خوب وبد، هشتگ‌زنی کابینه‌ای

«روزان» تب تند سیاست در شبکه‌های اجتماعی را بررسی می‌کند

خوب وبد، هشتگ‌زنی کابینه‌ای

8 مرداد 1396 14:44

گروه سیاسی- #کابینه24میلیونی، #بامولاوردی، #وعده‌ها ... این روزها این هشتگ زدن‌ها بخش عمده‌ای از توان و انرژی و وقت فعالان سیاسی و اجتماعی را به خود اختصاص می‌دهد. 

شبکه‌های اجتماعی مجازی یکی از واقعیت‌های جدید جهان است. رشد و گسترش روزافزون این شبکه‌ها را بدون تردید باید به دوران بعد از آغاز هزاره جدید میلادی نسبت داد. امکان داشتن صفحه شخصی در فضای مجازی نخست به ایجاد شبکه‌ای از صفحات با پروفایل افراد منجر شد.پروفایل‌هایی که به تدریج در صفحات سایت‌هایی که به سرعت شهرت جهانی یافتند در کنار هم قرار می‌گرفتند. سایت‌هایی مانند اورکات یا گزگ. 
همزمان امکان داشتن وبلاگ هم مهیا شده بود و کاربران فضای مجازی با پرداخت هزینه اندک و گاه بدون هیچ هزینه‌ای می‌توانستند صفحه‌ای در فضای مجازی داشته باشند و نوشته‌ها و عکس‌ها و محتواهای تولیدی خود را در آن قرار دهند. 
اتصال این دو امکان به یکدیگر اما جهان را تکان داد. صفحاتی در فضای مجازی و در سایت‌های مشخص، که افراد می‌توانستند محتوای مورد نظر خود را در آنجا به اشتراک بگذارند و هر فردی می‌توانستند آخرین محتواهای به اشتراک گذاشته شده توسط دوستانش را در همان لحظه مشاهده کند. فیس‌بوک، توئیتر، گوگل‌پلاس، لینکدین و .... شبکه‌هایی بودند که به سرعت در همه جهان مشهور شدند و میلیون‌ها انسان را به یکدیگر مرتبط کردند.
ایران هم از سال‌های پایانی دهه 70 خورشیدی با تحولات این شبکه‌های اجتماعی و امکان‌های ارتباطی آن همراه بوده است. سال‌هایی یاهو مسنجر و مودم‌های دایل آپ. سرعت‌های کند و سختی ارتباط با سرورها. هزاران وبلاگ فارسی که تهران را به یکی از پایتخت‌های وبلاگ نویسی جهان مبدل کرده بودند و سرانجام میلیون‌های ایرانی عضو فیس بوک، اینستاگرام  و اخیرا توئیتر.
سیاست هم در هیچ کجای دنیا از فرایند رشد جنون آسای شبکه‌های اجتماعی در امان نمانده است. تاثیری که روز به روز افزون‌تر می‌شود. هزاران سیاستمدار از دیدگاه‌های خود می‌گویند، موافقان و مخالفانشان پاسخ می‌دهند، هشتگ می‌زنند، کمپین به راه می‌اندازند ،مطالبه و مجادله می‌کنند. حتی تروریست‌ها هم در این فضا مشغولند. گروهی نقش توئیتر را در پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده بسیار برجسته می‌دانند. 
ایران هم البته که از این فضا مستثنا نبوده است. مقوله اینترنت در ایران همواره مسئله‌ای سیاسی بوده است. نه تنها محتوای فارسی تولید شده در این شبکه در بسیاری موارد سیاسی است که کیفیت و قیمت ارائه خدمات و نیز بحث فیلترینگ از مباحث محوری بوده است. فیلترینگی که البته شبکه‌های اجتماعی را بی نصیب نگذاشته است و تا قبل از تشکیل دولت روحانی، تقریبا همه شبکه‌های اجتماعی در ایران فیلتر شدند. با این حال از تاثیرگذاری فیس‌بوک و این روزها توئیتر بر فضای سیاسی کشور نه تنها کاسته نشده است که به مرور بر شدت آن افزوده شده است. این روزها تقریبا همه سیاستمداران کشور در توئیتر حضور دارند و اگر فیس‌بوک پدیده انتخابات ریاست جمهوری سال 88 و حتی سال 92 بود ،انتخابات ریاست جمهوری در سال 96 را باید به نام توئیتر ثبت کرد. توئیتری که حالا محتوای تولید شده در آن به سرعت از طریق کانال‌های تلگرامی به سنخ دیگری از شبکه‌های مجازی کشانده شده و به سرعت برق و باد فراگیر می‌شود. 
*تداوم اثرگذاری توئیتر بعد از انتخابات ریاست جمهوری 
انتخابات سال 96 برنده خود را شناخته ولی از جنبه‌های زیادی تمام نشده است. این روزها اما زمان انتخاب اعضای کابینه است و موسم مطالبه‌گری. گروه‌های مختلف سیاسی و البته اجتماعی این روزها در پی اثرگذاری بر ترکیب کابینه هستند. یکی از مناسب‌ترین این فضاها هم شبکه‌های اجتماعی است. به‌خصوص توئیتر که با وجود امکاناتی مثل مشخص کردن هشتگ‌ها و گرد آوردن همه محتوای تولید شده در مورد یک هشتگ و نیز گزارش هشتگ‌های پرکاربرد فرصت تبلیغاتی زیادی در اختیار کاربران قرار می‌دهد. جامعه ایران هم که البته انبانی از مطالبات دارد و همواره با این احساس دست به گریبان است که مسئولین در شنیدن صدای آن عامدانه یا سهوا چندان کوشا نیستند. 
بحث کابینه رئیس جمهور هم به فرصتی بدل شده است که گروه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی از مطالبات بگویند، با وزیری موافقت کنند و با وزیری دیگر مخالفت. گزینه مطرح کنند و گزینه‌های احتمالی دیگر را به مسلخ ببرند. مخالفت با تداوم وزارت کشور رحمانی فضلی  و تاکید بر لزوم حضور یک وزیر زن در کابینه، از جمله مهم‌ترین مطالبات مطرح شده با هشتگ‌هایی واحد بوده است. 
*مخالفت مولاوردی #بامولاوردی
روز جمعه از ابتدای روز خبرهایی مبنی بر عدم  حضور شهیندخت مولاوردی در معاونت زنان و خانواده رئیس جمهور دست به دست می‌شد. خیلی زود با راه‌اندازی هشتگ #بامولاوردی قرار شد که فعالان فضای مجازی در توئیتر حمایت خود را از معاون رئیس جمهور و تداوم حضور او در این سمت یا سمتی دیگر در کابینه اعلام کنند. 
تا اینجای کار ماجرا کاملا شبیه همه کمپین‌های مجازی این روزها بود. ماجرا اما با مخالفت تلویحی شهیندخت مولاوردی با این اقدام رنگ دیگری گرفت. مولاوردی درکانال تلگرامی‌اش نوشت‌: «از صبح امروز موجی از حمایت‌ها در خصوص ابقای این‌جانب در پست معاونت امور زنان و خانواده و ادامه حضور این‌جانب در کابینه دولت دوازدهم در پی خبر مربوط به احتمال«حذف دو نفر از زنان عضو کابینه» در عرصه مجازی و مدنی شکل گرفته است که ضمن سپاس از ابراز لطف و محبت و حمایت تک تک عزیزان از طریق تماس تلفنی، ارسال پیام و راه اندازی کمپین‌های حمایت و ... ادامه این فعالیت‌ها را ضروری نمی دانم و مصرانه استدعا دارد از این لحظه به حمایت‌های خود خاتمه داده تا اجازه دهیم رئیس محترم جمهوری در فضایی آرام و با در نظر گرفتن مصلحت و ملاحظات دولت تدبیر کرده و اعضای کابینه خود را با اشراف و وقوفی که به مطالبات شما حماسه سازان 29 اردیبهشت دارند، چینش کنند.بدیهی است تشخیص و صلاح هر چه باشد چه در سنگر کابینه و چه در سنگر دیگر، این‌جانب خدمتگزاری بیش نبوده و با تمام توان در کنارتان خواهم بود.»
این مخالفت مولاوردی البته چندان کارساز نبود و نه تنها کاربران توئیتری صدها توئیت با همین هشتگ نوشتند و منتشر کردند که حمایت‌ها از او در قالب حرکت‌هایی مانند نگارش نامه به رئیس جمهور و ... ادامه دارد. 
*لزوم بازاندیشی و احتیاط در به کارگیری شبکه‌های مجازی 
نوشته مولاوردی تاثیری فوری و زودهنگام بر کنش کاربران فضای مجازی نداشت. با این حال معاون آرام و البته کارآمد رئیس جمهور که این روزها به محل اجماع بسیاری از فعالان سیاسی زن و حتی مردان سیاستمدار مبدل شده است، بر نکته‌ای مهم انگشت گذاشته است. مولاوردی بر لزوم آرامش رئیس جمهور و در نظر گرفته شدن مصلحت و ملاحظات تاکید کرده است. بخشی از این تاکید را باید به حساب حجب او گذاشت، اما بخش دیگر نکته‌ای بسیار مهم است. 
شبکه‌های اجتماعی و به‌خصوص توئیتر به دلیل شرایط خاص حاکم بر آن فضای مثبتی برای بیان مطالبات گروه‌های مختلف است. با این حال به دلیل محدودیت‌های این فضا در بسیاری موارد امکانی برای تامل و مصلحت سنجی‌های مرسوم سیاسی در آن وجود ندارد. معمولا سخنان تند و تیز و عبارت‌های صریح در این فضاها بسیار بیشتر خوانده می‌شود و به سرعت برق و باد به اشتراک گذاشته می‌شود. گاه خبری بدون آنکه صحت و سقم آن مشخص باشد مبنایی برای موضع‌گیری‌های بسیار تند و حتی مواجهه میان دو گروه می‌شود. از سوی دیگر برآورده نشدن مطالبات علی‌رغم مطرح شدن آن با شدت و حدت در شبکه‌های اجتماعی ممکن است در دراز مدت این ابزار را کم اثر کند و از بار روانی در عرصه سیاسی کشور بکاهد. 
این روزها و در مورد داستان بسته شدن کابینه دوازدهم از این دست خبرها بسیار است. معمولا طرح مطالبات در بستر توئیتر خیلی زود به زبانی تند کشیده می‌شود. البته که بیان این مطالبات کاری درست و به جاست و رئیس جمهور و مشاورانش باید در مورد آنها تامل کنند. با این حال انباشت مطالبات و برآورده نشدن آنها به دلایل گوناگون ممکن است عواقب درازمدت بسیار بدی برای جریان اصلاح‌طلبی و اعتدال‌گرایی در ایران داشته باشد. در روزهای گذشته علاوه بر مولاوردی، مرتضی بانک معاون نهاد ریاست‌جمهوری هم از همه رسانه‌ها خواسته است که از گمانه‌زنی‌ در مورد کابینه خودداری کنند. 
مطمئنا امکان ارائه توضیح در مورد دلایل محقق نشدن این مطالبات در فضای مجازی میسر نخواهد بود و اولین نتیجه برآورده نشدن آنها، یاس بیشتر در میان کاربران و احتمال تند شدن بیشتر فضاست. تند شدن و ایجاد شکافی که یک بار در سال 1384 روشن شد که ممکن است عواقب جبران ناپذیری برای همه طیف‌های اعتدال‌گرا، اصلاح‌طلب و تحول‌خواه داشته باشد. 
تب سیاست این روزها در شبکه‌های اجتماعی و فضای مجازی بسیار تند است. با این حال این تب تند در کنار همه مزایای آن ممکن است آسیب‌هایی هم در پی داشته باشد و بیش از همه از فعالان سیاسی با تجربه انتظار می‌رود که در مورد استفاده از این ابزار ارزشمند محتاط باشند. 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما