حذف ایران از معادلات آینده سوریه ممکن نیست

نقش و جایگاه ایران در آینده معادلات منطقه خاورمیانه در گفتگوی اختصاصی «روزان» با کارشناسان

حذف ایران از معادلات آینده سوریه ممکن نیست

19 تیر 1396 16:32

منطقه خاورمیانه به صورت تاریخ مامن و پایگاه اصلی بسیاری از جنگ‌ها و بحران‌ها بوده است. در سال‌های اخیر نیز خاورمیانه به دهلیزی از بحران‌ها می‌ماند که به‌طور مداوم بحران‌ها از آن سرریز می‌شوند و هرگاه تلاش شده از سرریز شدن یکی از بحران‌ها جلوگیری شود، بحران دیگر سرباز رده است. تحولات این منطقه بعد از 2011 و به طور خاص بحران سوریه به کانونی برای زورآزمایی و تنش میان قدرت‌های داخلی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بدل شده که تا‌کنون راه درمانی برای آن پیدا نشده است. در ماه‌های اخیر، اضافه شدن مباحثی همچون ایجاد جبهه‌ای ضد ایرانی در منطقه و ائتلاف عربی- عبری علیه تهران، آینده تحولات را در منطقه بیش از پیش پیچیده‌تر کرد. 

آرمان سلیمی: منطقه خاورمیانه به صورت تاریخ مامن و پایگاه اصلی بسیاری از جنگ‌ها و بحران‌ها بوده است. در سال‌های اخیر نیز خاورمیانه به دهلیزی از بحران‌ها می‌ماند که به‌طور مداوم بحران‌ها از آن سرریز می‌شوند و هرگاه تلاش شده از سرریز شدن یکی از بحران‌ها جلوگیری شود، بحران دیگر سرباز رده است. تحولات این منطقه بعد از 2011 و به طور خاص بحران سوریه به کانونی برای زورآزمایی و تنش میان قدرت‌های داخلی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بدل شده که تا‌کنون راه درمانی برای آن پیدا نشده است. در ماه‌های اخیر، اضافه شدن مباحثی همچون ایجاد جبهه‌ای ضد ایرانی در منطقه و ائتلاف عربی- عبری علیه تهران، آینده تحولات را در منطقه بیش از پیش پیچیده‌تر کرد. 
زمانی که بحران چهار کشور عربی عربستان، مصر، امارات متحده عربی و بحرین با قطر نیز به بحران‌های انباشته شده افزوده شود، نمایان می‌شود که منطقه خاورمیانه حال و روز خوبی را سپری نمی‌کند. در این میان، برای ناظران و تحلیلگران مسائل بین‌المللی در داخل و خارج کشورمان نقش ایران در میانه این تحولات و آینده پیش‌رو در منازعات منطقه‌ای، به مسئله‌ای جدی تبدیل شده که همواره با موجی از تردید و نگرانی به آن نگریسته می‌شود. علاوه بر این، دیدار اخیر میان ترامپ و پوتین در حاشیه نشست جی 20 در شهر هامبورگ آلمان که با توافق محدود دو طرف نسبت به ایجاد آتش‌بس در منطقه جنوب غرب سوریه همراه بود، بر نگرانی‌ها نسبت به آینده ایران و جایگاه کشورمان در تحولات آتی بحران سوریه افزوده است. اکنون این موضوع به شکل جدی مطرح شده است که ایران باید در قبال بحران قطر چه موضع و راهبردی را اتخاذ کند؟ همچنین، آیا در صورت ایجاد توافق بزرگ میان روسیه و آمریکا، نقش ایران از معادلات بحران سوریه حذف خواهد شد یا خیر؟ در راستای بررسی این مسائل مهم و جدی، «روزان» در پرونده‌ای اختصاصی نقش و جایگاه ایران را در آینده معادلات منطقه‌ای با تمرکز بر بحران سوریه و قطر، در گفتگو با دکتر سعید شکوهی و دکتر عبدالرسول دیوسالار مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. 
هر گونه توافقنامه‌ای نسبت به آینده سوریه بدون نظر مثبت ایران منجر به شکست است
دکتر سعید شکوهی، کارشناس مسائل بین‌المللی و استاد دانشگاه علامه طباطبایی، بر این باور است که استراتژی سیاست خارجی کشورها بر مبنای ابرازها و منابع دیپلماتیکی که در اختیار دارند، تعیین می‌شود. این قاعده نیز برای ایران مستثنی نیست. اساسا ایران قدرتی منطقه‌ای است و نمی‌تواند نسبت به معادلات و تحولات منطقه بدون موضع باشد. در حقیقت، منفعل بودن کشورمان نسبت به بحران قطر به هیچ عنوان قابل پذیرش نیست؛ قطر در جوار مرزهای ایران قطر دارد و به‌طور مستقیم امنیت ملی و منافع ملی ما با این کشور در ارتباط دارد. از این رو، می‌بایست کشورمان سیاستی فعال نسبت به بحران قطر در پیش بگیرد اما این موضوع به این معنا نیست که تهران از یکی از طرفین یعنی قطر یا مخالفان آن، حمایت کند بلکه کشورمان باید یک استراتژی مبتنی بر بی‌طرفی فعال را در پیش گیرد. در این مسیر نیز باید از تمامی‌فرصت‌ها و امکانات موجود بهره گرفته شود تا بهترین نتایج حاصل شود. 
در بخشی دیگر از گفته‌های خود، این کارشناس مسائل بین‌المللی تاکید کرد ماهیت بحران قطر به‌گونه‌ای است که تمامی‌کشورها تلاش می‌کنند در موضوع گیری‌های خود نسبت به آن بی‌گدار به آب نزنند و بی‌احتیاطی نکنند، حتی آمریکا نیز از این قاعده مستثنا نبوده است. در ابتدا دونالد ترامپ مواضعی نسبتا شدید‌اللحن را نسبت به قطر اتخاذ کرد اما بلافاصله رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه آمریکا د سخنانی، اظهارات ترامپ را تعدیل کرد. اکنون نیز شاهد هستیم که واشنگتن از ورود مستقیم به بحران ممانعت می‌کند و دقیقا نمی‌داند که باید چه موضعی را اتخاذ کند. بر اساس همین قاعده، روند تحولات و نوع کنش‌های تهران نسبت به بحران قطر نشان می‌دهد که کشورمان بر اساس نوعی احتیاط و جزم‌اندیشی نسبت به این موضوع مهم رفتار کرده است. با این وجود، این به معنای موفقیت کامل و مناسب بودن راهبرد ایران نیست، بلکه باید مقامات دستگاه سیاست خارجی کشورمان راهبردی فعال‌تر را اتخاذ کنند. 
شکوهی در ارتباط با فرصت‌هایی که بحران قطر پیش روی ایران قرار داده نیز بر این باور است که در شرایط کنونی نمی‌توان به نتیجه‌ای پیرامون این موضوع دست یافت که آیا بحران قطر می‌تواند «فرصت استراتژیک» برای تهران باشد یا خیر. واقعیت آن‌است که روند تحولات در منطقه خاورمیانه به گونه‌ای است که نمی‌توان آن را بر مبنای شاخص‌های منطقی ارزیابی کرد. از سوی دیگر، بحران قطر را می‌توان بیشتر یک دعوای خانوادگی میان اعراب دانست که امکان حل و فصل آن، با میانجیگری بسیار ممکن به نظر می‌رسد. با تمام این تفاسیر اگر از فرصت‌های محدود اقتصادی بحران قطر برای ایران بگذریم، بر این باور هستم که مهم‌ترین دستاورد بحران قطر برای ایران در ارتباط با ایجاد اختلاف داخلی میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس یا کشورهای عربی است. در ماه‌های بعد از روی کار آمدن ترامپ در آمریکا، عربستان بسیار تلاش کرد که ائتلاف بزرگ منطقه‌ای را به رهبری خود علیه ایران ایجاد کند اما در شرایط کنونی حتی اگر به صورت حداقلی نیز به مسئله نگاه کنیم شاهد هستیم که بسیار سخت است که این ائتلاف عربی ضد ایرانی در منطقه به شکلی قدرتمند شکل بگیرد و بتواند ضدیت خاصی را با تهران نشان دهد. 
همچنین این استاد روابط بین‌الملل دانشگاه علامه طباطبایی در ارتباط با جایگاه ایران در آینده معادلات سوریه و به ویژه بعد از توافقات محدود میان ترامپ و پوتین در نشست جی 20، معتقد است که ایران و روسیه در سوریه منافع مشترک بسیاری دارند اما واقعیت آن است که همکاری‌های میان دو کشور تا محدوده‌ای می‌تواند ادامه پیدا کند، یعنی، هیچ‌گاه نباید این گونه تصور کرد که اتحاد فعلی میان ایران روسیه برای همیشه پایدار خواهد ماند. باید این واقعیت را بپذیریم که تهران و مسکو در عرصه بحران سوریه منافع استراتژیک یکسانی ندارند و هر جا منافع دو کشور ایجاب کند امکان انفکاک و جدایی مسیر وجود دارد. برای نمونه امکان دارد مهم‌ترین موضوعات مشترک میان دو کشور حفظ بشار اسد در قدرت و مبارزه با داعش باشد اما زمانی که داعش در سوریه باقی نماند، آنگاه این امکان وجود دارد که اتحاد میان ایران و روسیه با تهدید‌ی جدی مواجه شود. 
اگر نگاهی تاریخی به موضوعات داشته باشیم به وضوح نمایان است که روس‌ها همواره بازیگرانی معامله‌گر بوده‌اند و بارها متحدان خود را در نتیجه توافق با قدرت‌های بزرگ تنها گذاشته‌اند. برای نمونه می‌توان به کشورهای عراق و لیبی اشاره کرد. از سوی دیگر در آمریکا نیز دونالد ترامپ به عنوان یک شخص تاجر مسلک به قدرت رسیده که معادلات بین‌المللی را بر اساس اصل معامله‌گری بازخوانی می‌کند. در نتیجه این اشتراک بعید به نظر نمی‌رسد که رد نتیجه یک بده و بستان توافقاتی میان دو کشور نسبت به بحران سوریه اتفاق بیفتد، هر چند در این میان باید به این موضوع توجه شود که منابع و پایه‌های قدرت ایران در عرصه بحران سوریه به اندازه‌ای است که هر گونه بر قراری صلح و حتی توافق بدون لحاظ کردن نقش تهران ممکن نیست. هر گونه توافق‌نامه‌ای بدون نظر مثبت ایران می‌تواند منجر به شکست باشد. در این مسیر نیز ایران باید بر اساس این اصل که باید یکی استراتژی برای ورود و خروج از یک بحران وجود داشته باشد، عمل کند. ایران با در پیش گرفتن یک دیپلماسی فعال و با مذاکره با روس‌ها می‌بایست آنها را به این اقناع برساند که ایران باید در هر گونه توافق و مذاکره‌ای برای تعیین آینده بحران سوریه نقش داشته باشد. در حقیقت این را باید به روس‌ها بقبولاند که هر گونه توافق نسبت به بحران سوریه بدون نقش ایران ممکن نیست. 
نقش ایران در معادلات آتی سوریه قابل حذف و نادیده‌انگاری نیست
دکتر عبدالرسول دیوسالار، کارشناس مسائل استراتژیک و امنیت بین‌الملل، بر این باور است که بهترین راهبرد در سیاست خارجی ایران نسبت به بحران قطر با کشورهای عربی، مبتنی بر نوعی دیپلماسی هوشمندانه است. در ابتدا ضروری است به این مسئله توجه شود که عملی شدن ناتو عربی می‌توانست چالش امنیتی بزرگی برای کشورمان باشد اما بحران قطر این مسئله را بسیار کمرنگ و به نوعی بحث ایجاد ناتوی عربی را با شکست مواجه کرد؛ بنابراین، مهم‌ترین راهبرد برای ایران نسبت به بحران قطر می‌تواند آغاز گفتگوهای استراتژیک با دوحه باشد. واقعیت این است که قطر هم در پی تامین منافع ملی خود بوده و ایران نیز در مناسبات با این کشور منافع ملی خود را در نظر دارد. از این جهت بر این باور هست که باید از انجام و اتحاذ راهبرد عجولانه برای نزدیکی به قطر ممانعت کرد. 
این کارشناس مسائل استراتژیک در ارتباط با فرصت‌هایی که بحران قطر برای کشورمان ایجاد کرده و ایران می‌تواند به‌عنوان فرصتی از آنها استفاده کند، می‌گوید استراتژیک‌ترین و بهترین فرصتی که بحران قطر در برابر ایران قرار داد در ارتباط با شکست طرح ناتوی عربی یا ائتلاف منطقه‌ای ضد ایران به رهبری عربستان بود. در واقع، خروج قطر از شورای همکاری خلیج فارس می‌تواند گام نهایی در شکست طرح ناتوی عربی باشد. به همین جهت می‌توان از این اتفاق به عنوان یک فرصت استفاده کرد و ایران فرصت‌های منطقه‌ای را به شکلی هماهنگ‌تر همانند وضعیتی که در مناسبات خود با عمان و کویت دارد پیگیری کند. علاوه براین، در بُعد اقتصادی نیز که کمترین حساسیت ممکن را هم دارد فرصت مناسبی برای تهران مهیا شده است. افزایش واردات و صادرات دو کشور در مبادلات با یکدیگر و تشوریق بازرگانان برای انجام مبادلات می‌تواند تاثیرات استراتژیک مهمی‌را در مناسبات ایران با قطر داشته باشد. در مجموع ضروری است که در این دو بُعد، کشورمان دیپلماسی هوشمندانه و امنیتی دقیقی را در پیش بگیرد و از هر اقدامی‌که امکان دارد حساسیت کشورهای منطقه را در پی داشته باشد، پرهیز کند. 
دیو‌سالار، در بخشی دیگر از گفته‌های خود تاکید کرد که راهبرد وزارت خارجه ایران نسبت به بحران قطر تا‌کنون مبتنی بر نوعی انفعال مثبت بوده و تا حدودی تلاش شده که درگیر در مسئله نشود. در این زمینه بر این باور هستم که باشد یک رویکرد و راهبرد فعال‌تر در پیش گرفته شود و آنچه تا کنون شاهد بوده‌ایم این است که بهره‌برداری مناسبی از بحران قطر در راستای منافع ملی ایران نشده است. 
این کارشناس مسائل امنیتی در ارتباط با توافق اخبر پوتین و ترامپ در نشست جی 20 و امکان ایجاد توافق بزرگ میان واشنگتن و مسکو، بر این امر تاکید کرد که با این فرضیه که اخیرا بر این اساس مطرح می‌شود که روسیه و آمریکا تهران را از نتایج و دستاوردهای بحران سوریه کنار خواهند گذاشت، به هیچ عنوان موافق نیستم. واقعیت آن است که ایران مجموعه‌ای از منابع زیرزمینی و عملیاتی را در سوریه ایجاد کرده و روس‌ها به خوبی می‌دانند ایران نیرویی نیست که از روند معادلات سوریه کنار گذاشته شود؛ حتی توجه به این مسئله ضروری است که پوتین در حاشیه نشست جی 20 در پاسخ به خبرنگاران بر نقش جدی و مهم ایران و ترکیه در عرصه معادلات منطقه‌ای تاکید کرد. این هوشمندی در میان روس‌ها وجود دارد که تهران را نمی‌توان از معادلات آینده و توافقات آتی کنار گذاشت. در حقیقت، منابع پشتیبان در سیاست خارجی ایران به اندازه‌ای است که هر گونه توافق و معاهده‌ای در ارتباط با بحران سوریه بدون ایفای نقش تهران ممکن نیست. یعنی ظرفیت‌های نظامی‌و بالقوه ایران در تحولات منطقه به‌گونه‌ای است که ایران در تحولات منطقه قابل حذف نیست. منابع عینی و نیروهایی که ایران در کشور سوریه در اختیار دارد، می‌تواند زمینه دگرگونی در معادلات باشد. همچنین، روس‌ها در برایر ایران از محدودیت‌های استراتژیک برخوردار هستند و به وضوح می‌دانند که ایران از چه توانایی‌هایی برای تاثیرگذاری در معادلات سوریه برخوردار است و از این جهت، به نظر نمی‌رسد که آنها بدون ایران توافق بزرگی با آمریکا داشته باشند. علاوه براین موضوع سازش و توافق میان آمریکا و روسیه بسیار پیچیده است و با صراحت نمی‌توان از توافق میان دو کشور سخن به میان آورد. مسائل استراتژیک بین‌المللی و توافق میان دو قدرت بزرگ نیاز به تامل بیشتری دارد و در آینده این موضوع روشن خواهد شد.  

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما