نقد فیلم شَرخَر

نقد فیلم شَرخَر

26 تیر 1396 15:3

شَرخَر (Repo Man) تنها فیلم سینمایی میگل ساپوچنیک محصول سال 2010 آمریکاست که از رمان اریک گارسیابا نام بازپرداخت مامبو (The Repossession Mambo) اقتباس شده است. ساپوچنیک بیشتر با فعالیت‌هایش در سریال‌های تلویزیونی شناخته می شود که مسلما مهم‌ترین آنها، کارگردانی اپیزودهای 9 و 10 فصل ششم سریال معروف بازی تاج و تخت است. تنها تجربه‌ تماشای همین دو اپیزود کافی است تا متوجه آن شویم که با کارگردانی با مهارت روبه‌رو هستیم. خوشبختانه در شرخر هم کارگردانی بدون تکلف در خدمت سایر اجزای فیلم و به تصویر کشیدن داستان است. تیم بازیگری خوب هدایت شده‌اند و صحنه‌های اکشن با مهارت کافی اجرا شده‌اند و همه چیز برای یک فیلم دیدنی مهیاست.

محمد حسینقلی‌زاده 
منتقد
شَرخَر (Repo Man) تنها فیلم سینمایی میگل ساپوچنیک محصول سال 2010 آمریکاست که از رمان اریک گارسیابا نام بازپرداخت مامبو (The Repossession Mambo) اقتباس شده است. ساپوچنیک بیشتر با فعالیت‌هایش در سریال‌های تلویزیونی شناخته می شود که مسلما مهم‌ترین آنها، کارگردانی اپیزودهای 9 و 10 فصل ششم سریال معروف بازی تاج و تخت است. تنها تجربه‌ تماشای همین دو اپیزود کافی است تا متوجه آن شویم که با کارگردانی با مهارت روبه‌رو هستیم. خوشبختانه در شرخر هم کارگردانی بدون تکلف در خدمت سایر اجزای فیلم و به تصویر کشیدن داستان است. تیم بازیگری خوب هدایت شده‌اند و صحنه‌های اکشن با مهارت کافی اجرا شده‌اند و همه چیز برای یک فیلم دیدنی مهیاست.
اما شرخر عملاً فیلمی دست کم گرفته شده‌ است. درحقیقت فیلم نه به گروه فیلم‌های هنری تعلق دارد و نه با فیلم‌هایی که رکوردهای فروش را جا به جا می‌کنند، نسبتی برقرارمی‌کند. فروش کمتر از انتظار و نقدهای منفی، می‌توانند شواهدی محکم برای نادیده گرفتن این فیلم باشند اما حقیقت این است که شرخر نه تنها از اکثر فیلم‌هایی که در سالهای اخیر برنده اسکار شده‌اند، ضعیف‌تر نیست بلکه بارقه‌هایی - هرچند کم سو - از خلاقیت در آن دیده می‌شود.
داستان برای فیلمی که در سیستم هالیوود ساخته می‌شود، در حد استاندارد و معقول است، گرچه از طروات و تازگی کافی برخوردار نیست. داستان در آینده رخ می‌دهد، در روزگاری که دانشمندان توانسته‌اند اعضای مصنوعی برای پیوند زدن به انسان‌های بیمار تولید کنند. فقط مشکل بزرگی وجود دارد، این محصولات بسیار گران هستند. شرکت تولیدکننده این محصولات در فیلم اتحادیه نامیده می‌شود. اتحادیه مردم را ترغیب به استفاده از محصولاتش می‌کند و قراردادهایی منعقد می‌کند تا مردم در مهلت‌هایی مقرر، هزینه‌های اعضای جدید بدنشان را پرداخت کنند. داستان زمانی آغاز می‌شود که این افراد نگون‌بخت توانایی بازپرداخت بدهی‌های خود را نداشته باشند، اینجاست که گروهی موسوم به شرخر‌ها وارد عمل می‌شوند تا اموال اتحادیه را که در بدن بدهکاران قرار دارند، وصول کنند. رمی(جود لاو) یک شرخر موفق است که به همراه جک (فارست ویتاکر) بهترین تیم اتحادیه اند. زن رمی اصرار می‌کند که او از این کار بیرون بیاید و این مقدمه‌ای می‌شود برای آغاز ماجراهای فیلم.
هرچند گارسیا، نویسنده رمان در نوشتن فیلمنامه همکاری داشته است، با این حال شرخر ضعف‌های خاص یک اثر اقتباسی را به همراه دارد. آثار اقتباسی به دلیل تفاوت ماهوی فرم رمان با سینما، اغلب به دو گونه ضعف دچار می‌شوند یا از سر وسواس اجرای موبه‌موی کتاب دچار عدم انسجام می‌گردند و به پراکنده‌گویی می‌افتند و یا دچار ایجاز مخل می‌شوند و به کم‌گویی مبتلا می‌شوند. شرخر فیلمی منسجم است ولی از گزند آسیب دوم در امان نمانده است و زمان طولانی فیلم و کم گویی آن می‌تواند برای تماشاگران کم طاقت دلسرد کننده باشد. این کم‌گویی بیش از هر جایی خود را در روابط ترسیم شده بین شخصیت‌ها نشان می‌دهد. توضیحات ناکافی و اندک روابط بین شخصیت‌ها را ابتر کرده است. به خصوص رابطه‌ خاص ریمی و جک که موتور وقایع داستان است. با این همه همین مقدار برای فیلمی که روایتش متکی بر شخصیت‌ها و شخصیت‌پردازی نیست، کفایت می‌کند. به‌عبارت‌دیگر قواعد این سبک درام‌پردازی عملاً جایی به شخصیت‌پردازی‌هایی پر از تفصیل از آن جنسی که در سینمای اروپا مرسوم است، نمی دهد. این تاکید پررنگ بر پی‌رنگ فیلم و پرداخت حداقلی شخصیت‌ها را نباید ضعفی اساسی تلقی کرد که در این صورت باید بخش مهمی از سنت درام‌پردازی را نادیده گرفت. 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما