ضعف احزاب، ناشی از فقدان نظام حزبی است

محمدرضا تابش در گفتگو با «روزان»:

ضعف احزاب، ناشی از فقدان نظام حزبی است

27 تیر 1396 16:32

انتخابات‌ها از راه می‌رسند و به پایان می‌رسند. در هر دوره به بهانه‌ای و تا مدتی احزاب و ائتلاف‌های انتخاباتی فعال می‌شوند. چهره‌هایی متعدد از جریان‌های سیاسی مختلف خود را در معرض دیدگاه و نظر و رای مردم قرار می‌دهند

گروه سیاسی- آتنا سلطانی: انتخابات‌ها از راه می‌رسند و به پایان می‌رسند. در هر دوره به بهانه‌ای و تا مدتی احزاب و ائتلاف‌های انتخاباتی فعال می‌شوند. چهره‌هایی متعدد از جریان‌های سیاسی مختلف خود را در معرض دیدگاه و نظر و رای مردم قرار می‌دهند. گفتمان خود را برای جامعه مطرح می‌کنند و به ناگاه با پایان رای‌گیری و اعلام نتایج همه چیز به زمان بعد موکول می‌شود. دوباره احزاب و گفتمان‌های سیاسی چون پرچم‌ها و بیرق‌ها در گوشه از انبارها خاک می‌خورند به امید آنکه روزی دیگر با فرا رسیدن انتخابات، آنها بر سر در کوچه‌ها و خیابان‌ها علم شوند؛ واقعیت تلخی که اساسا با ماهیت و تعریف جهانی و عامه احزاب و نخبه پروری و گردش نخبگان مغایرت دارد. محمدرضا تابش نماینده اصلاح‌طلب مردم اردکان در مجلس شورای اسلامی‌و عضو هیات رئیسه فراکسیون امید در گفتگویی با «روزان» به نقد و تحلیل این مسئله می‌پردازد و به ما می‌گوید که «ما هنوز بعد از38 سال از عمر انقلاب حزب قدرتمندی در کشور نداریم که در عرصه انتخابات وارد عمل شده و مردم را مخاطب برنامه‌های خواه سیاسی، خواه افتصادی و خواهد اجتماعی قرار دهند. این در حالی است که در همین دوران بسیاری از اتفاقات مهم در عرصه بین‌الملل نشات گرفته از چهره‌های برجسته حزبی به‌ویژه در کشورهای پیشرفته بودند.»
در حالی که جوامع پیشرفته همواره جایگاه احزاب را یک مسئله مهم در جامعه می‌دانند، فکر می‌کنید این مسئله چقدر در کشور ما مورد توجه واقع شده است؟
همان‌طور که شما اشاره کردید احزاب در نظام‌های دموکراتیک جایگاه بسیار مهم و خطیری عهده دار هستند. لذا همچنان‌که در کشور ما توقع است تا در عرصه‌های مختلف تصمیم‌گیری، دولت‌ها و حکومت تاثیرگذار واقع شوند و در این عرصه‌های بهترین نقش را ایفا کنند، همین مسئله به شکل دیگری در کشورهای پیشرفته دنبال می‌شود. آنچنان که در بسیاری از کشورهایی که زودتر و پیشتر به ساختار حزبی دست یافتند، این احزاب هستند که در امور اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و همچنین اجتماعی تاثیر‌گذار هستند که این تاثیر گذاری در مقایسه با تاثیر دولت و حکومت به مراتب باثبات‌تر و ماندگار‌تر است. 
از نظر شما این تفاوت عمل و دگر‌اندیشی چقدر در جامعه و همین طور عرصه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی و امثالهم خود را برجسته می‌کند؟
متاسفانه یکی از خلاها و ضعف‌های انتخاباتی ما در هر شکل چه انتخابات ریاست جمهوری و چه انتخابات مجلس شورای اسلامی‌نشات گرفته از فقدان احزاب کارآمد در کشور است. ما هنوز بعد از38 سال از عمر انقلاب حزب قدرتمندی در کشور نداریم که در عرصه انتخابات وارد عمل شده و مردم را مخاطب برنامه‌های خواه سیاسی، خواه افتصادی و خواهد اجتماعی قرار دهند. این در حالی است که در همین دوران بسیاری از اتفاقات مهم در عرصه بین‌الملل نشات گرفته از چهره‌های برجسته حزبی به‌ویژه در کشورهای پیشرفته بودند. 
صحبت‌های شما اشاره به بحث انتخابات داشت. متاسفانه انتخابات به عنوان مهم‌ترین فصل فعالیتی احزاب نیز کمتر رنگ و بوی حزبی داشته و بیشتر بر مدار اشخاص و افراد دنبال می‌شود. این روند چقدر در سطح کیفی انتخابات اثرگذار است؟
متاسفانه در هر دوره از انتخابات صرفا یک عده نامزد می‌شوند و مردم از بین این افراد رای خود را در صندوق می‌اندازند. این افراد نیز چون همگرایی و برنامه حزبی قاعده‌مندی را از قبل نداشته‌اند زمانی که وارد مجلس می‌شوند تا بخواهند به هماهنگی و وحدت و تجربه برسند، بخش زیادی از فرصت نمایندگی خود در مجلس را پشت سر گذاشته‌اند. در زمان باقیمانده نیز شرایط زمانی و مکانی کشور نیز چنین فرصتی را مهیا نخواهد کرد که آقایان بر اساس اندیشه آموخته در دوران نمایندگان تاثیری بر لوایح و قوانین متناسب با نیازهای جدی جامعه داشته باشند. البته این مسئله در سایربخش‌ها از جمله دولت نیز صدق می‌کند. چون اساسا دولت تحت نظارت رئیس جمهوری نقش می‌گیرد . لذا زمانی که رئیس جمهوری در قامت یک چهره حزبی نیست یا شناخت درستی از احزاب ندارد رسیدن به آن انسجام و وحدت شاید کمی‌دور تصور شود. به تعبیری زمانی که رئیس جمهور شناختی از احزاب ندارد تصمیماتی به دور از ساختارهای حزبی اتخاذ کرده و به تبع آن در تشکیل دولت کمتر از چهره‌های حزبی استفاده می‌کند. 
این ضعف‌ها و مشکلات از چه عوامل و مسائلی سرچشمه می‌گیرد ؟ آیا هنوز در کشور ما به اهمیت احزاب توجه نشده است؟
متاسفانه ضعف اصلی ما در این مسئله بیشتر مربوط به آن می‌شود که نظام ما یک نظام حزبی نیست. دولت‌ها و مجلس‌ها برخاسته از احزاب نیستند و به همین دلیل نیز تاثیرگذاری در عرصه‌های مختلف اعم از اقتصاد و فرهنگ ثبات ندارد. همچنان که در این دولت که تیم اقتصادی خوبی تشکیل شده است، اختلاف نظر وجود دارد‌. در حالی که اگر این تیم‌ها نشات گرفته از احزاب بودند منسجم‌تر عمل می‌کردند و قطعا نتایج بهتری رقم زده می‌شد. البته این انتقاد از دولت صرفا مربوط به دولت کنونی نیست بلکه انتقادی است که تمامی‌ادوار را شامل می‌شود. این در حالی است که اگر این دولت‌ها ساختار منسجم و برخاسته از احزاب داشتند به مراتب قدرت بیشتری در تصمیم‌گیری و فراتر از آن ثبات و مهارت بیشتری در کسب نتایج مفید‌تر برای جامعه یا حداقل دولت خو‌د داشتند. 

 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما