اعتماد، بهترین آرام بخش دنیا

اعتماد، بهترین آرام بخش دنیا

26 تیر 1396 15:3

اعتماد را می‌توانیم به دو بخش تقسیم کنیم: اعتماد به خود و اعتماد به دیگران. فرض کنید به یک مهمانی دعوت می‌شوید و هیچ کدام از مدعوین را نمی‌شناسید. وقتی وارد می‌شوید با میزبان حال و احوال می‌کنید و در گوشه‌ای می‌نشینید و تا آخر مهمانی نه با کسی صحبت می‌کنید و نه از آن مهمانی لذت می‌برید. نه به خودتان اعتماد دارید که آیا می‌توانید فردی جذاب برای افراد باشید، مثلا با یکی از مهمان‌ها سر صحبت را باز کنید و نه به مهمانان دیگر اعتماد دارید که آیا قدرت درک و فهم شخصیت شما را دارند یا نه. در این مثال هر دو نوع اعتماد از بین رفته است. 

لیلا موسوی
فعال فرهنگی
اعتماد را می‌توانیم به دو بخش تقسیم کنیم: اعتماد به خود و اعتماد به دیگران. فرض کنید به یک مهمانی دعوت می‌شوید و هیچ کدام از مدعوین را نمی‌شناسید. وقتی وارد می‌شوید با میزبان حال و احوال می‌کنید و در گوشه‌ای می‌نشینید و تا آخر مهمانی نه با کسی صحبت می‌کنید و نه از آن مهمانی لذت می‌برید. نه به خودتان اعتماد دارید که آیا می‌توانید فردی جذاب برای افراد باشید، مثلا با یکی از مهمان‌ها سر صحبت را باز کنید و نه به مهمانان دیگر اعتماد دارید که آیا قدرت درک و فهم شخصیت شما را دارند یا نه. در این مثال هر دو نوع اعتماد از بین رفته است. 
البته که اعتماد درجات متفاوتی دارد و به بعضی افراد اصلا نباید هم اعتماد کرد. ولی میزان اعتماد شما به دیگران مستقیما به میزان اعتماد به خودتان بستگی دارد. این دو از هم جدا نیستند و به گونه‌ای همدیگر را کامل می‌کنند. اگر به خودتان اعتماد ندارید، ممکن است به افراد به اشتباه اعتماد کنید و آسیب ببینید. اگر به دیگران اعتماد نداشته باشید دچار تنهایی و افسردگی می‌شوید. 
ابتدا از اعتماد به خود شروع می‌کنیم. میزان اعتماد به خود یا به زبانی دیگر، اعتماد به نفس یکی از عوامل شناختی شخصیت شما است. هیچ چیزی در این دنیا صد در صد نیست، منظورم این است که اگر کسی را می‌بینید که شخصیتی سفت و سخت دارد و به اعتقاد هیچ کس به جز خودش اعتماد ندارد، این فرد انعطاف شخصیتی ندارد و شاید حتی گفتگو با او هم امری سخت و دشوار باشد. او برای خود یک چارچوب شخصیتی فرضی با دیوارهای محکم ساخته و از بالای آن دیوار به اعتقادات و نظرات دیگران حمله می‌کند. اما اعتماد به نفسی که برای شما آرامش به ارمغان بیاورد چیست؟ چارچوب منعطفی است که در آن شما به توانایی‌ها و نظرات و علایق خود اعتماد دارید و آن انعطاف اشاره شده به شما توانایی مضاعفی می‌دهد تا بتوانید نظرات و عقاید دیگران را بشنوید، به آنها احترام بگذارید و حتی ممکن است متوجه شوید بعضی از افکار شما اشتباه بوده و آنها را تصحیح کنید. تغییر به گونه‌ای که تمام شخصیت خود را خرد نکنید و دوباره آجرهای فکری خود را از نو بسازید، آن هم به تقلید از دیگران. عدم‌آگاهی از توانایی‌ها و عدم‌وجود یک چارچوب شخصیتی در فرد به قول معروف وی را مانند سیاستمدارانی می‌کند که طرفدار حزب باد هستند و با هر موجی که می‌آید کل نظرات و عقاید آنها به نفع دستیابی به قدرت عوض می‌شود. 
افرادی که به افکار و احساسات و عقاید خود اطمینان ندارند، با هر تکانه‌ای دچار استرس می‌شوند و می‌توانند به راحتی از پا در بیایند. کارهای نصفه فراوان به خاطر ترس از نتیجه و روابط اجتماعی نا‌سالم برای فرار از پوچی درونی که حس می‌کنند از عواقب عدم اعتماد به خود است. گاهی اتفاقات توفانی بدون تصمیم ما، در زندگی رخ می‌دهد و مواجه شدن با آنها برای این افراد غیر ممکن است و باعث انجام عکس العمل‌های اشتباه مانند حذف کل صورت مسئله یا فرار از مسئله می‌شود. گاهی این فرار‌ها به جاهای بسیار ناسالم مانند مواد و اعتیاد و رفتارهای نا‌هنجار اخلاقی ختم می‌شود. 
اعتماد به نفس یک فرد فقط و فقط توسط خود او شکل می‌گیرد. نحوه رشد خانوادگی و اطرافیان هم نقش بسزایی دارند ولی در نهایت هر چه قدر هم زندگی و گذشته سختی داشته باشید باز هم مهم آن لحظه‌ای است که خودتان تصمیم بگیرید روی پای خود بایستید و گذشته را درسی برای آینده بدانید. اگر به قدری افسرده یا مضطرب و از پا افتاده هستید که همچنین توانایی در خود نمی‌بینید، مثل گذشته پیشنهاد می‌کنم که یک سر پیش یک مشاور بروید. 
این مقاله ادامه دارد.  

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما