به بهانه انتشار تصاویر خصوصی آزاده نامداری، مجری تلویزیون

چهره‌هایی که قلم قرمز خوردند

4 مرداد 1396 16:45

انتشار تصاویر سفر شخصی آزاده نامداری، مجری تلویزیونی در شبکه‌های اجتماعی اولویت اول پست‌ها و مطالب به اشتراک گذاشته شده در شبکه‌های اجتماعی طی 24 ساعت گذشته بود‌.

انتشار تصاویر سفر شخصی آزاده نامداری، مجری تلویزیونی در شبکه‌های اجتماعی اولویت اول پست‌ها و مطالب به اشتراک گذاشته شده در شبکه‌های اجتماعی طی 24 ساعت گذشته بود‌. انتشار عکس و در وهله بعدی فیلم پیک‌نیک خانواده نامداری در سوئیس و صحبت‌های نامداری در‌باره علت نداشتن پوشش اسلامی‌در این تصاویر  باعث شد تا در بین کاربران شبکه‌های مجازی واکنش‌های بسیاری دیده و نوشته شود‌. طی سال‌های پس از انقلاب بارها افشای جزئیات زندگی شخصی مجریان تلویزیونی در جامعه ایران سر و صدای زیادی به پا کرده است‌. مورد خانم نامداری آخرین مورد نخواهد بود و در آینده هم افشای جزئیات زندگی افرادی که در رسانه‌های جمعی مشغول به‌کارند به ویژه آن دسته از افراد و هنرمندانی که جلوی دوربین هستند باز هم خبر‌ساز خواهد شد‌. این از جمله موضوعاتی است که همواره در جوامع مدرن باعث می‌شود تا افکار عمومی‌به آن حساسیت نشان دهند‌. محمود شهریاری، مجری و گوینده توانای صدا و سیمای ایران در این زمینه - افشای جزئیات زندگی شخصی - از جمله سابقه‌داران است‌. خبر ممنوع شدن فعالیت شهریاری و اجرا نکردن برنامه بارها بارها در رسانه‌های گروهی منتشر شده است و هر بار بعد از مدتی باز هم او را می‌بینیم که در یک برنامه دیگر در حال اجرا و گویندگی است‌. محمود شهریاری به همراه غلامرضا آتش‌افروز از برنامه صبحگاهی رادیو فعالیت رسانه‌ای‌اش را آغاز کرد و در اوایل دهه 70 شمسی به تلویزیون آمد و شب‌ها بعد از خبر 21 شبکه اول که مهم‌ترین بخش خبری صدا و سیما بود‌، برنامه‌ای با عنوان «شب بخیر ایران» را اجرا کرد‌. ظرف مدت کوتاهی محمود شهریاری به ستاره تلویزیون ایران تبدیل شد و عده‌ای او را با یکی از مشهور‌ترین شو‌من‌ها و مجری‌های تلویزیونی قبل از انقلاب مقایسه کردند ولی به یکباره فیلمی‌از شرکت شهریاری در مراسم عروسی یکی از نزدیکانش پخش شد و در یک چشم به هم زدن، ستاره اقبال شهریاری افول کرد و از کار در رسانه کنار رفت‌. خط سیر حضور شهریاری در تلویزیون ایران حرکتی سینوسی بوده و هنوز هم ادامه دارد‌. چند سال پیش او به همراه کاظم احمد‌زاده و سید محمد حسینی دو تن دیگر از مجریان توانای تلویزیون در یک برنامه سرگرمی‌تولید شده در شبکه پنج تلویزیون ایران روی آنتن زنده لطیفه و جوک تعریف کردند که در آنها به‌طور مشخص عبارات یه ترکه.‌.‌. ، یه قزوینیه.‌.‌. ، یه آبادانیه.‌.‌. به‌کار می‌رفت‌. بعد از اجرای این برنامه شهریاری و حسینی تا مدت زیادی از فعالیت در تلویزیون منع شدند و هرکدام سرنوشتی متفاوت یافتند‌. احمد‌زاده از این بین کماکان در حال اجرای برنامه است و سلیقه او اجرای برنامه‌هایی با تم اصلی مذهبی است‌. سید محمد حسینی اما راهی به کل متفاوت را در پیش گرفت‌. او از کشور مهاجرت کرد و در شبکه‌های ایرانی ماهواره‌ای ثبت شده چند برنامه ناموفق ساخت‌. اما آنچه باعث شد تا حسینی دیگر به تلویزیون ایران بر‌نگردد حضور او در یک کلیپ بود‌. حسینی در این کلیپ به همراه چند رقاص زن و مرد هندی به سبک فیلم‌های هندی هنر نمایی کرد و آواز خواند‌. بعدها او در مصاحبه با برنامه شباهنگ صدای آمریکا عنوان کرد که همان کلیپ رقص باعث شد تا به طور کلی کنار گذاشته شود‌. فرزاد جمشیدی هم از جمله مجریان تلویزیونی بود که طی سال‌های گذشته انتشار اخباری درباره زندگی خصوصی‌اش بسیار خبر ساز شد، حتی عنوان شد که او در دادگاه مجرم شناخته شده و محکوم به حکم شلاق شده است‌. جمشیدی با ظاهری متفاوت در تلویزیون حضور پیدا می‌کرد، او اجرایی متفاوت هم داشت و هنگام اجرا از ادبیاتی وزین بهره می‌برد و دامنه لغات وسیعی داشت‌. جمشیدی کت و شلوار می‌پوشید و ریش و سبیل پرمشتی داشت و جملات طولانی‌ای بیان می‌کرد، تم اصلی کارهای او نیز اجرای برنامه‌های مذهبی و معنوی بود.
حتی توانایی و تسلطش بر اجرا باعث شد تا آنتن زنده ویژه برنامه‌های انتخاباتی تلویزیون به او داده شود اما او نیز به یکباره از تلویزیون ناپدید شد، بعد از چندی عنوان شد که جمشیدی به دلیل برقراری ارتباط غیر معمول با یکی از بینندگان برنامه‌ای مذهبی که در صحن مسجد‌النبی اجرا می‌شد از کار معلق شده است‌. روال اجرای آن برنامه این‌گونه بود که بیننده‌ها به طور زنده و تلفنی در حالی که مجری برنامه در صحن مسجد‌النبی در مدینه نشسته بود مناجات و دعا می‌کردند‌. جمشیدی هم به‌واسطه اجرای آن برنامه با یکی از مخاطبان زن برنامه آشنا و کم کم این آشنایی منجر به ازدواج می‌شود‌. بعد از گذشت مدتی این بیننده تلویزیونی از فرزاد جمشیدی در دادگاه شکایت می‌کند و در دادخواست او را متهم می‌کند که در ازدواج اورا فریب داده و عنوان نکرده که پیش از این یک‌بار ازدواج کرده است‌. حتی در دادخواست شاکی عنوان شد که جمشیدی او را آزار و اذیت کرده است‌. بعد از کش و قوس‌های فراوان بالاخره جمشیدی به همراه همسرش در یک مصاحبه شرکت و تمام اخبار منتشر‌شده را تکذیب کرد و منکر محکومیتش به شلاق شد، حکمی‌ که گفته می‌شود؛ درباره جمشیدی اجرا شده است‌. حتی او قول داد که بار دیگر برنامه‌های مذهبی سحر تلویزیون را که به خاطر اجرای آنها محبوبیت زیادی کسب کرده بود اجرا خواهد کرد ولی تاکنون این اتفاق نیفتاده است.
کمند امیر‌سلیمانی هم از جمله هنرمندانی است که افشای زندگی خصوصی او در اوج محبوبیتش اتفاق افتاد‌. پخش سریال پدر‌سالار ساخته ی مرحوم اکبر خواجویی از شبکه دو تلویزیون با استقبال زیادی همراه شد. در این سریال دسته‌ای از بهترین بازیگران سینما و تلویزیون ایران هنرنمایی می‌کردند‌. فیلمنامه پر کشش و جذاب این سریال تلویزیونی باعث شد تا عوامل دست اندر کار این مجموعه تلویزیونی محبوبیت زیادی کسب کنند. امیر سلیمانی ایفاگر نقش عروس کوچک خانواده بود و نقش او و رفتارهایش باعث یک چالش بزرگ در یک خانواده سنتی ایرانی می‌شد‌. عکس‌های کمند امیر‌سلیمانی همزمان با پخش سریال به تیتر یک نشریات عامه پسند تبدیل شده بود و حتی روزنامه‌های ورزشی مصاحبه‌های او را چاپ می‌کردند که در آن به پرسپولیسی بودن خودش اشاره می‌کرد و برای طرفداران آبی‌های پایتخت کرکری می‌خواند‌ اما به یکباره فیلمی‌از امیر سلیمانی در جامعه پخش شد که نشان می‌داد او در کلاس آموزش هنر رقص فرزانه کابلی از دیگر هنرپیشه‌های مطرح تلویزیون که در سریال علی کوچولو بازی می‌کرد، حضور دارد.
در چهارچوب خودم:
آنچه برای نامداری رخ‌داده است مورد تازه‌ای نیست و پیش از این بارها و بارها اتفاق افتاده است‌ ولی آنچه اهمیت این اتفاق تازه را دو چندان می‌کند این است مخاطبان و تماشاگران تلویزیون به لطف فناوری‌های تازه این امکان را یافته‌اند که نظراتی را در جمع خانواده و در مقابل صفحه تلویزیون خود بگویند و برای تعداد بسیار زیادی از افراد به اشتراک بگذارند.
متاسفانه تجربه نشان داده است مسئولان صدا و سیمای ایران در چنین مواقعی بسیار محافظه‌کار می‌شوند و از موضعی دفاعی به موضوع نگاه می‌کنند و به عبارت بهتر پشت هنرمند یا مجری را خالی می‌کنند و با کاهش حضور او در برنامه‌های تلویزیونی به طور غیر‌مستقیم هنرمند یا مجری را تنبیه می‌کنند ولی بعد از چند وقت یا باعوض شدن اوضاع و افتادن آب از آسیاب بی سر و صدا فرد را به سر کار‌های قبلی‌اش بر‌می‌گردانند در حالی که جا دارد در چنین مواقعی به جای تنها گذاشتن فرد، سخنگو یا مسئولان صدا و سیما بیانیه‌ای رسمی‌منتشر کند و از هنرمند یا گوینده خود دفاع کند و موضع رسمی‌سازمان را روشن اعلا‌‌م کنند.

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما