روانکاوی ساختاری یک پادگان آموزشی

روانکاوی ساختاری یک پادگان آموزشی

24 تیر 1396 15:2

سرباز وقتی وارد پادگان می‌شود جدای از سن و سال و رشته تحصیلی و مدرک و روحیات وارد آسایشگاهی می‌شود که از تجمیع افراد مختلف با زبان‌های مختلف‌ تشکیل شده‌اند. کرد، لر، گیلک و. . . با هم در یک آسایشگاه صد نفری می‌خوابند دراین آسایشگاه باید با هم تعامل داشته باشند و این مکانیسم وارده از ارتش منجر به یک اتحاد مقدس می‌شود گویی افراد در جایی با هم جمع شدند که هیچ عقیده‌ای به هم و با هم ندارند ولی چون فضای حاکم ناشناخته است و همدردی مشترک دارند همدیگر را محکم بغل می‌کنند تا به دستورات ارتش عمل کنند.

اکبر زمانی
روزنامه نگار
سرباز وقتی وارد پادگان می‌شود جدای از سن و سال و رشته تحصیلی و مدرک و روحیات وارد آسایشگاهی می‌شود که از تجمیع افراد مختلف با زبان‌های مختلف‌ تشکیل شده‌اند. کرد، لر، گیلک و. . . با هم در یک آسایشگاه صد نفری می‌خوابند دراین آسایشگاه باید با هم تعامل داشته باشند و این مکانیسم وارده از ارتش منجر به یک اتحاد مقدس می‌شود گویی افراد در جایی با هم جمع شدند که هیچ عقیده‌ای به هم و با هم ندارند ولی چون فضای حاکم ناشناخته است و همدردی مشترک دارند همدیگر را محکم بغل می‌کنند تا به دستورات ارتش عمل کنند. این بغل کردن ایلات و طوایف مختلف بعدها اثراتی دارد که فرد هر ایلی را از نگاه خودش بررسی کند آیا این اتحاد خوب است و به نفع مردم است؟ خصلت مهم ارتش سلسله مراتب است. هیچ چیز مهم نیست جز اینکه حتی ساعتی در ارتش بیشتر باشی. این اقتدار زمان در ارتش مسئله‌ای درونی شده در ساختار ارتش از کادری تا سربازان وظیفه است. زمان در ارتش مهم است و هستی ارتش هم بر مبنای همین زمان است. سلسله مراتب برای کادری‌های وظیفه مورد اهمیت است. نکته قابل توجه این است که سربازانی را که آموزش می‌دهند نگاه یکسویه را یاد می‌دهند لحن صدای طلبکارانه در تک تک سربازان وظیفه درونی می‌شود این صدا منجر به تحقیر فرد و به نام نظم و انضباط معنا می‌شود ولی دقیقا مجموعه بی‌نظمی‌منظم است. این ساختار ارتش است که هر فردی را مجاب می‌کند که این‌طور باشد ولی می‌توانیم دردو گروهان از یک گردان دو فرمانده متفاوت ببینیم. یکی کسی است که می‌تواند درک و فکر کند و دیگری فکر نمی‌کند! زیرا هیچ دنیای دیگری جز سلسله مراتبی را ندیده است. روانکاوی فردی کادری‌های ارتش منجر به فروکاست ساختارش می‌شود ولی به‌نظر می‌رسد همین افراد هستند که منجر به تغییر ساختاری در روند بهتر شدن و نظم بخشیدن می‌شوند. البته باید گفت همین رتبه‌بندی‌ها هست که از یکدستی عناصر مختلف جلوگیری می کند یکدستی منجر به بنیادگرایی می‌شود که شاید جالب نباشد همین مبارزه برای ترفیع درجه منجر به افزایش سلطه بر سربازان می‌شود و بیشترین فشار را بر سربازان می‌آورد آش‌خوری و هزاران واژه خوب و بد که به‌وجود آمده است هم بر مبنای همین رتبه بندی‌هاست. اختلاف کادرها با سربازان وظیفه هم تفاوت را نشان می‌دهد تفاوتی که منجر به وجود ارتش می شود شاید این تفاوت در نیروی انتظامی‌و. . . نباشد یک‌دفعه تصمیم‌‌گیری ارتش و رژه رفتن در مورد یک دفعه تصمیم‌گیری هم یک علت واضح دارد و آن هم قرار گرفتن در هر شرایط است، شرایطی که با تفاوت بیان شده همسو است یعنی بر مبنای تفاوت، شرایط ناگهانی را تجربه کردن. در مجموع اصل مهم در ارتش، شور وطن پرستی است از اشعار و سرودها و موزیک‌ها و رژه رفتن‌ها هم همین را می‌فهمیم، فریادها و سرودهایی که ایدئولوژی حاکم برارتش است به شور دفاع از وطن را در سربازان روشن می‌کند شاید در رسته‌های نظامی‌دیگر آنچنان این شور ایجاد نشود و بیش از همه ذوق دین مبین اسلام است که در رسته‌های دیگر نظامی‌نمود دارد. در نهایت اینکه برای حفظ وصیانت از ارزش‌های انقلاب تک تک عناصر نظامی‌و مردمی‌باید تلاش کنند و از برخی از موارد مثل الفاظ آش خوری تا. . . کمی‌دوری کرد زیرا اتحاد مهم‌ترین اصل برای انقلاب شکوهمندمان است.  

 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما