آسیب‌های ناشی از آموزش‌های نادرست

آسیب‌های ناشی از آموزش‌های نادرست

8 مرداد 1396 14:44

در چند هفته اخیر، شاهد اتفاقات ناگوار و دردناکی همچون کودک‌آزاری، قتل و تجاوز در صدر توجه افکار عمومی و اخبار بازنشری در شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه گسترده‌ترین آن، تلگرام هستیم. انتشار سریع و گاه بدون فیلتر و عریان این اخبار، موجی از ترس، ناامیدی و خشونت را به جامعه تزریق کرده که افکار عمومی را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است. انعکاس عمده اخبار در شبکه‌های اجتماعی، این گمان را در انسان ایجاد می‌کند که جامعه به سمت افسارگسیختگی و رویگردانی از ریشه‌های اخلاقی درحرکت است.

محمد بلوری 
فعال اجتماعی
در چند هفته اخیر، شاهد اتفاقات ناگوار و دردناکی همچون کودک‌آزاری، قتل و تجاوز در صدر توجه افکار عمومی و اخبار بازنشری در شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه گسترده‌ترین آن، تلگرام هستیم. انتشار سریع و گاه بدون فیلتر و عریان این اخبار، موجی از ترس، ناامیدی و خشونت را به جامعه تزریق کرده که افکار عمومی را به‌شدت تحت تأثیر قرار داده است. انعکاس عمده اخبار در شبکه‌های اجتماعی، این گمان را در انسان ایجاد می‌کند که جامعه به سمت افسارگسیختگی و رویگردانی از ریشه‌های اخلاقی درحرکت است.
اما سوالی که در اینجا مطرح می‌شود این است که آیا باید اخبار را به شکل جزئی و دقیق در میان افراد منتشر کرد و این کار را به دست افکار عمومی و شبکه‌های اجتماعی (تلگرام، توئیتر و...) که مدیریت آن با شهروند- خبرنگاران است سپرد یا برعکس، خبرنگاران حرفه‌ای و دبیران خبر بر نحوه انتشار اخبار حوادث کنترل داشته باشند؟
متأسفانه این روزها، شبکه‌های اجتماعی کنترل و فرماندهی درست و منسجمی ندارند. این شبکه‌ها با انتشار جزئی اتفاقات رخ‌داده و صحنه‌های دل‌خراش مربوط به آنها، ترس و وحشت را بین مردم به وجود می‌آورند.
تکرار شدن اخبار و بیان جزئیات حوادث، نه‌تنها کار درستی نیست، بلکه راه‌حلی را نیز برای رفع آنها ارائه نمی‌دهد. رسانه‌ها باید به جوانب کار و آگاهی بخشی به جامعه بپردازند. ریشه این اتفاقات را بیابند و دولتمردان را مجبور به ریشه‌یابی مسائل کنند. علل فقر، اعتیاد و دیگر مشکلاتی را که منجر به این نوع جنایات می‌شود پیدا کنند و به‌صورت عمقی به حل آنها بپردازند.
آسیب‌های ناشی از اتفاقات و حوادث، به‌طور عمده، زاییده آموزش‌های نادرست خصوصاً به والدین و حتی فقدان آموزش است. آموزه‌های ساده و درعین‌حال حیاتی که می‌تواند درصد بسیاری از این جرایم را کاهش دهد.
 وقتی در کشور، به والدین، آموزش‌های مناسب برای فرزند پروری داده نمی‌شود که چگونه پدر یا مادری کنند، وقتی این مهارت را ندارند، ما شاهد چنین اتفاقاتی در جامعه هستیم. والدین گاهی خطاهایی را انجام می‌دهند که هرچند اندک و عادی است، اما از ناآگاهی آنها نشات می‌گیرد.
در این حوادث، گاهی جای نهادهای انتظامی و کسانی که از شهر مراقبت می‌کنند، کمرنگ و خالی است. پدری کودکش را گم‌کرده؛ اما تعجب‌آور است که بعد از گذشت 5 روز از دزدیده شدن ماشین و کودک، درحالی‌که ماشین کنار خیابان رهاشده، کسی آن را نمی‌بیند. درحالی‌که شماره پلاک ماشین را نیروی انتظامی در اختیار داشته است.
وقتی این اتفاقات رخ می‌دهد، یکسری برنامه‌هایی تحت تأثیر احساسات و هیجانات مردم پیش می‌آید. مردم جامعه مداخله می‌کنند و انتظاراتی دارند؛ انتظارات برخاسته از احساسات. باید بدانیم تا زمانی که صداوسیما فقط به پخش برنامه‌های هیجانی بپردازد و تا زمانی که آموزش‌وپرورش ما به سمت مهارت‌آموزی به دانش‌آموزان پیش نرود، شاهد چنین حوادثی هستیم.
گزارش‌هایی که صداوسیما در پوشش خبری حوادث اخیر، خصوصاً درباره «آتنا» و «بنیتا» منتشر کرد، بیشتر دارای ابعاد احساسی بود. رسانه ملی با انتشار گزارش‌هایی از خشم و تنفر مردم، از اتفاقات رخ داده، تنها به تحریک هیجانات پرداخت و هیچ صحبتی از بحران کودک‌آزاری، محرومیت اقتصادی و مردم پارس‌آباد و محرومیت محله مشیریه- محله‌ای که بنیتا در آن زندگی می‌کرد- به میان نیاورد.
پرداختن به حواشی و ابعاد عاطفی حوادث، از سمت رسانه‌ها، خصوصاً صداوسیما که جمع کثیری از افکار عمومی با آن در ارتباط است، در افزایش موج نفرت و خشونت در سطح جامعه تأثیر زیادی دارد و همین امر موجب می‌شود که علل این حوادث نادیده گرفته شود یا با نگاهی سطحی، کنار گذاشته شود و تصمیمات احساسی، هیجانی و عاطفی در تصمیم‌گیری‌ها و عملکردها دخیل شود.
روزهای میانی تابستان امسال، صدای خنده شادمانه کودکان در کوچه را نشنیدیم و این روزهای داغ، آبستن حوادث و رویدادهای تلخی بود که موجی از نگرانی و تلخکامی را برای جامعه به همراه آورد؛ اما نظاره کردن و افسوس خوردن، دوای این درد نیست.

 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما