کنگره آمریکا در اعمال تحریم‌های جدید بر روسیه را می‌توان مهم‌ترین علت ناکامی‌ترامپ در بهبود مناسبات با روس‌ها دانست. این امر نشان داد که تا چه اندازه نهادگرایی در آمریکا قوی است و شخص نمی‌تواند در برابر نهادهای سیاست‌گذاری چنان تاثیرگذار باشد. از سوی دیگر باید فارغ از بحث ترامپ به این موضوع توجه داشته باشیم که سیاست خارجی کشور آمریکا برای تداوم قدرت خود در سطح جهانی نیازمند آن است که دیگری را همواره برجسته کند. در سال‌های بعد از جنگ سرد تا کنون نیز این سیاست همچنان تداوم داشته و در شرایط کنونی اقدام کنگره را می‌توان تلاش برای برجسته‌سازی همین دیگری با عنوان روسیه ارزیابی کرد. در همین ارتباط بر این باور هستم که آمریکایی‌ها در شرایط جدید در پی ایجاد دو قطبی جدیدی هستند که در این حالت آنها به عنوان نماینده قطب غرب، قدرت غالب باشند و در مقابل قطب شرق به رهبری روسیه، قطبی ضعیف و فاقد توانمندی باشد. در واقع، این قطب مخالف غرب می‌تواند انسجام‌بخش کشورهای غربی باشد و بار دیگر آمریکا را همچون رهبر نظم جهانی به عنوان نیرویی هژمون معرفی می‌کند. 
احسان تقوایی: واقعیت آن است که بحران‌های اخیر میان آمریکا و روسیه تا حدود زیادی خوش‌بینی‌ها به بهبود مناسبات میان دو کشور در عصر دونالد ترامپ را به یاس تبدیل کرده است. در ابتدا تصورات بسیار مثبتی وجود داشت که بعد از روی کار آمدن ترامپ، روابط دو کشور در مسیر عادی‌سازی قرار خواهد گرفت؛ حتی برخی‌ها هنوز بر این باورند که روس‌ها در انتخابات آمریکا به نفع دونالد ترامپ دخالت کرده‌اند؛ زیرا بسیار امیدوار بودند که او بتواند مناسبات واشنگتن و مسکو را در مسیر روبه جلو و تنش‌زدایی قرار دهد. با وجود این، دلایل عدم موفقیت ترامپ در تحقق وعده‌های خود برای ارتباط با روس‌ها را نمی‌توان علل تازه‌ایی دانست. در واقع، این دلایل از دوران اوباما تا‌کنون بوده و اکنون نیز وجود دارند. یکی از این دلایل، به طور قطع در ارتباط با مسئله اوکراین است. بخش شرقی اوکراین همچنان در اختیار روس‌تبارهاست. واقعیت آن است که بحث اوکراین برای کنگره آمریکا بسیار اهمیت دارد و یکی از دلایل اعمال تحریم‌ها جدید همین موضوع بوده است. یکی دیگر از موضوعات دیگر در ارتباط با بحث سوریه است. هر چند تا‌کنون توافقاتی میان مقامات دو کشور اتفاق افتاده اما این توافقات به اندازه‌ای نبوده که بتواند اختلافات میان دو طرف را حل و فصل کند. مورد دیگر که تا‌کنون به تنش تبدیل نشده اما در آینده نزدی می‌تواند میان دو کشور تنش‌های جدیدی را ایجاد کند، در ارتباط با بحث استراتژی جدید آمریکا در افغانستان است که موجب نارضایتی روس‌ها شده است. به‌ هرحال با تمام این اوصاف و این محورهای بزرگ از اختلاف، نباید به تنش‌زدایی میان آمریکا ور وسیه در عصر ترامپ بسیار بدبین بود. دو کشور مجبور هستند در نقطه‌ای بحران را متوقف کنند و مقداری از همکاری‌ها را با یکدیگر داشته باشند. علاوه بر این، باید به این امر اشاره شود که ترامپ واقعا خواهان تنش‌زدایی و بهبود مناسبات آمریکا با روسیه بوده و این فقط حربه‌ای انتخاباتی یا تبلیغاتی نبوده است اما مسئله این است که کنگره و دیگر نهادهای قدرت در آمریکا این اجازه را به او ندادند و تحریم‌ها را به‌گونه‌ای تصویب کردند که ترامپ نتوانست آن را وتو کند. واقعیت آن است آنچه در آمریکا رخ داده تنها تغییر یک شخص است و این ساختارهای قانون‌گذاری در آمریکا هستند که جریان اصلی قدرت را مدیریت می‌کنند؛ لذا تا حدود زیادی ترامپ را نمی‌توان در تشدید تنش‌ها با روسیه مقصر دانست و او در سخنرانی‌ها و توئیت‌های مختلف بارها بر این امر تاکید کرده که مسئول تنش‌ها اخیر واشنگتن با مسکو کنگره است. 
مسئله اخیر اخراج کارمندان سفارت روسیه ازسان‌فرانسیسکو واحتمال بازدید از این سفارت چه تاثیری را بر مناسبات دو کشور دارد؟
عبدالله مهربان: ریشه این موضوع را باید در اخراج سفرای آمریکا از روسیه پیگیری کرد. این کنش روسیه را به هیچ عنوان نمی‌توان واکنشی منطقی ارزیابی کرد. در واقع، پوتین تا حدودی واکنشی احساسی و هیجانی نشان داد و با اقدام خود در اخراج سفرای آمریکا از روسیه، دست مخالفان مسکو در واشنگتن را باز گذاشت. این اقدام موجب شد که مجددا نمایندگان کنگره فشارها را برای واکنش به روسیه افزایش دهند و در نهایت این فشارها منجر به بسته شدن سفارت روس‌ها در سانفرانسیسکو شد. این موضوع موجب شد که ترامپ بازهم از روس‌ها دور و دورتر شود. علاوه بر این باید به این امر توجه داشته باشیم که در داخل آمریکا در میان سیاستمداران و شهروندان آمریکایی نسبت به روسیه وجود دارد. این تفکر غالب موجب شده که سیاست‌ خارجی آمریکا نتواند به روسیه نزدیک شود. در سوی دیگر، در داخل روسیه بخشی از سیاستمداران که بازمانده‌های شوروی سابق هستند کینه و نفرتی تاریخی از آمریکا و غرب دارند. مجموع این روند، امکان‌ کاهش تنش‌ها و حل بحران میان دو طرف را به شدت کاهش داده و به‌نظر می‌رسد در کوتاه‌مدت همچنان شاهد تشدید هر چه بیشتر بحران‌ها باشیم. 
احسان تقوایی: مسئله اخیر اخراج کارمندان در سان‌فرانسیسکو را می‌توان واکنش آمریکا به اخراج کارمندان سفارت این کشور در روسیه دانست؛ این مسائل بوده و در آینده نیز خواهد بود. طبیعی است زمانی که آمریکا دستور تخلیه ساختمان سفارت روسیه را می‌دهد، موجبات تنش بیشتر را فراهم کند. آمریکایی‌ها بر این باور هستند که از دودکش ساختمان سفارت روسیه در آمریکا دود سیاهی بلند شده که به هیچ عنوان طبیعی نیست و نشان می‌دهد روس‌ها مشغول سوزاندن اسناد و مدارکی هستند که شاید بسیار مهم باشند. در حقیقت، این دود سیاه را می‌توان نماد بارز مناسبات چند وقت اخیر مسکو با واشنگتن دانست. این دود سیاه به نظرم تمثیل مناسبی از مناسبات دو کشور است. بدین شرح که هر چه زمان می‌گذرد دودهای سیاه بیشتر می‌شوند و امیدها برای برآمدن دود سفید کمرنگ‌تر می‌شود. 
 از نظر شما کشورهای اروپایی، به ویژه اتحادیه اروپا در تنش‌های اخیر میان آمریکا و روسیه چه نقشی را ایفا می‌کنند یا می‌توانند ایفا کنند؟
عبدالله مهربان: کشورهای اروپای غربی به طور تاریخی دارای یکسری تشابهات و اشتراکات تاریخی با آمریکا هستند و اتحاد استراتژیک آنها با واشنگتن به آسانی قابل لغو نیست؛ حتی آمدن شخصی همچون دونالد ترامپ که تا حدودی در پی نوعی استقلال از اروپا و ناتو است، نمی‌تواند لطمه‌ای جدی به این اتحاد استراتژیک وارد کند. هر چند ترامپ با اقدامات و کنش‌های خود موجب نارضایتی کشورهای عضو اتحادیه اروپا شده اما پیشینه اتحاد استراتژیک آمریکا و اروپا در برابر اتحاد جماهیر شوروی، موجب شده که همچنان کشورهای اروپایی خود را در مقام هم‌پیمان با واشنگتن تلقی کنند و در منازعات میان روسیه و آمریکا طرف آمریکا را بگیرند. در حقیقت اروپایی‌ها اقدامات و کنش‌های روسیه را در شرق اروپا تهدیدی برای امنیت خود تلقی می‌کنند و از پیشرفت مواضع روسیه در این منطقه به شدت هراس دارند. دخالت در شرق اروپا اعم از اوکراین و دیگر کشورها یادآور خاطرات تلخ دوران جنگ جهانی دوم است؛ از این جهت اروپایی‌ها سیاستی دوگانه را در قبال روس‌ها در پیش گرفته‌اند. از یک سو، تلاش می‌کنند با ترغیب روسیه به مبادلات اقتصادی، سیاسی و فرهنگی، این همسایه نا‌آرام خود را رام کنند و از تهدید آن برای خود بکاهند و از سوی دیگر، حاضر نیستند هیچ‌گونه هزینه یا باجی را به روس‌ها بدهند و در این مسیر به حمایت‌های آمریکا بسیار نیازمندند. 
احسان تقوایی: بدون تردید، کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا خواهان تشدید تنش‌ها میان آمریکا و روسیه نیستند؛ زیرا زمینه برای ایفای نقش این اتحادیه محدودتر می‌شود و مناسبات اقتصادی این اتحادیه با روسیه نیز کاهش پیدا می‌کند. هر چند اتحادیه اروپا اختلاف‌نظر‌هایی را با روس‌ها دارد اما این بدین معنا نیست که آنها خواهان افزایش تنش‌ها میان مسکو و واشنگتن باشند. در واقع، آنها نیز متضرر خواهند شد و ضررهای بزرگی بر آنها تحمیل می‌شود. برای نمونه در روز شنبه هفته جاری صدراعظم آلمان از تمام کشورهای اروپایی درخواست کرده بود که نهایت تلاش خود را برای بهبود روابط آمریکا با روسیه در پیش بگیرند. مرکل اذعان کرده بود که ساختار امنیتی اروپا به شدت نیازمند همکاری با روس‌هاست و باید ارتباطات اروپا با روسیه تقویت شود. 
در موضوع بحران کره شمالی، مواضع روسیه را در قبال آمریکا چگونه ارزیابی می‌کنید؟
عبدالله مهربان: کره شمالی در عصر جنگ سرد یکی از مهم‌ترین قطب‌های رقابت بین بلوک شرق و غرب بود. در طی دهه‌های مختلف نیز بحران بر سر این کشور همچنان ادامه داشت. با وجود این در سال‌های بعد از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 تا حدودی از اهمیت بحران میان دو کره کاسته شد اما متعاقب به قدرت رسیدن ولادیمیر پوتین در روسیه، او بعد از دوماه در سفری نمادین عازم کره شمالی شد که یادآور دوران جنگ سرد بود. این موضوع نشان می‌دهد که کره شمالی برای مسکو از اهمیت زیادی برخوردار است. اکنون نیز در شرایط کنونی که تحریم‌های آمریکا علیه روسیه تشدید شده است، شواهد نشان می‌دهد که در ابتدا روس‌ها به صورت غیر مستقیم خواهان تشدید این تنش بوده و خواهان آن هستند که از حمله نظامی‌به پیونگ‌یانگ ممانعت به عمل آید. همچنین، روس‌ها قصد دارند بخش عمده تمرکز آمریکا را به معطوف به کره شمالی کنند و از تمرکز آنها بر مسکو ممانعت به عمل بیاورند؛ بنابراین، روسیه در شرایط کنونی خواهان آن است که بحران کره شمالی همچنان لاینحل با‌قی بماند. اما در صورتی که شرایط به مرحله بحرانی برسد، بر این باور هستم که روس‌ها در قبال گرفتن برخی امتیازات حیاتی از واشنگتن با این کشور همراه خواهند شد و پیونگ یانگ را قربانی بازی سیاسی خود کنند. روس‌ها نشان داده‌اند که معامله‌گران خوبی بوده و به آسانی در قبال گرفتن امتیازاتی از اروپا و آمریکا حاضر به کوتاه آمدن از مواضع خود هستند. 
احسان تقوایی: بدون تردید موضوع کره شمالی یکی از محورهای اختلاف میان آمریکا و روسیه است. آمریکایی‌ها بارها تاکید کرده‌اند که تمام گزینه‌ها برای مقابله با پیونگ‌یانگ روی میز است و مسکو بر این باور است که باید از طریق مذاکره بحران حل و فصل شود و نباید از طریق قوه قهریه وارد بحران شد. البته تا کنون این موضوع تبدیل به دوئل یا رقابتی تمام‌عیار میان دو کشور نشده، زیرا روس‌ها منافع زیادی در آنجا ندارند. واقعیت آن است که کره شمالی ارتباط معناداری با هیچ یک از کشورهای جهان به استثنای چین نداشته است. با وجود این، همچنان کره شمالی برای صادرات کالاهای روسیه‌ای کشوری مهم تلقی می‌شود. در نتیجه شاهد هستیم بارها مقام‌های سیاسی کشور روسیه از جمله ولادیمیر پوتین، به آمریکا و دیگر کشورهای اروپایی توصیه کرده‌اند که راه حل مذاکره با کره شمالی را درپیش بگیرند و مسکو با هر گونه اقدام به حمله نظامی‌و بهره‌گیری از قوه قهریه مخالف بوده و خواهد بود. در این میان مسئله مهم این است که حل بحران کره شمالی بدون همراهی روسیه برای آمریکا به هیچ عنوان قابل حل نبوده و نیست. در این زمینه، واشنگتن تلاش‌هایی را انجام داده که روس‌ها را با خود در بحران کره شمالی همراه کند و تا حدودی در قطعنامه‌های شورای امنیت در این ارتباط موفق بوده است اما این به معنای همراهی کامل نیست. از سوی دیگر، کره شمالی و بحران‌سازی این کشور در شرایط کنونی، چالشی بزرگ برای آمریکاست و این امر ایدئال روسیه خواهد بود. از این جهت که در شرایط موجود که اختلافات میان دو کشور بسیار تشدید شده، وجود کشوری که قدرت آمریکا را در عرصه بین‌الملل به چالش بکشد تا حدود زیادی برای مسکو مثبت خواهد بود. با تمام این اوصاف به نظر می‌رسد طرح برخی مباحث بر این اساس که جهان جنگ سرد جدیدی را تجربه می‌کند تا حدود زیادی نادرست است. از یک‌سو، در تمامی‌ادوار شاهد بوده‌ایم که مسکو و واشنگتن تلاش داشته‌اند بحران میان دو کشور در مسیری قرار نگیرد که دیگر برای آنها قابل کنترل نباشد، اکنون نیز بر اساس همین قاعده تلاش خواهند کرد دامنه بحران از سطحی بالاتر نرود. از سوی دیگر، جنگ سرد یکسری مختصات و ویژگی‌ها دارد که در شرایط کنونی چنین مختصاتی وجود ندارد. رقابت و تنش وجود دارد اما این به معنای جنگ سرد جدید نیست.  

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما