روحانی‌، نقطه ثقل گروه های سیاسی

رویکردی «کارکرد گرایانه» به حوادث اخیر:

روحانی‌، نقطه ثقل گروه های سیاسی

10 تیر 1396 14:20

فارغ از انگیزه‌ها‌، عوامل و عللی که گاه موجب شکل‌گیری یک وضعیت می‌شوند‌، بررسی آن وضعیت و اینکه تا چه اندازه می‌توان از آن وضعیت به نفع اهداف مورد نظر استفاده برد‌، راهکار مناسبی را  برای تحلیل وضعیت موجود و به تبع آن ترسیم آینده در اختیار ما قرار می‌دهد که از منظر «کارکردگرایانه» می‌توان به آن نگریست‌. رویکردی که مایلم از آن در بررسی مسائل اخیر و هجو و هجوم بی‌سابقه‌ای که اخیرا از تریبون‌های رسمی‌و غیر رسمی‌به منتخب ملت صورت گرفته است، بپردازم:

شمسی پورمحمدی: فارغ از انگیزه‌ها‌، عوامل و عللی که گاه موجب شکل‌گیری یک وضعیت می‌شوند‌، بررسی آن وضعیت و اینکه تا چه اندازه می‌توان از آن وضعیت به نفع اهداف مورد نظر استفاده برد‌، راهکار مناسبی را  برای تحلیل وضعیت موجود و به تبع آن ترسیم آینده در اختیار ما قرار می‌دهد که از منظر «کارکردگرایانه» می‌توان به آن نگریست‌. رویکردی که مایلم از آن در بررسی مسائل اخیر و هجو و هجوم بی‌سابقه‌ای که اخیرا از تریبون‌های رسمی‌و غیر رسمی‌به منتخب ملت صورت گرفته است، بپردازم:
1-در نقد و تحلیل جریان‌های سیاسی دو جریان تندرو در دو سر طیف اصول‌گرا و اصلاح طلب شناخته شده‌اند‌، با اندکی اغماض می‌توان از این دو جریان به نام«احمدی‌نژادی‌ها» در طیف اصول‌گرا و جریان موسوم به «جنبش سبز» در طیف اصلاح طلب یاد کرد. دو جریانی که  وقایع 88 را در ایران پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری خواسته یا ناخواسته رقم زدند، اگرچه باور عمومی‌بر آن است که سنگینی اتهام‌ها و محکمه‌های پس از آن وقایع همواره بیشتر به نفع یکی از آن دو جریان بوده است.اما از ویژگی‌های دیگر این دو جریان جوان‌گرایی آن است که توجه زیادی به مطالبات بدنه اجتماعی خود دارد. همین ویژگی نقش و تاثیر این دو جریان سیاسی _ اجتماعی را در مقاطع حساسی مانند انتخابات برجسته‌تر می‌کند، اما از سوی دیگر کنترل و هدایت آن را در همان مقاطع با دشواری‌هایی مواجه می‌سازد. چرا که میل و انگیزه این دو جریان و برخی رهبران آنها به تغییرات سیاسی – اجتماعی مورد نظر، گاه موجب شده است که آنها سایر نیروهای اجتماعی و سیاسی و حتی رهبران خود را به «کند روی» در دستیابی به خواسته‌ها و مطالبات متهم کنند. اتهامی‌که در مقاطع مختلف سیاسی به افرادی مانند‌: هاشمی‌ و  رئیس دولت اصلاحات ‌وارد شده است و در حال حاضر این اتهام متوجه حسن روحانی و دولت اوست. فارغ از اینکه این اتهام تا چه اندازه درست یا غلط باشد، اما نقطه تلاقی این جریانات با حاکمیت آنجا بروز می‌کند که در ارزیابی مورد نظر نظام جمهوری اسلامی ‌این کندروی همان نقطه تعادلی است که او  خواهان آن است و مایل است از آن به عنوان نقطه«ثبات» خود در داخل و منطقه یاد کند. در عین حال و بدون شک جمهوری اسلامی ‌این نقطه ثبات را نه تنها در نحوه استقرار دولت‌ها جستجو می‌کند‌، بلکه در نحوه چینش افراد کابینه به‌‌ویژه در انتخاب وزرای کلیدی در دستگاه‌های سیاسی و امنیتی  مانند وزارت خارجه‌، وزارت اطلاعات‌، وزارت کشور و وزارتخانه‌های فرهنگی مانند وزارت علوم و وزارت ارشاد پیگیری و دنبال می‌کند‌. همان وزارتخانه‌هایی که  هر کدام بیشترین نقش و تاثیر را می‌توانند در تغییرات مورد نظر منتقدان و بخش زیادی از مطالبات مورد نظر بدنه اجتماعی جریان‌های مورد نظر داشته باشند‌. وزارتخانه‌هایی که همواره موارد اختلاف و بحث میان حاکمیت و دولت مستقر از یکسو و اختلاف نظر میان دولت‌های مستقر و حامیان آنها از سوی دیگر بوده‌اند.
2- صف‌بندی میان برجامیان و نابرجامیان در انتخابات مجلس نهم که به پیروزی دو لیست امید و مجلس خبرگان رهبری در سال 92 منجر شد، تقریبا تکلیف نیروهای سیاسی داخلی را در مورد توافق هسته‌ای در همان انتخابات معلوم و مشخص کرد. اگرچه پیروزی ترامپ در ایالات متحده این امید را در دل منتقدان این توافق ایجاد کرد که شاید بتوانند سوار بر موج جدید رسانه‌ای که علیه توافق هسته‌ای از کاخ سفید و حامیان سیاست‌های جدید دولت آمریکا برخاسته بود، دوباره به قدرت بازگردند‌، اما از یک طرف مواضع دوپهلوی دولت جدید آمریکا در این خصوص  و شرایط اقتصادی و اجتماعی داخلی از سوی دیگر خیلی زود منتقدان دولت را وادار به تغییر تاکتیک انتخاباتی خود از  شعارهای سیاسی در سال 92 به شعارهای اقتصادی 96 درصدی و چهار درصدی در انتخابات ریاست جمهوری کرد. شعارهایی که در همان چارچوب تحلیلی کار‌کردگرایانه  چنانچه هر ضرر وزیانی  برای زیر سوال بردن کار آمدی دولت‌ها در نظام جمهوری اسلامی‌داشته باشند‌، اما از آنجایی که عملکرد دستگاه‌های اجرایی را هدف انتقادات خود  قرار می‌دهند و اصل حاکمیت و اصول گفتمانی آن را به چالش  نمی‌کشند‌، در ارزیابی نهایی نقش چندانی در بر‌هم زدن تعادل و ثبات مورد نظر جمهوری اسلامی‌نخواهند داشت. انتخاب چنین شعاری در طول رقابت‌های انتخاباتی ریاست جمهوری البته در کمترین نتیجه خود برای منتقدان توانست 15 میلیون رای را جمع‌آوری کند و آنها را به عنوان بازندگان تاثیر گذار در تحولات آینده معرفی کند. در عین حال این شعار و شعارهای اقتصادی مشابه که بارها و بارها از سوی رقبای دولت و رسانه‌های حامی‌آنها تکرار شد، توانست صدای مطالبات این بازندگان پرشمار و اثرگذار را به گوش پیروز انتخابات و حامیان او برساند و خط و نشان پررنگی را برای چینش کابینه آینده و توجه به اولویت‌های اقتصادی و معیشتی مورد نظر آنها ترسیم کند. خط و نشانی که اگرچه به ویژه در روزهای منتهی به پایان انتخابات و سخنرانی‌های جنجالی حسن روحانی رنگ و بویی دیگر گرفت و نهایتا او را پیروز میدان رقابت کرد‌، اما پس از فرو‌کش شدن هیجانات ناشی از پیروزی 57 درصدی او و آغاز مجادلات مربوط به چینش کابینه دوازدهم و تعیین اولویت‌ها از سوی حامیان او که می‌توانست فضای سیاسی ایران را وارد صف‌بندی‌های جدیدی برای چهار سال آینده و دولت بعد از او بکند، حالا سد محکمی‌را در برابر او و در مسیر حرکت دولت دوازدهم به سمت اهداف مورد نظر حامیان او ایجاد کرده است‌. این‌بار گویا نوبت همان بازندگان بود که دوباره به چهره پیروز و حامیان سیاسی گوناگونش حضور خود را اعلام و خواسته‌های خود را یاد آوری کنند‌.
 صدای این حضور ناخوشایند آن هم تنها کمتر از یکماه پس از انتخابات در حالی در قالب شعارها و ادبیات هجو آمیز بروز و ظهور کرده است که از آن طرف به طرز غیرقابل باوری با عملیات تروریستی داعش به  داخل مرزهای ایران و شلیک به سمت نماد دموکراسی ایرانی و عملیات انفجار در حرم بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ‌در قلب ایران مصادف شده است. این همزمانی البته چند پیام و پیامد روشن هم برای دولت حسن روحانی  و گروه‌های سیاسی حامی‌او و هم برای جمهوری اسلامی‌ایران دارد. پیامدها و پیام‌هایی که می تواند در رویکردی متفاوت به حوادث اخیر و هجو و هجوم ها به رییس جمهور ، آنها را مانند قطعات پازلی برای ترسیم وضعیت آینده مورد توجه و نظر قرار داد و در عین حال مسیرهای آینده حرکت گروه های سیاسی را از میان آنها جستجو کرد. 
اما این وضعیت هرچه باشد در بهترین حالت آن تغییر چندانی در صف‌بندی‌های سیاسی داخلی و چرخش به سمت تغییرات گفتمانی از سوی حامیان دولت پیروز و در نتیجه کابینه دوازدهم ایجاد نخواهد کرد. از سوی دیگر و در ارزیابی نهایی نتیجه این عدم تغییر وضعیت همان نقطه تعادلی خواهد بود که نظام جمهوری اسلامی‌ می‌تواند به آن تکیه کند و بر اساس آن اهداف بلند مدت منطقه‌ای خود را پیگیری و اجرا کند و این البته همان چیزی است که می تواند شرایط "ثبات" ایران را در منطقه آشوب زده خاورمیانه رقم بزند. 

کلمات کلیدی
shareاشتراک گذاری

نظرات شما