پدرخواندگی عربستان برای قطر

دعوا سر پول است

4 مرداد 1396 16:45

محمد‌علی‌مهتدی، تحلیلگر مسائل خاورمیانه در سخنرانی اخیر خود در نشست بنیاد باران اختلافات میان عربستان و قطر را مورد تحلیل قرار داد. مهتدی در گفته‌های خود تاکید کرد:

محمد‌علی‌مهتدی، تحلیلگر مسائل خاورمیانه در سخنرانی اخیر خود در نشست بنیاد باران اختلافات میان عربستان و قطر را مورد تحلیل قرار داد. مهتدی در گفته‌های خود تاکید کرد: قطر کشور کوچکی است. 270 هزار نفر سکنه اصیل دارد؛ شاید 300 هزار نفر. یک میلیون نفر هم سکنه غیر قطری هستند؛ فیلیپینی، پاکستانی، هندی، سریلانکایی که آنها معمولا در امور خدماتی هستند. یک کشور انگشت‌دانه‌ای با 270 هزار یا 300 هزار جمعیت، اما درآمد هنگفت گاز. سال گذشته 86 میلیارد دلار درآمد قطر بوده، از طریق فروش گاز که اکثرش هم از همین پارس جنوبی است که با ما مشترک است. صندوق سپرده ارزی قطر در حال حاضر 320 میلیارد دلار ذخیره ارزی دارد. کشوری که به این ترتیب مازاد درآمد دارد، خود به خود تشویق می‌شود به اینکه اندیشه ای داشته باشد و دنبال بلندپروازی برود و بخواهد نقش منطقه ای بازی کند.
باید در این میان به شبکه الجزیره هم پرداخت. شبکه الجزیره با 60 میلیون بیننده هر شب در سال‌های 2011 و 2012 خودش پدیده‌ای بود که به CNN عرب معروف شد و تاثیرات سیاسی و فرهنگی بسیار گسترده‌ای در کل منطقه و جهان عرب گذاشت. جهان عرب را زیر و رو کرد. بسیاری در تحلیل انقلاب‌های جهان عرب در سال 2011، معتقد هستند که شبکه الجزیره، نقش بسیار مهمی ایفا کرده‌است. مردم جهان عرب برای اولین بار گفتمانی شنیدند غیر از گفتمان رسمی رادیو تلویزیون‌های وابسته به رژیم‌های دیکتاتوری و پادشاهی خودشان. خیلی خلاصه عرض کنم که من دیدم دانشگاه‌های خود منطقه، و حتی در اروپا و آمریکا، درباره الجزیره در سطح کارشناسی ارشد و دکتری درباره شبکه الجزیره نوشته اند.
علاوه بر این، قطر در مصر نقش بازی کرد. قطر کسی بود که اتحادیه عرب را دنبال خودش کشید و برد به لیبی، و خیلی‌ها را برانگیخت که لیبی را بمباران و سرهنگ قذافی را سرنگون کنند. در واقع، قطر تصور نمی‌کرد روزی روزگاری امنیتش به شکل کنونی به خطر بیفتد. تحولی که رخ داد، انتخابات آمریکا و روی کارآمدن آقای ترامپ بود. بحث این است که آیا ترامپ را واقعا آن Deep State روی کار آورد یا اینکه ترامپ آمد بر خلاف میل Deep State و به آن اعلام جنگ داد. اینها بحث های مفصلی است. اما هرچه بود رسید به این نقطه که آقای ترامپ آمد و اولین دیدارش را از عربستان سعودی انجام داد. عربستان هم 50 کشور سنی را دعوت کرد و در واقع ترتیب یک کنفرانس اسلامی داده شد. هدف عربستان بیشتر این بود که نشان دهد نماینده تام الاختیار دولت آمریکا، دولت آقای ترامپ در منطقه است و هر کاری دلش بخواهد، می تواند انجام دهد. قرارداد بسته شد، 110 میلیارد دلار اسلحه به اضافه مجموعه 460 میلیارد دلار سلاح های مختلف و سرمایه گذاری در بخش‌های مختلف آمریکا.
گام بعدی چه خواهد بود؟ قطر را محاصره می‌کنند. از شورای همکاری خلیج فارس جی سی سی، اخراجش می‌کنند. کودتا در داخلش راه می‌اندازند یا شاخه دیگری از آل ثانی، جای شیخ حمیم بن‌حمدآل‌ثانی، که طرفدار سعودی است، روی کار می‌آورند. یا اصلا حمله نظامی انجام می‌دهند و قطر را می‌گیرند و تمام این گنجینه و درآمدهای ارزی و درآمد گاز را در اختیار می‌گیرند؟ این‌ها همه احتمالات بود و هنوز هم هست.
اتهام قطر هم این است که از تروریسم حمایت می‌کنید. اگر مقصود از تروریسم داعش و جبهه النصره و تکفیری‌هاست که فقط قطر نیست، امارات و عربستان و مصر و اینها همه حمایت کردند. همه اینها در ارسال داعش و جبهه النصره و دادن تسلیحات و وسایل ارتباطی و پول و مهمات نقش داشتند. در این میان آمریکا قصد دارد از شرایط جدید به نفع خود بهره بگیرد. در حقیقت، قبلا در دوره‌های گذشته وقتی آمریکا می‌خواست جایی پایگاه بزند، بایستی از آن کشور اجازه می گرفت، بایستی زمین اجاره می کرد، پول می‌داد، کاری که در ازبکستان کرد، کاری که در لهستان کرد. حالا آقا پایگاه دارد، برای اینکه پایگاه باشد، صد میلیارد دلار از طرف پول می‌خواهد. این را رئیس جمهور آمریکا گفته است. البته ده کشور هم نیستند. ده کشوری وجود ندارند که بخواهند بیشتر از صد میلیارد برای تاسیس یک پایگاه نظامی بدهند. فقط عربستان است و امارات. یعنی امارات الآن بالای 900 میلیارد دلار صندوق ذخیره ارزی دارد. امارات می‌تواند این کار را بکند. عربستان هم می‌تواند این کار را بکند. گرچه عربستان دیگر پولی برایش نمانده و هر چه بوده داده. لذا با این سخنان رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا مشخص می شود که مسئله سر لحاف ملانصرالدین است. مسئله پول است و تصاحب این گنجینه.

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما